شاید شنیدن این حرف برای بسیاری از نوازندگان درامز خوشایند نباشد، اما در میان این افراد نیز همچون نوازندگان هر ساز دیگری، باورهای اشتباهی رایج است که مسیر پیشرفت و عملکرد کلی آنها را در نوازندگی تحتالشعاع قرار میدهند.
این باورها باعث درگیریهای لفظی بسیاری در تالارهای گفتگوی آنلاین درامز شدهاند، جلسات ضبط را پیچیده ساختهاند و اختلافهایی غیرقابل حل را نیز در فضای گروههای موسیقی به بار آوردهاند.
برخی از بحثها در دنیای موسیقی میتوانند سازنده باشند و نکاتی را به نوازندگان بیاموزند. ما انسانها نمیتوانیم همیشه با یکدیگر موافق باشیم؛ زیرا هر سؤالی یک جواب واحد ندارد و هر فرد میتواند نظری متفاوت درباره آن داشته باشد. اما برخی از اوقات، درامرها سعی دارند باورهای غلط خود را به دیگران تحمیل کنند و این امر به هیچ وجه سازنده نیست.
در این مطلب، قصد داریم چند نمونه از باورهای اشتباه درباره نوازندگی درامز را ذکر کنیم و دلیل اشتباه بودن آنها را نیز با شما در میان بگذاریم؛ باورهایی که برخی از درامرها بر آنها پافشاری میکنند و هیچگاه از آنها کوتاه نمیآیند!
۱- «من به مترونوم نیازی ندارم!»
همه ما میدانیم که وظیفه درامر، نواختن ریتم موسیقی است و بهگونهای، نقش مترونوم را برای سایر نوازندگان گروه ایفا میکند. با این حساب، بسیاری از درامرها از خود میپرسند که «اگر من قرار است نقش یک مترونوم را برای گروه خود ایفا کنم، پس چرا باید برای نوازندگی به مترونوم نیاز داشته باشم؟»
این باور بسیار رایج و متأسفانه بسیار غلط است! زیرا انسان ربات نیست و نمیتواند زمانبندی را بهشکلی بینقص در ذهن و عضلات خود حفظ کند.
برخی از افراد شم زمانی و ریتمیک بهتری از میانگین افراد دارند؛ اما بسیاری از افراد نیز تنها فکر میکنند که چنین مهارتی دارند و چندان هم در این زمینه ماهر نیستند!
تمرین با تکیه بر مترونوم، نهتنها به شما کمک میکند که برای نوازندگی در جلسات ضبط استودیویی آمادگی بیشتری داشته باشید، بلکه شم ریتمیک شما را نیز بهبود میدهد و باعث میشود که بتوانید ریتم نوازندگی خود را در یک اجرای زنده، بدون کمک یک کلیک ترک، حفظ کنید.
البته این امر به این معنا نیست که شما بدون تمرین و اجرا با مترونوم نمیتوانید به یک درامر فوقالعاده بدل شوید؛ اما اگر یک شانس بزرگ برای بهبود مهارت نوازندگیتان وجود داشته باشد، چرا باید بر باور غلط خود پافشاری کنید و از آن بهره نگیرید؟
شما میتوانید در نوازندگی خود، از مترونوم یا کلیک ترک بهعنوان یک مرجع کمک بگیرید، اما بهطور کامل به آن تکیه نکنید و هر زمان که صلاح دیدید، از آن فاصله بگیرید.
مترونوم نه یک ابزار برای نوازندگان مبتدی، بلکه یک مرجع زمانی ارزشمند در موسیقی است که نوازندگان هر سازی باید از آن بهره بگیرند.
۲- «تجهیزات گرانتر و بهتر، شما را به درامری بهتر تبدیل میکنند!»
درست است که یک درام کیت باکیفیت و گرانقیمت میتواند مهارتهای یک درامر خوب را بهشکلی برجستهتر نشان دهد و نوازندگی او را با صدایی شفافتر و جذابتر به گوش شنوندگان برساند، اما قرار نیست که این تجهیزات گرانقیمت، کمبودهای شما در تکنیک را جبران کنند!
حقیقت این است که اگر درامر خوب و توانمندی نباشید، نمیتوانید نقاط ضعف خود را در پشت یک ساز گرانقیمت پنهان کنید. از این رو، بهتر است تنها زمانی اقدام به خرید تجهیزات گرانقیمت کنید که مشکلی برای صرف هزینه ندارید و این خرید باعث مشکلات مالی در زندگی شما نمیشود.
هیچگاه فکر نکنید که میتوانید با خرید یک کیت چند هزار دلاری، خود را بهعنوان یک درامر بهتر جا بزنید! پیشرفت در نوازندگی تنها با تمرین حاصل میشود، نه خرید وسایل!
۳- «هرچه سریعتر و پرشدتتر نوازندگی کنید، درامر بهتری هستید!»
بسیاری از درامرها شاید بهشکل صریح به چنین باوری اذعان نداشته باشند، اما بهصورت ناخودآگاه چنین رویکردی را پیش میگیرند.
چنین طرز فکری خصوصاً در میان درامرهای تازهکار رایج است و حتی برخی از آنها بر این باورند که اگر یک درامر دستان خود را برای ضربه زدن به ساز بهاندازه کافی بالا نیاورد، نوازنده خوبی نیست!
با اینکه نواختن درامز با شدتی بالا میتواند ظاهری دیدنیتر به نوازندگیتان ببخشد، اما باید بدانید که شدت نوازندگی شما، به هیچ وجه بیانگر تواناییهای فنی و حسی شما بهعنوان یک درامر نیست.
در واقع، اغلب درامرهای بزرگ دنیا، بیش از آنکه به زیبا به نظر رسیدن نوازندگیشان فکر کنند و بخواهند یک شومن جذاب باشند، نهایت سعی خود را میکنند که حرکاتشان را به بهینهترین شکل ممکن انجام دهند و با صرف کمترین انرژی، بیشترین و تمیزترین نتها را بنوازند. در نتیجه، این افراد معمولاً دستان و درام استیکهای خود را با فاصلهای بسیار کم با سطح درامهای خود نگه میدارند تا برای ضربه زدن به ساز، کمترین انرژی ممکن را صرف کنند.
البته در نظر داشته باشید که شدت نوازندگی درامز، ارتباطی معکوس با مهارت نوازندگی این ساز نیز ندارد و شما میتوانید هم یک درامر ماهر باشید و هم با شدتی بالا نوازندگی کنید؛ اما هرگز نباید فراموش کنید که نوازندگی شدید، اصلاً به معنای نوازندگی ماهرانه نیست!
بهجز این، جمعیت وسیعی از درامرها نیز وجود دارند که معتقدند سرعت بالا در نوازندگی، با مهارت بالا مترادف است و هرچه سریعتر ساز بنوازید، یعنی درامر ماهرتری هستید.
اما نکتهای که آنها نادیده میگیرند این است که بسیاری از درامرهای افسانهای و ماهر در طول تاریخ موسیقی، معمولاً نوازندگی آرام و بسیار سادهای داشتهاند و به این دلیل به شهرت رسیدهاند که به بهترین نحو ممکن، با موسیقی و ایده آن همراه میشدهاند و بهنوعی، در خدمت اجزای دیگر موسیقی بودهاند.
تاد سوکرمن (Todd Sucherman)، درامر مشهور گروه موسیقی استیکس (Styx)، سخنی ارزشمند در این رابطه گفته است: «نیازی نیست که درام کیت خود را زیر باد کتک بگیرید تا صدایی قوی و خوب از آن دریافت کنید!»
۴- «من تجربهای بیشتر در نوازندگی دارم و باید به من اعتماد کنی!»
شاید این مورد در ابتدا کمی عجیب به نظر برسد و با خود فکر کنید که مطمئناً تجربه، عامل اصلی مهارت است و این باور چندان هم غلط نیست. اما این باور همیشه صحیح نیست!
بسیاری از درامرها بر این باور هستند که هرچه سالهای بیشتری را صرف نوازندگی کرده باشید، بهطور خودکار مهارتی بیشتر دارید. اما بیایید دلیل غلط بودن این باور را مورد بررسی قرار دهیم.
اگر با دو درامر، یکی با سی سال تجربه و دیگری با تنها سه سال تجربه روبرو شوید، بدون شک انتظار دارید که درامر باتجربهتر، سوادی بیشتر در زمینه ساز خود داشته باشد و در کل، نوازندهای بهتر باشد. اما در نوازندگی درامز نیز همچون بسیاری دیگر از چیزها در زندگی، کیفیت بسیار مهمتر از کمیت است!
برای مثال، یک درامر ممکن است سه دهه تجربه نوازندگی این ساز را داشته باشد، اما با تمرینهای محدود خود، هنوز هم یک نوازنده مبتدی به شمار رود و از سوی دیگر، یک درامر با تجربهای بسیار کمتر، هر روز تمرین کرده باشد و با اشتیاق و عشق بسیار به نوازندگی، پیشرفتی بسیار سریعتر را تجربه کرده باشد و درامری بهوضوح بهتر از فرد باتجربهتر باشد.
مهمترین چیزی که در این زمینه باید به خاطر داشته باشید، این است که تجربه خود در نوازندگی را بهعنوان راهی برای اعلام برتری به سایر درامرها بهکار نگیرید و فراموش نکنید که درامرها با هر میزانی از تجربه و مهارت، باید به یکدیگر کمک کنند و نقش یک پشتیبان را در مسیر پیشرفت یکدیگر ایفا کنند.
۵- «رودیمنت به درد من نمیخورد!»
اگر شما نیز یک درامر باشید، شاید گاه با خود گفتهاید: «اگر قرار نیست از رودیمنتها استفاده کنم، چرا باید آنها را تمرین کنم؟»
اما این ریتمهای پایه در نوازندگی درامز یا همان رودیمنتها، یک رکن بسیار مهم برای پرورش مهارتهای شما به شمار میروند.
اگر اجرای درامرهایی همچون دیوید گریبالدی (David Garibaldi) را دیده باشید، میدانید که رودیمنتها یا الگوهای ساده میتوانند در حین نوازندگی به کار گرفته شوند تا حالوهوایی جذابتر و کاملتر به اجرای شما ببخشند.
شما میتوانید فلم تپها و رولهای هفت ضربی را به سولوهای اسنر و پاساژهای خود بیفزایید تا آنها را جذابتر کنید یا پارادیدلها را در کل درام کیت پخش کنید و هر یک از ضربات آن را بر روی یکی از اجزای کیت خود اجرا کنید.
در واقع، میتوان گفت که یادگیری رودیمنتها، مهارت تکنیکی شما را بهشکلی قابلتوجه بهبود میدهد و به دایره لغات شما در نوازندگی درامز وسعت میبخشد.
بهطور خلاصه، شما برای نوازندگی درامز بهشکلی زیبا، نیازی مبرم به یادگیری رودیمنتها ندارید؛ اما یادگیری حداقل چند نمونه از این موارد پایه، میتواند قابلیتهایی گستردهتر را در طول نوازندگی، خصوصاً بداههنوازی، در اختیار شما قرار دهد.
سخن آخر
این موارد، رایجترین باورهای غلطی بودند که درامرها بر سر آنها با همکاران خود بحثهایی فرسایشی و آزاردهنده را پیش میگیرند. اگر شما نیز درامر هستید و دچار یکی از این باورها بودهاید، امیدواریم که با مطالعه این مطلب، متوجه اشتباه بودن باور خود شده باشید و اکنون، رویکردی صحیحتر را پیش بگیرید.
اگر نوازنده درامز هستید، آیا تابهحال پیش آمده است که بر سر یکی از موارد ذکرشده در این مطلب، با یک درامر دیگر بحث کرده باشید؟ آیا شما نیز فکر میکنید که این باورها باید در میان درامرها ریشهکن شوند یا به نظرتان چندی از آنها کماکان صحیح هستند؟ در این صورت، این باور کدامیک از موارد ذکرشده در این مطلب است و چرا به نظرتان اشتباه نیست؟
از شما دعوت میکنیم که پاسخ خود به این سؤالات را در بخش نظرات همین مطلب، با ما و مخاطبین گیتار ایران در میان بگذارید.
در پایان، پیشنهاد میکنیم ویدیوی «نکاتی برای ارتقای کیفیت تمرین و نوازندگی درامز» را نیز تماشا کنید تا برخی از نکات مطرحشده در این مطلب را بهتر درک کنید:
منبع: Drumeo
نویسنده: Samantha Landa
مترجم: امیر تولی

