گیتار کلاسیک بهشکل امروزی خود، حاصل یک پیشرفت تدریجی در پروسه طراحی و ساخت این ساز است که تکامل آن، چندین نسل به طول انجامیده است؛ روندی که در طی آن، تجربه کارگاهی، شناخت علم آکوستیک و نیازهای اجرایی نوازندگان بهتدریج به استانداردی واحد در دنیا تبدیل شد.
با وجود اینکه گیتار کلاسیک سابقهای طولانی در قاره اروپا دارد، اما شکل کنونی آن بیش از هر چیز، محصول تعامل مداوم سازندگان برجسته و نوازندگان حرفهای در قرنهای نوزدهم و بیستم میلادی است. هر تغییر در ابعاد و طراحی بدنه، صفحه رویی آن یا چوب مورد استفاده در ساخت اجزای گیتار، پاسخی عملی به مسئلهای در زمینه عملکرد کلی این ساز بوده است: افزایش حجم صدا، توازن پاسخدهی فرکانسی، پایداری کوک و امکان اجرا در سالنهای بزرگتر همراه با سازهایی دیگر.
در این میان و در طول تاریخ شکلگیری گیتار کلاسیک تا به امروز، برخی از لوتیرها نقشی بسیار برجستهتر از یک صنعتگر ساده را ایفا کردهاند و با تعریف الگوها و استانداردهایی تازه در طراحی این ساز، تأثیراتی مهم را بر شکل کلی آن گذاشتهاند. سازهای ساختهشده توسط این افراد، به یک معیار در دنیای گیتار تبدیل شده است و نسلهای بعدی سازندگان و نوازندگان گیتار کلاسیک، از آنها بهعنوان مرجع برای شکلدهی به کار خود بهره گرفتهاند.
بررسی آثار این لوتیرهای مشهور، در واقع مطالعهای مفید در تاریخ تحول گیتار است؛ تاریخی که نشان میدهد تمامی ویژگیهای کنونی این ساز، از شکل بدنه تا ماهیت صوتی و تعداد فرتهای آن، نتیجه مجموعهای از تصمیمهای فنی، تجربههای کارگاهی و همکاریهای هنری است.
در این مطلب، قصد داریم به معرفی افرادی بپردازیم که هر یک در مقطعی، مسیر شکلگیری گیتار کلاسیک را تغییر دادهاند و با ارائه ایدههایی تازه، این ساز را به سازی قابلتر و کاملتر تبدیل کردهاند.
آنتونیو د تورس
سازهای معدودی در دنیا وجود دارند که بهاندازه نسخه مدرن گیتار کلاسیک، شاهد تغییراتی اساسی و مکرر در ساختار خود بوده باشند.
در قرن نوزدهم میلادی، طراحی گیتار کلاسیک در هر کشور اروپایی تفاوتهایی برجسته با کشورهای دیگر داشت؛ اما لوتیر اسپانیایی مشهور، آنتونیو د تورس (Antonio de Torres)، ساختاری واحد را به صنعتگران این ساز معرفی کرد و باعث همراستایی تمامی این افراد در طراحی گیتار کلاسیک شد.
تورس سازی طراحی کرد که بخش رویی بدنه آن از تخته چوبی نازک و محدب، با تیغههای تقویتکننده با الگوی بادبزنی ساخته شده بود و بدنه آن نیز نسبت به نسخههای پیشین گیتار، بزرگتر بود. اغلب این ویژگیها، اکنون نیز از عناصر کلیدی در طراحی گیتار کلاسیک هستند و نقشی اساسی در ماهیت صوتی گرم، شفاف و پرطنین نمونه مدرن این ساز دارند.
تورس که بهعنوان پدر گیتار کلاسیک شناخته میشود، چهارچوبی را برای طراحی این ساز ابداع و تعیین کرد که هنوز هم تقریباً تمامی جزئیات آن، بخشهایی اساسی از ساختار و طراحی یک گیتار کلاسیک به شمار میروند.
دههها بعد، موزیسینهای مشهوری همچون جولین بریم (Julian Bream) با نواختن سازهای تورس و مقایسه آنها با گیتارهای دوران باروک (Baroque)، به این امر صحه گذاشتند که سازهای طراحیشده توسط تورس هم در عمق صدای خود و هم در حس نوازندگی، بهوضوح سازهایی بهتر از گیتارهای باروک هستند و از ویژگیهایی برخوردارند که باعث تبدیل شدن گیتار کلاسیک به یک ساز محبوب و ایدهآل برای اجراهای مدرن موسیقی کلاسیک شده است.
خوزه رامیرز اول
پس از نوآوریهای تورس در دنیای گیتار، خانواده رامیرز از شهر مادرید اسپانیا، میراث این کشور در تولید گیتار کلاسیک و هدایت آن در مسیر تبدیل شدن به سازی امروزی را ادامه دادند و سعی در بهبود طراحیهای تورس داشتند.
کارگاه خانواده رامیرز که در سال ۱۸۸۲ توسط خوزه رامیرز اول (José Ramírez I) تأسیس شد، با طراحیهای نوآورانه خود، بهسرعت به یکی از نامهای تأثیرگذار در صنعت گیتار کشور اسپانیا تبدیل شد.
اولین سازهایی که توسط رامیرز ساخته شدند، محبوبیتی قابلتوجه در جامعه نوازندگان موسیقی فلامنکو (flamenco) پیدا کردند؛ اما با وسعت گرفتن استفاده از گیتار در صحنه موسیقی کلاسیک، سازندگان این ساز نیز بر آن شدند که طراحی محصولات خود را برای استفاده در کنسرتهای این سبک از موسیقی بهینهسازی کنند.
یکی از مهمترین لحظات در تاریخچه گیتار کلاسیک، در سال ۱۹۱۳ و در زمانی رخ داد که آندرس سگوویا (Andrés Segovia) برای خرید یک گیتار کنسرت به کارگاه خانواده رامیرز مراجعه کرد؛ کارگاهی که در آن دوران، تحت مدیریت فرزند خوزه، یعنی مانوئل رامیرز (Manuel Ramírez) قرار داشت.
مانوئل یک گیتار نفیس به آندرس سگوویا قرض داد که توسط سانتوس هرناندز (Santos Hernández) ساخته شده بود. سگوویا بهحدی از این ساز خوشش آمد که بیش از دو دهه با استفاده از آن به نوازندگی و اجرای زنده پرداخت. این همکاری به افزایش شهرت سگوویا و تبدیل شدن او به یک گیتاریست مهم در سطح جهانی کمک کرد. همچنین، بهلطف این همکاری، نام خانواده رامیرز نیز بهعنوان یکی از برترین تولیدکنندگان گیتار بر سر زبانها افتاد و محصولات کارگاه این خانواده، با استقبالی بیسابقه از سوی نوازندگان مواجه شدند.
خوزه رامیرز سوم
نکته جالب اینجاست که هر نسل از خانواده رامیرز، ایدههای نوآورانه و جدید را به صنعت گیتار کلاسیک وارد میکرد. برای مثال، خوزه رامیرز سوم (José Ramírez III) نیز در تولیدات خود، اندازه ساندبورد ساز را افزایش داد و همچنین اولین لوتیری بود که از چوب سدر (cedar) در ساخت بخش رویی بدنه گیتار بهره گرفت.
خوزه در سال ۱۹۶۳، طی همکاری با گیتاریست مشهور اسپانیایی، نارسیسو یپز (Narciso Yepes) یک گیتار دهسیم ساخت.
در همین سال، آندرس سگوویا نیز یکی از گیتارهای خوزه رامیرز سوم را خریداری کرد و از آن تا انتهای عمر حرفهای خود بهعنوان گیتاریست بهره گرفت.
چندی از مشهورترین گیتاریستهای آن زمان، از جمله نارسیسو یپز، کریستوفر پارکنینگ (Christopher Parkening) و کازوهیتو یاماشیتا (Kazuhito Yamashita) نیز گیتارهای خوزه رامیرز سوم را مورد تمجید قرار دادهاند و از صدای طنینانداز و پویا و بیس قدرتمند آنها تعریف کردهاند.
امروزه، کمپانی رامیرز تحت مدیریت نسل پنجم از لوتیرهای این خانواده، یعنی آمالیا رامیرز (Amalia Ramírez)، با قدرت به تولید گیتارهای کلاسیک ادامه میدهد و با تولید این ساز به روش سنتی اسپانیایی، میراث غنی بنیانگذار خود، یعنی خوزه رامیرز اول را بهشکل کامل حفظ کرده است.
هرمن هاوزر اول
درست در سالهایی که خوزه رامیرز اول با تولید گیتارهایی نوآورانه در حال دستیابی به شهرتی جهانی بود، در کشور آلمان نیز هرمن هاوزر اول (Hermann Hauser I) با ایدههای خلاقانه خود، به ترکیبی منحصربهفرد از دقت و ظرافت صوتی در تولیدات خود دست یافته بود.
آندرس سگوویا در سال ۱۹۲۰ برای اولین بار نوازندگی با گیتارهای هاوزر را تجربه کرد و بعدها، گیتار کلاسیک هاوزر خود که یک نمونه ساخت سال ۱۹۳۷ بود را «بهترین گیتار عصر فعلی» خواند!
پیش از این، سگوویا یکی از گیتارهای مانوئل رامیرز را تا مدتها بهعنوان ساز اصلی خود در اجراهای زندهاش مورد استفاده قرار میداد، اما پس از اینکه این گیتار دچار مشکلاتی ساختاری و غیرقابل حل شد، او تصمیم گرفت که از گیتار هاوزر مورد بحث بهعنوان ساز اصلی خود استفاده کند و تا سالها نیز به استفاده از همین گیتار ادامه داد.
بسیاری دیگر از گیتاریستهای برجسته دیگر در این دوران، از جمله میگل یوبت (Miguel Llobet) و جولین بریم (Julian Bream) نیز از گیتارهای هاوزر در اجراهای زنده خود بهره میگرفتند.
نوآوریهای هاوزر در بخشهای تیغههای تقویتکننده داخل بدنه و طراحی دسته گیتار کلاسیک، باعث تولید سازهایی باکیفیت و نفیس شد که بیش از هر چیز، به دیرند فوقالعاده، شفافیت عالی و توازن بیرقیب صدای خود مشهود بودند.
رویکرد هرمن هاوزر اول در ساخت گیتار و میراث او در این زمینه، به فرزندان او، یعنی هرمن دوم و سوم نیز رسید و سازهای این لوتیرهای برجسته نیز گیتارهایی بسیار محبوب هستند که توسط گیتاریستهای برجستهای چون پپه رومرو (Pepe Romero) مورد استفاده قرار گرفتهاند.
ایگناسیو فلتا
درحالیکه هاوزر با رویکردی دقیق و «آلمانی» به تولید گیتار میپرداخت، همزمان لوتیرهایی همچون ایگناسیو فلتا (Ignacio Fleta) در کشور اسپانیا، با بهکارگیری روشهای سنتی این کشور در ساخت گیتار کلاسیک، سازهایی جسورانه و منحصربهفرد خلق میکردند که هر یک، روحی مختص خود داشت.
فلتا که در اصل برای ساخت ویلن آموزش دیده بود، پس از شنیدن نوازندگی سگوویا در سال ۱۹۵۵، متحول شد و تصمیم گرفت مهارت خود در ساخت سازهای زهی را در تولید گیتار به کار بگیرد.
سازهای فلتا که معمولاً تاپی ضخیم از جنس چوب سدر و تیغههای تقویتی متعددی با الگوی بادبزنی داشتند، از صدایی قدرتمند و طنینانداز برخوردار بودند که بهخوبی در تالارهای ارکستر بزرگ به گوش میرسید. همین امر نیز باعث شده بود که سازهای این لوتیر، بهوفور در کنسرتهای بزرگ و مهم، توسط گیتاریستهای برجسته مورد استفاده قرار بگیرند.
سگوویا نیز طبق معمول، یکی از نوازندگان بزرگی بود که از سازهای ایگناسیو فلتا استفاده کرد و تنها دو سال پس از آغاز کار او بهعنوان لوتیر، سفارش تولید یک گیتار را به او داد. سگوویا از این گیتار در طول حرفه نوازندگی گیتار خود بهشکلی مداوم استفاده کرد و آن را در بسیاری از اجراهای زنده خود نواخت.
اما علاوه بر سگوویا، گیتاریستهای دیگری همچون جان ویلیامز (John Williams)، آلیریو دیاز (Alirio Díaz) و توریبیو سانتوس (Turibio Santos) نیز به دلیل برخورداری از استقامت ساختاری عالی و طنین صدای بیرقیب گیتارهای فلتا، طرفدار این سازها بودند.
زمانی که فرزندان ایگناسیو، یعنی گابریل و فرانسیسکو نیز در تولید گیتار به او پیوستند، کارگاه خانوادگی فلتا به اوج خلاقیت خود رسید و به شهرتی مضاعف دست یافت.
دنیل فردریش
دنیل فردریش (Daniel Friederich) یکی از لوتیرهای معاصر در شهر پاریس است که بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین تولیدکنندگان گیتار کلاسیک در قرن بیستم شناخته میشود.
گیتارهای تولیدشده توسط فردریش به توازن صوتی عالی، پاسخدهی بیرقیب و کیفیت ساخت چشمگیر خود شناخته میشوند و ترکیبی از ظرافت و زیبایی صوتی با ظاهر و ساختار نفیس را به نوازندگان ارائه میکنند.
رویکرد ریزبینانه و منحصربهفرد دنیل فردریش، باعث شد که گیتارهای او با وجود تولید محدودشان، توجه موزیسینها و کلکسیونرهایی متعدد در سراسر دنیا را به خود جلب کنند و به سازهایی خواستنی بدل شوند.
تولیدات فردریش، نمایانگر خوشفکری و سواد بالای او در حوزه آکوستیک و همچنین هنر فوقالعاده او در طراحی بصری گیتار هستند.
خوزه لوئیس رومانیوس
خوزه لوئیس رومانیوس (José Luis Romanillos) در دهه پنجاه میلادی و پس از مهاجرت از مادرید به لندن، سعی کرد تا تعبیری جدید از صدای فوقالعاده گیتارهای اسپانیایی ارائه کند.
رومانیوس اولین گیتار خود را در سال ۱۹۶۱ به تولید رساند و بعدها با دعوت جولین بریم به کارگاه خود، نظر این نوازنده بزرگ را به سازهای باکیفیت و نوآورانه خود جلب کرد. پس از این، بریم یک گیتار از رومانیوس دریافت کرد و آثاری که در سال ۱۹۷۳ بهوسیله آن ضبط کرد، شهرتی جهانی را برای این لوتیر به ارمغان آورد.
رومانیوس در ساخت گیتار، بهشکلی واضح از آنتونیو د تورس الهام میگرفت و سازهای او نیز همچون تورس، به توازن و شفافیت صوتی فوقالعاده و تن پویا و پراحساس خود مشهور هستند. در واقع، صدای سازهای رومانیوس بهحدی گیراست که برخی او را با استرادیواری (Stradivari)، لوتیر ایتالیایی افسانهای قرن هفدهم و هجدهم میلادی مقایسه میکنند.
خانواده خوزه لوئیس، ادامهدهنده مسیر او در ساخت گیتار هستند و نوآوریهای او در این حوزه نیز احتمالاً تا دههها در تولید گیتار استفاده خواهند شد.
گرگ اسمالمن
گرگ اسمالمن (Greg Smallman) لوتیری اهل استرالیا است که رویکردی نوآورانه و تا حدی رادیکال در طراحی گیتارهای کلاسیک دارد.
او گیتارهای کلاسیک را با تاپی بسیار نازک از جنس چوب سدر میسازد و تمامی بخشهای بدنه آن را با تیغههایی با الگوی منحصربهفرد شبکهایشکل و ساختارهایی از جنس فیبر کربن تقویت میکند! این ساختار منحصربهفرد، حجم و دیرندی فوقالعاده به صدای سازهای اسمالمن بخشیده است که تقریباً در هیچ گیتاری قابل تجربه نیست.
در دهه هشتاد میلادی، جان ویلیامز (John Williams) یک گیتار از اسمالمن دریافت کرد و عمیقاً قدرت تُنال و پخش صدای آن را مورد تمجید قرار داد!
نوآوریهای برجسته اسمالمن در تولید گیتار، الهامبخش لوتیرهای معاصر متعددی در سراسر جهان بودهاند و کارگاه خانوادگی او موسوم به Greg Smallman & Sons هنوز در حال یافتن راههای خلاقانه برای ساخت گیتار کلاسیک با صدایی حجیمتر و ساختار مستحکمتر است.
گرگ اسمالمن را میتوان آخرین لوتیری دانست که تأثیری انکارناپذیر بر مسیر تکامل گیتار کلاسیک داشته است و احتمالاً برای اینکه مجدداً شاهد ظهور چنین لوتیری با رویکردی تا این اندازه نوآورانه باشیم، باید چندین سال و شاید دههها صبر کنیم!
سخن آخر
از آنتونیو د تورس که طراحیهای اولیه او نقطه شروع مسیر گیتار بهشکل امروزی بودند تا یک لوتیر معاصر همچون گرگ اسمالمن با ساختههایی نفیس و پیشرو، تمامی لوتیرهای نامبرده در این مطلب، نقشی اساسی در شکلگیری گیتار کلاسیک بهشکل کنونی آن داشتهاند.
اما علاوه بر این، سازهای ساختهشده توسط این افراد، تأثیری اساسی بر مسیر کاری گیتاریستهای نامی همدورهشان، همچون سگوویا، بریم، ویلیامز، دیاز و یپز نیز داشتهاند و از آن سو، هر یک از این گیتاریستها نیز این سازها و تواناییهای خارقالعاده آنها را به بهترین وجه برای دنیا به نمایش درآوردهاند و نام سازندگان آنها را بر سر زبانها انداختهاند.
در نتیجه، میتوان گفت که ارتباط میان لوتیر و گیتاریست، از تولد گیتار تا به امروز، نقش یک هسته اصلی را در تکامل این ساز ایفا کرده است.
امروزه، میراث تمامی لوتیرهای مشهور که انقلابی را در گیتار کلاسیک ایجاد کردهاند، بهخوبی حفظ شده است و در حال ادامه یافتن است. گیتارهای تولیدشده توسط این افراد، چه در یک کلکسیون یا موزه باشند و چه توسط یک گیتاریست در اجراهایی زنده مورد استفاده قرار گیرند، بهعنوان سازهایی مرجع و شاخص، هم در بحث صدای گیتار و هم در طراحی و ساخت آن شناخته میشوند و هر یک، اثری تاریخی در مسیر تکامل گیتار به شمار میروند.
تولیدکنندگان مدرن و معاصر گیتار، این سازها را با دقتی بالا مورد بررسی قرار میدهند تا بتوانند محصولی نزدیک به آنها تولید کنند و گیتاریستها نیز برای تصاحب یک نمونه از این گیتارها و تجربه اصالت و صدای بیبدیل آنها، حاضر به پرداخت مبالغی هنگفت هستند.
هر نت نواختهشده با یک گیتار از تورس، رامیرز، هاوزر، فلتا، فردریش، رومانیوس، اسمالمن یا هر لوتیر مهم دیگر در تاریخ گیتار کلاسیک، میراثی بسیار غنی را در خود دارد که بخشی تعیینکننده از هویت گیتار کلاسیک بهشکل امروزی آن است.
امیدواریم که از مطالعه این مطلب لذت برده باشید و اکنون، تصوری کاملتر از تاریخچه گیتار کلاسیک و نامهای تأثیرگذار در مسیر تکامل آن پیدا کرده باشید.
اگر شما نیز گیتاریست هستید، آیا تابهحال تجربه نوازندگی با یک گیتار تولیدشده توسط یکی از لوتیرهای نامبرده در این مطلب را داشتهاید؟ در این صورت، کمی از تجربه نوازندگی خود برایمان بگویید و ما را در لذت خود شریک کنید!
اگر تا به امروز با گیتارهای هیچیک از این افراد نوازندگی نکردهاید، اگر قرار بود که بدون توجه به مباحثی همچون قیمت و تیراژ تولید، یک ساز از یکی از این لوتیرها داشته باشید، کدامیک را انتخاب میکردید؟ از شما دعوت میکنیم که پاسخ خود به این سؤالات را در بخش نظرات همین مطلب، با ما و مخاطبین گیتار ایران در میان بگذارید.
در پایان، اگر به نوازندگی گیتار کلاسیک علاقه دارید، پیشنهاد میکنیم حتماً ویدیوی جذاب و آموزنده «۷ باور اشتباه درباره نوازندگی گیتار کلاسیک» را نیز تماشا کنید:
منبع: Siccas Guitars
مترجم: امیر تولی
