آیا تجهیزات استودیویی گران‌قیمت‌ موجب بهتر شدن نتیجه کار شما می‌شوند؟

آیا تجهیزات استودیویی و سازهای گران‌قیمت‌ موجب بهتر شدن نتیجه کار شما می‌شوند؟

در زندگی بسیاری از موزیسین‌ها و گیتاریست‌ها، یک لحظه فراموش‌نشدنی وجود دارد؛ لحظه‌ای که سرانجام پس از سال‌ها انتظار، به تمام تجهیزات و سازهایی که آرزوی استفاده از آن‌ها را داشته‌اید، دسترسی پیدا می‌کنید و مثلاً یک گیتار الکتریک Gibson ’59 Les Paul، یک امپلیفایر گیتار Marshall ’68 Plexi، یک میکروفون‌ کاندنسر Telefunken U47، یک کمپرسور/لیمیتر Fairchild 670 و یک کنسول استودیویی افسانه‌ای در دسترس شما قرار می‌گیرد. اما پس از چند دقیقه، متوجه می‌شوید که صدای دریافتی از این مجموعه تجهیزات بسیار گران‌قیمت، بدتر از صدایی است که با تجهیزات ارزان‌قیمت‌تر خود به دست می‌آوردید!

در این لحظه، انگار یک سطل آب سرد را روی سر شما ریخته‌اند! می‌دانید که هیچ‌یک از تجهیزات مورداستفاده خراب نیست؛ اما باز هم یک جای کار می‌لنگد. مثلاً همان ترکیب گیتار و امپلیفایری که به صدای خشن و وحشی خود مشهور است، در دستان شما صدایی ملایم و کم‌جان تولید می‌کند. یا به‌طور مثال، کیفیت و قدرت صدا در اتاق ضبط مبهوت‌کننده است؛ اما در اتاق کنترل، صدایی نحیف و بی‌روح می‌شنوید. بسیاری از افراد از بازگو کردن این لحظات طفره می‌روند؛ اما ما اینجاییم که دقیقاً از همین لحظات دشوار صحبت کنیم!

سراب تجهیزات «بهتر»!

همواره در گوش ما خوانده‌اند که ابزارهای بهتر با نتایج بهتر مترادف هستند و یک رابطه کاملاً مستقیم و جادویی بین قیمت تجهیزات و کیفیت دریافتی وجود دارد. اما مشکل اینجاست که این رویکرد به هیچ وجه سازنده نیست و اهمیت مواردی چون توانایی‌، مهارت، پشتکار و سلیقه در آن به‌کلی نادیده گرفته می‌شود. به‌عبارت دیگر، تجهیزات نیستند که به شما قدرت می‌بخشند؛ بلکه دانش و شناخت شما از این ابزارهاست که به آن‌ها کیفیت و قدرت می‌بخشد!

من در برخی از بهترین استودیوهای جهان کار کرده‌ام و در پشت کنسول‌هایی نشسته‌ام که ده‌ها آهنگ جاودانه با آن‌ها ضبط شده‌اند، با گیتارهایی نواخته‌ام که از خانه من گران‌قیمت‌تر بوده‌اند و از تجهیزات استودیویی استفاده کرده‌ام که قیمت آن‌ها ده برابر قیمت یک خودرو بوده است؛ اما در مقابل، آثار بسیاری را نیز در آپارتمان و با تجهیزات مقرون‌به‌صرفه تولید کرده‌ام که با موفقیت تجاری و حرفه‌ای فوق‌العاده‌ای مواجه شده‌اند.

روزی که کنسول استودیویی Neve 8078 مرا شرمنده کرد

نخستین باری که قرار بود در استودیوی Blackbird کار کنم، با یک کنسول Neve 8078 مواجه شدم و شعفی باورنکردنی مرا فرا گرفت. طبیعتاً از این‌که قرار است در یکی از بزرگ‌ترین و معتبرترین استودیوهای جهان و با یک کنسول تاریخ‌ساز کار کنم، احساس خوشحالی وصف‌ناپذیری می‌کردم. با تاریخچه Neve 8078 به‌خوبی آشنا بودم و دیده بودم که مهندسان ضبط دیگر، چگونه از ماژول‌های آن با ظرافت و دقت فراوان و دقیقاً مثل یک جراح زبده، بهره می‌گیرند. احتمالاً شما هم می‌دانید که ۸۰۷۸ یک کنسول استودیویی عادی نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ ضبط صدا را در کالبد چوبی و فولادی خود جای داده است.

خلاصه آن‌که پشت کنسول رؤیایی‌ام نشستم و گروه موسیقی آماده شروع ضبط بود. تمامی موزیسین‌ها کارکشته و خبره بودند. صدای دریافتی در اتاق هم حرف نداشت. تک‌تک جزئیات محیط اطراف حاکی از آن بود که قرار است ضبط بی‌نظیری را انجام دهم. سرانجام کار ضبط را آغاز کردیم و ناگهان با چالشی دشوار مواجه شدم.

مشکل از کنسول و صدای آن نبود؛ برعکس، صدای دریافتی از آن بسیار عظیم، باز و سه‌بعدی بود. فرکانس‌های بیس در نهایت دقت و ظرافت بودند و فرکانس‌های بالا نیز بدون‌اغراق و دقیق به گوش می‌رسیدند. اما به نظر می‌رسید که در میکروفون‌گذاری دچار خطا شده‌ام و عدم توازن اندک اما مشهودی وجود داشت. تصمیماتی که در زمینه گین استیجینگ اتخاذ کرده بودم، نقاط ضعف آشکاری داشتند. تمهیداتم در به‌کارگیری تجهیزات درون استودیو برای اتصال و به‌هم‌چسباندن لاین‌ها و صداها، آن‌طور که باید و شاید نتیجه‌بخش نبودند.

تجهیزات ضبط بالارده و گران‌قیمت معمولاً بسیار دقیق هستند و هر ضعفی را آشکار می‌سازند. از سوی دیگر، تجهیزات وینتج و قدیمی می‌توانند غیرقابل‌پیش‌بینی باشند و برای شما مشکل‌ساز شوند؛ مثلاً لامپ‌های آن‌ها از کار بیفتند، سیگنال خروجی نویزی و کثیفی ارائه کنند یا برخی از سوئیچ‌های آن‌ها به‌درستی عمل نکنند. در نتیجه، اگر فرصت و تجربه کافی برای شناخت آن‌ها را نداشته باشید، با بی‌رحمی تمام، ضعف‌ها و نابلدی شما را با حداکثر وضوح بازتولید می‌کنند. به‌نحوی‌که تا پایان عمر، این لحظات را فراموش نکنید!

دقیقاً به خاطر دارم که ناگهان دچار وحشت و دستپاچگی شدم و به خودم گفتم: چرا نمی‌توانم صدایی مطلوب ضبط کنم؟ و سپس با ناامیدی گفتم: نکند چیزی بلد نیستم؟

در همان لحظه بود که جرقه‌ای در ذهنم زده شد و به این درک رسیدم که کلید دست‌یابی به نتایج باکیفیت، تجهیزات نیستند؛ بلکه توانایی من در به‌کارگیری آن‌هاست. من پیش‌تر هرگز با چنین کنسول پیشرفته‌ای کار نکرده بودم و برای نیل به نتیجه مطلوب، باید با آن با کمال احترام و فروتنی مواجه می‌شدم و دستخوش غرور نمی‌شدم. با این نگرش جدید، چند لحظه تمرکز کردم و تلاش کردم تصمیمات خود را اصلاح کنم. خوشبختانه هر چیزی که می‌خواستم، در اختیارم بود: میکروفون‌ها، تجهیزات و موزیسین‌هایی حرفه‌ای و مهم‌تر از همه، ایده‌های صوتی و رویکرد درست. پس شروع به آزمون‌وخطا و بعد، ایجاد تغییرات لازم در کنسول کردم و در نهایت، نتیجه بسیار خوبی به دست آوردم.

منظورم از تمام این حرف‌ها این است که شما باید واقعاً تجهیزات مورداستفاده‌تان را بشناسید؛ چه یک پلاگین ساده باشد، چه یک امپلیفایر، گیتار یا میکروفون جدید. این شناخت و آگاهی نه‌تنها باعث بهینه‌سازی روند کار و افزایش خلاقیت شما می‌شود، بلکه موجب دریافت نتایج بسیار بهتر از آن‌ها نیز می‌گردد.

تجهیزات به شما قدرت نمی‌بخشند؛ بلکه دانش و شناخت شما از این ابزارهاست که به آن‌ها کیفیت و قدرت می‌بخشد!

۴ راهکار برای پیشرفت در عرصه ضبط و تولید موسیقی

در ادامه، به چهار راهکار ساده اشاره می‌کنم که به رشد شما در عرصه ضبط و تولید موسیقی کمک می‌کنند:

۱- برای هفت روز، روی همه صداها از یک کمپرسور واحد استفاده کنید

این کار به شما کمک می‌کند که با نقاط قوت و ضعف کمپرسور مورداستفاده خود به‌خوبی آشنا شوید.

۲- به موقعیت میکروفون دقت کنید

میکروفون را هر بار حدود یک سانتی‌متر حرکت دهید و صدای موردنظر خود را ضبط کنید. سپس با دقت به صدای ضبط‌شده و تفاوت ایجادشده در آن گوش کنید. به نکاتی همچون فاز، زاویه میکروفون و تأثیر مجاورت نیز توجه کنید و گوش‌های خود را برای تشخیص این جزئیات تربیت کنید.

۳- امکانات خود را محدود کنید

اگر نتوانید با ابزارها و امکانات اساسی اما محدود به نتیجه مطلوبی دست پیدا کنید، احتمالاً امکانات بیشتر هم به داد شما نخواهند رسید!

۴- اصول گین استیجینگ را یاد بگیرید

فرایند ضبط را با هشیاری و احتیاط انجام دهید و مراقب هدروم باشید. به‌مرور متوجه خواهید شد که وقتی در زمان ضبط، بلندی صداها بیش‌از‌حد نباشد، شفافیت صدای نهایی بهبود می‌یابد.

منبع: Premier Guitar
نویسنده: Bryan Clark

دیدگاهتان را بنویسید