در ادبیات فولکلور آمریکا، شخصیت مشهوری به نام جان هنری (John Henry) وجود دارد. تقریباً در تمامی نسخههای این داستان، هنری را بهعنوان مردی با اراده پولادین میبینیم که زندگی خود را در راه مبارزه با یک ماشین مته بخار فدا میکند؛ ماشینی که میخواهد جای چکش او را بگیرد. در این داستانها، جان هنری با چکش و مغار خود، سنگها را برای دینامیتگذاری سوراخ میکند یا به میخهای ریل راهآهن ضربه میزند؛ اما ورود یک ماشین صنعتی، جهان و شیوه زندگی او را به خطر میاندازد و به همین دلیل، او به مقابله با آن برمیآید.
این روایت شنیدنی از نبرد میان انسان و تکنولوژی به ما یادآور میشود که ترس از پیشرفت، هزاران سال است بر زندگی ما سایه انداخته و با ظهور هر ابزار و رویکرد جدید، این ترس کهن نیز در وجود ما پدیدار میشود. همین مسئله درباره ظهور ماشینهای کنترل عددی کامپیوتری یا همان CNC نیز صدق میکند. این ماشینها تنوع بسیار زیادی دارند و از اره، دستگاه جوش یا هر ماشین رُباتی دیگری که برای انجام پیاپی کارهای سنگین طراحی شده باشد، متغیر هستند؛ یعنی دقیقاً همان ماشینهایی که جان هنری زندگی خود را در راه مبارزه با آنها از دست داد!
در ابتدا، این ماشینها بسیار عظیمالجثه و گرانقیمت بودند و شرکتهای معدودی توانایی خریدشان را داشتند. در آن روزگار، فقط نرمافزار لازم برای استفاده از ماشینهای CNC، هزینهای پنجرقمی روی دست شرکتها میگذاشت و در نتیجه، حتی شرکتهای متوسط نیز نمیتوانستند آنها را در خط تولید خود مورد استفاده قرار دهند. اما در سالهای اخیر، قیمت ماشینهای CNC کوچک بهحدی پایین آمده است که حتی برخی از افراد برای کارهای تفننی نیز یکی از آنها را میخرند و از این دستگاهها در گاراژ یا زیرزمین خود برای تولید وسایل مختلف بهره میگیرند. با این همه، هنوز هم در ذهن نوازندگان گیتار، یک ساز دستساز از ارزش و اصالت بالاتری برخوردار است؛ ولی آیا واقعاً چنین است؟
تحولات روند تولید گیتار در صد سال اخیر
حدود یک قرن پیش، گیتارها با ابزارهای دستی ساخته میشدند. اما در دهه چهل میلادی، شرکتهای بزرگ گیتارسازی شروع به استفاده از ماشینهای صنعتی برای کارهایی چون برش و فرمدهی کلی به بدنه و دسته کردند. از جمله دستگاههایی که در آن دوران در هر شرکت گیتارسازی دیده میشد و روند تولید ساز را تسهیل میکرد، میتوان به پین روتر (pin router) و پروفایل شِیپر (profile shaper) اشاره کرد. پین روتر که شاید آن را در کارگاههای نجاری دیده باشید، میتواند انجام کارهای مختلف را بهنحوی چشمگیر تسریع و تسهیل کند و از انعطافپذیری کمنظیری برخوردار است. این قبیل ماشینها برای ساخت قطعات و اجزای مختلف از روی یک الگوی فیزیکی بهکار میرفتند و بهکمک آنها میشد اجزایی چون بدنه یا پیکگارد گیتار را با تیراژ، سرعت و دقت بالاتر از روی یک نمونه تولید کرد.
پس از آن، ماشینهای تخصصی دیگری پا به عرصه گیتارسازی گذاشتند که میتوانستند بر اساس یک الگوی فیزیکی، قطعهای چوب را با دقت زیاد تراش و شکل دهند تا یک دسته یا بدنه آرچتاپ (دارای سطح رویی قوسدار) پدید آید. گیبسون (Gibson) یکی از شرکتهای مشهوری بود که از هر دو این ماشینها استفاده میکرد. جالب اینکه این دو ماشین در اصل برای ساخت قنداق تفنگ و نشیمن صندلی استفاده میشدند و سپس، گیتارسازان متوجه مناسب بودن آنها برای کارهای خود شدند.
در این سالها، کارخانههای تولید گیتار از دریلهای ستونی با سَری چندتایی برای ایجاد همزمان شش سوراخ در سردسته گیتار (محل قرارگیری تیونرها) بهره میگرفتند و همچنین، دستگاههای پخشکننده چسب مکانیزه را جایگزین قلممو و ابزارهای مشابه کردند.
هر یک از این تغییرات جزئی، با افزایش حجم تولید و کاهش نیاز به مهارتهای دستی، سود شرکت را بیشتر میکرد. بهعلاوه، این ماشینها مسیر را برای استانداردسازی روند تولید باز کردند که موجب کاهش خطاهای انسانی میشد. امروزه، یک ماشین CNC میتواند تمامی کارهای اشارهشده را بهراحتی انجام دهد.
اما در تمام این دههها، گیتارسازانی بودهاند که بیشتر به ابزارها و مهارتهای دستی تکیه داشتهاند. بهشخصه این شرکتها را تحسین میکنم و از پیگیری رویکرد و محصولات آنها لذت میبرم. این شرکتهای کوچک موفق شدهاند در جهان تحت تصرف غولهایی چون فندر (Fender) و گیبسون، راه خود را باز کنند و گیتارهایی را در تعداد محدود یا بهصورت سفارشی خلق کنند که در توان شرکتهای بزرگ نیست یا شاید اصلاً تمایلی به تولید آنها نداشته باشند. موفقیت روزافزون کارگاهها و شرکتهای گیتارسازی کوچک که بر ساخت ساز با ابزارهای دستی تمرکز دارند، حتی غولهای این صنعت را نیز بر آن داشته است که چنین بخشهایی را در کارخانههای خود راهاندازی کنند و سازهای سفارشی و دستساز را به مشتریان خود عرضه کنند.
امروزه، انعطافپذیری، هزینه پایینتر و ابعاد کوچک دستگاههای CNC به کارگاههای کوچک و شرکتهای بزرگ امکان میدهد که محصولات خود را با تنوع و سهولت بالاتری تولید کنند و به سود بیشتری دست یابند. اما این مسئله برای نوازندگان چه معنا و پیامدهایی دارد؟ آیا واقعاً استفاده از دستگاههای رُباتی و خودکار، روح گیتار را از بین میبرد؟
If you think that wood, plastic, and steel goes in one end of the machine and a finished instrument comes out of the other, you haven’t been paying attention.
اگر تصور کردهاید که از یک سمت، چوب، پلاستیک و فلز وارد ماشین CNC میشود و از سمت دیگر، یک گیتار آماده بیرون میآید، احتمالاً خوب به فرایند تولید ساز دقت نکردهاید.
آیا ماشینآلات CNC روح گیتار را از بین میبرند؟
اگر نظر من را بخواهید، تفاوت معناداری بین روشهای تولید گیتار وجود ندارد. در روزگاری که از شِیپِر و روتر در کارگاههای گیتارسازی استفاده میشد، باید طراحی قسمت موردنظر از ساز روی کاغذ ترسیم میشد و بر اساس آن، یک الگوی فیزیکی بهوسیله ابزارآلات دستی تهیه میشد. سپس، اپراتور یک تکه چوب را درون فیکسچر میگذاشت و آن را بر اساس الگو و بهوسیله یک تیغه در حال چرخش، برش و شکل میداد. در این پروسه، خبر چندانی از خلاقیت و هنر نبود و وظیفه اپراتور عمدتاً به اعمال زور بازو و شکلدهی به چوب بر اساس الگوی تعیینشده محدود میشد. حال در روند تولید بهوسیله دستگاههای CNC، کاغذ و قلم جای خود را به ماوس و نمایشگر کامپیوتر دادهاند و جزئیات و ظرایف روند تولید ساز نیز در مرحله طراحی و انتخاب ابزارهای لازم تعیین میشوند؛ یعنی پیش از آنکه اپراتور دکمه Start دستگاه را فشار دهد!
به هر حال، هر سازی با یک نوع از ابزارآلات ساخته میشود. تجهیزات صنعتی خودکار نیز تنها بخشی از روند تولید گیتار را انجام میدهند و کماکان باید یک گیتارساز ماهر و خبره بر هر بخش از روند تولید نظارت دقیق داشته باشد تا جلوی مشکلات احتمالی را بگیرد. بهعلاوه، پس از اینکه یک بخش از فرایند تولید ساز بهوسیله CNC صورت گرفت، چندین فرد متخصص باید با تکیه بر دانش و تجربه خود، روی قطعات حاصله کار کنند تا نهایتاً یک گیتار پدید آید. اگر تصور کردهاید که از یک سمت، چوب، پلاستیک و فلز وارد ماشین CNC میشود و از سمت دیگر، یک گیتار آماده بیرون میآید، احتمالاً خوب به فرایند تولید ساز دقت نکردهاید!
تفاوت عمده روشهای تولید قدیمی و مدرن شاید در این خلاصه شود که اکنون موتورهای الکتریکی جای بازوان جان هنری را گرفتهاند!
منبع: Premier Guitar
نویسنده: Jol Dantzig

