۳ باور اشتباه درباره موسیقی امبینت

۳ باور اشتباه درباره موسیقی امبینت

در سال‌های اخیر، محبوبیت موسیقی امبینت (ambient) شاهد افزایشی چشمگیر بوده است و اکنون افراد زیادی در سراسر دنیا این سبک از موسیقی را می‌شناسند و آن را گوش می‌کنند. این افزایش ناگهانی محبوبیت، احتمالاً به این دلیل است که موسیقی امبینت با موقعیت‌های مختلفی در زندگی روزمره سازگار است و می‌توان آن را هنگام انجام فعالیت‌های گوناگون، از مطالعه و کار گرفته تا استراحت، شنید.

موسیقی امبینت امروزه موارد کاربری بسیار گسترده‌ای دارد و می‌توان از آن به‌عنوان ابزاری برای افزایش تمرکز، ایجاد آرامش در طول روز یا هنگام مدیتیشن استفاده کرد و حتی از آن به‌عنوان ساندترک فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی بهره گرفت. در واقع، می‌توان گفت که موسیقی امبینت هیچ‌گاه به اندازه امروز کاربردهای فرهنگی گسترده‌ای نداشته است و اکنون تقریباً تمامی اقشار جامعه از مخاطبان آن به شمار می‌روند.

با توجه به افزایش محبوبیت موسیقی امبینت، طراحان صدا مجموعه‌ای گسترده از سمپل‌ها، لوپ‌ها و پریست پک‌ها را نیز برای آن طراحی کرده‌اند و اکنون برای ساخت موسیقی در این سبک و یافتن صداهایی مناسب برای آن، به منابع فراوانی دسترسی دارید.

با وجود اینکه دایره شنوندگان موسیقی امبینت هر روز در حال گسترش است، هنوز هم باورهایی اشتباه درباره آن وجود دارند که درک کلی افراد از این سبک را مخدوش می‌کنند. در این مطلب، قصد داریم به سه مورد از رایج‌ترین این باورها بپردازیم و دلیل اشتباه بودن آنها را نیز با شما در میان بگذاریم.

هدف ما از پرداختن به این باورها، اثبات این امر است که موسیقی امبینت نیز همچون هر سبک گسترده دیگر، یک تعریف مشخص ندارد، آثار آن می‌توانند متنوع باشند و گوش دادن به آن می‌تواند تجربه‌ای بسیار درگیرکننده و لذت‌بخش باشد. از این رو، پس از مطالعه این مطلب، اگر تا به امروز با موسیقی امبینت چندان آشنا نبوده‌اید، پیشنهاد می‌کنیم به سراغ آن بروید تا با دنیایی زیبا و بکر از موسیقی آشنا شوید.

در جدول زیر، سه باور اشتباه رایج درباره موسیقی امبینت و واقعیت هر یک را به‌طور خلاصه مرور می‌کنیم:

باور غلط واقعیت
موسیقی امبینت ریتم ندارد ریتم می‌تواند بدون بیت یا درام‌لاین مشخص، از طریق نت‌ها، تکرارها و حتی صداهای محیطی شکل بگیرد.
موسیقی امبینت نمی‌تواند درام لاین داشته باشد برخی آثار امبینت، از درام ماشین و عناصر ریتمیک به‌شکل پررنگ استفاده می‌کنند.
موسیقی امبینت فقط با سینتی‌سایزر ساخته می‌شود سازهایی مانند گیتار، پیانو و استیل درام نیز می‌توانند در ساخت آثار امبینت به کار بروند.

۱- موسیقی امبینت ریتم ندارد

اولین و شاید شایع‌ترین باور غلط درباره امبینت، این است که این سبک موسیقی «ریتم» خاصی ندارد!

بسیاری از دنبال‌کنندگان موسیقی و حتی برخی از طرفداران امبینت، بر این باورند که موسیقی امبینت هیچ ریتمی ندارد! اما واقعیت این است که به هیچ وجه چنین نیست. در حالی که در موسیقی امبینت، اتمسفر و بافت‌های صوتی در رأس ترکیب قرار دارند، اما این امر بدین معنا نیست که عناصری همچون ریتم و ملودی به‌کلی در این سبک حذف شده‌اند.

بدیهی است که ریتم در موسیقی لزوماً نباید با صدای یک درام ماشین یا درام کیت نواخته و مشخص شود و می‌توان آن را به‌وسیله زنجیره‌ای از نت‌های سینتی‌سایزر و استرام‌های گیتار نیز مشخص کرد. حال، در آثاری با ماهیت انتزاعی‌تر همچون موسیقی امبینت، ریتم می‌تواند در الگوی نویزهایی که به‌صورت طبیعی در یک محیط و در یک جلسه ضبط میدانی شکل گرفته‌اند، نهفته باشد.

برای درک بهتر این موضوع، بیایید چند دهه به عقب و به سراغ سرچشمه مدرن موسیقی امبینت برویم. یک مثال خوب، آلبوم Discreet Music از برایان اینو (Brian Eno) است که در سال ۱۹۷۵ منتشر شده است. این آلبوم، یادداشت‌هایی همراه خود دارد که برای اولین بار، کلمه «امبینت» در دنیای موسیقی در آنها به کار برده شد.

در آلبوم Discreet Music، شکلی که نت‌های سینتی‌سایزر در الگویی کوتاه و تقریباً چهارتایی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، در ترکیب با افکت دیلی طولانی که باعث تکرار این نت‌ها در کل این اثر می‌شود، به ایجاد حس ریتم کمک می‌کند. در نتیجه، با وجود اینکه این اثر یک موسیقی بدون بیت یا ضرب است، مطمئناً خالی از مفهوم ریتم و زمان‌بندی نیست!

۲- موسیقی امبینت نمی‌تواند درام لاین داشته باشد

در بخش قبلی، گفتیم که آثار موسیقی امبینت با وجود اینکه معمولاً درام لاینی به‌شکل رایج ندارند، اما به هیچ وجه بدون ریتم نیستند. حال، می‌خواهیم بگوییم که آثار موسیقی در این سبک می‌تواند یک درام لاین کامل نیز داشته باشند! برخی فکر می‌کنند که این سبک از موسیقی، کلاً نمی‌تواند هیچ درام لاینی داشته باشد و اگر یک آهنگ چنین عنصری در خود داشته باشد، پس در چارچوب‌های سبک امبینت نمی‌گنجد!

در تکذیب این باور غلط، باید بگوییم که اگر گستره‌ای وسیع‌تر از آثار موسیقی امبینت را گوش کنید، متوجه می‌شوید که به هیچ وجه چنین نیست. یکی از پروژه‌های امبینت محبوب ما، پروژه‌ای از آهنگساز آلمانی سبک تکنو، ولفگانگ وویت (Wolfgang Voigt)، با نام GAS است.

در اکثر آثار این پروژه، دو عنصر نقش بازیگران اصلی را دارند که یکی از آنها، سمپل‌هایی با ماهیتی کدر و جالب و دیگری، صدای درام ماشین است.

در حالی که آثار GAS، حس‌وحال و فضای متفاوتی نسبت به اثر ذکرشده از برایان اینو دارند و برخی از منتقدان موسیقی، فضای آثار وویگت را تداعی‌کننده حس ورود به یک کلاب در میان جنگل دانسته‌اند، این آثار نیز درست همچون هر موسیقی امبینت ارزشمند دیگری، می‌توانند وضعیتی هیپنوتیزم‌مانند را در ذهن شما ایجاد کنند؛ وضعیتی که در آن، هم ذهن‌تان کاملاً متوجه موسیقی است و هم توجه‌تان از آن دور می‌شود. از نظر ما، یکی از ویژگی‌های اصلی یک اثر شاخص امبینت، ایجاد همین وضعیت در ذهن انسان است.

۳- موسیقی امبینت تنها با استفاده از سینتی‌سایزر ساخته می‌شود

بر کسی پوشیده نیست که سینتی‌سایزر، پراستفاده‌ترین ساز در موسیقی امبینت است و برخی از اولین و تأثیرگذارترین آثار موسیقی در این سبک، به‌طور انحصاری با استفاده از مجموعه‌ای از سینتی‌سایزرهای آنالوگ ساخته شده‌اند. اما این امر بدین معنا نیست که نمی‌توان با استفاده از سازهای دیگر به ساخت موسیقی امبینت پرداخت!

یکی از مشهورترین هنرمندانی که با استفاده از سازهای دیگر به ساخت آثار شاخص در سبک امبینت پرداخته، سوسومو یوکوتا (Susumu Yokota)، آهنگساز ژاپنی فقید است. نمونه دیگری از این رویکرد را می‌توان در آثار کلیف مارتینز (Cliff Martinez) برای فیلم سولاریس (Solaris) دید؛ جایی که ترکیب ظریف ارکستر و استیل درام، هم به ایجاد حس‌وحال و تنش در صحنه‌های فیلم کمک می‌کند و هم به‌صورت مستقل، اثری موسیقایی و شگفت‌انگیز است.

در سال‌های اخیر، گوش دادن به موسیقی متن فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی به‌عنوان آلبوم‌هایی مستقل از اثر تصویری، به کاری رایج تبدیل شده است و حتی لیبل‌هایی نیز به‌طور خاص برای انتشار این قبیل آثار تأسیس شده‌اند. در واقع، می‌توان گفت که امروزه موسیقی متن بسیاری از فیلم‌ها در قالب یک آلبوم موسیقی نیز قابل‌دسترس است. به‌عبارت دیگر، به‌واسطه به‌کارگیری آثار امبینت در موسیقی متن فیلم‌ها، بسیاری از افراد در معرض این سبک قرار گرفته‌اند و به آن علاقه‌مند شده‌اند.

حال بیایید به اثری کمی متفاوت به نام Frost (C) بپردازیم. این آهنگ از گروه Sunn O))) است؛ یک گروه آوانگارد و بسیار خلاق که آثار و اجراهای زنده آنها، طرفدارانی پُرشمار در میان علاقه‌مندان به موسیقی متال دارند. فضای بسیار ویژه آثار سان، باعث شده است که جمعیتی وسیع از طرفداران موسیقی امبینت نیز به این گروه علاقه‌مند شوند.

درست است که احتمالاً بسیاری از افراد، اصرار دارند که اثر مورد اشاره بیشتر در دسته‌بندی موسیقی درون (drone) قرار می‌گیرد تا امبینت، اما از نظر ما، وجوه تمایز معدودی میان آثار این دو سبک وجود دارد و شاید بتوان هر دو را اشکالی متنوع از یک نوعِ واحد از موسیقی دانست.

آیا در Frost (C)، بافت و فضاهای صوتی به‌جای عناصری رایج‌تر همچون ریتم و ملودی، در رأس تنظیم قرار دارند؟ آیا این اثر استفاده‌ای حداقلی از عناصر ریتمیک، ملودیک و هارمونیک دارد؟ آیا این آهنگ به‌شکلی آهسته و آرام‌آرام پیش می‌رود و گسترش می‌یابد؟ می‌توان در نتیجه تمامی این ویژگی‌ها، گفت که Frost (C) کیفیتی هیپنوتیزم‌کننده دارد؟ بله! اینها، تماماً ویژگی‌های یک موسیقی امبینت هستند و این ویژگی‌ها، همگی در این اثر به‌نحو احسن وجود دارند. در واقع، همین آهنگ می‌تواند اعتقاد ما مبنی بر اینکه موسیقی درون شکلی از موسیقی امبینت است را تأیید کند!

Frost (C) از Sunn O)))، یک مثال عالی برای آثار امبینتی است که در ساخت آنها از سینتی‌سایزر استفاده نشده است.

سخن آخر

امیدواریم توضیحات و مثال‌هایی که درباره هر یک از این باورهای اشتباه در دنیای موسیقی امبینت ذکر کردیم، درکی کامل‌تر از این سبک موسیقی به شما داده باشد. می‌توان گفت که امبینت، به هیچ وجه یک سبک تک‌وجهی نیست و شاید یکی از خلاقانه‌ترین سبک‌های موسیقی باشد؛ زیرا تقریباً هیچ محدودیتی در ساخت آن وجود ندارد.

امروزه، گستره هنرمندانی که در حوزه موسیقی امبینت فعال هستند و آثاری که در این سبک منتشر کرده‌اند، از هر زمان جذاب‌تر و وسیع‌تر است و حتی در سال‌های اخیر، عناصر موسیقی امبینت به سبک‌های دیگر نیز راه پیدا کرده‌اند.

در نتیجه، چه اکنون یک طرفدار پروپاقرص موسیقی امبینت باشید و چه به‌تازگی در حال آشنا شدن با این سبک باشید، دنیایی بسیار وسیع و زیبا در این رشته از آهنگسازی مدرن منتظر شماست که با اکتشاف آن، مطمئناً حتی بیش از اکنون به جهان موسیقی علاقه‌مند خواهید شد!

اگر اکنون طرفدار موسیقی امبینت هستید و با صحنه امروزی آن آشنایی دارید، به نظرتان به‌جز موارد ذکرشده در این مطلب، چه باور اشتباهی درباره این سبک وجود دارد که باید آن را در ذهن افراد تصحیح کرد؟ هنرمند و اثر موردعلاقه شما در سبک امبینت چیست و چه عنصری در آن توجه شما را بیشتر از همه به خود جلب می‌کند؟ از شما دعوت می‌کنیم که پاسخ خود به این سؤالات را در بخش نظرات، با ما و مخاطبان گیتار ایران در میان بگذارید.

منبع: ModeAudio

دیدگاهتان را بنویسید