هداستاک گیتارهای کدام شرکت بهتر است؛ فندر یا گیبسون؟

هداستاک گیتارهای کدام شرکت بهتر است؛ فندر یا گیبسون؟

در طراحی و ساخت گیتار الکتریک، چندین و چند تصمیم کوچک و جزئی گرفته می‌شود که هر یک، شخصیت نهایی گیتار را تشکیل می‌دهند. انتخاب چوب، نحوه اتصال دسته به بدنه، اندازه فرت‌ها، ارتفاع پیکاپ و موارد متعدد دیگر، همگی تصمیم‌هایی هستند که به نظر جزئی می‌آیند، اما تأثیری مشهود بر عملکرد نهایی ساز دارند. اما طراحی یک بخش خاص از گیتار، باعث شکل‌گیری بحث و جدال میان نوازندگان و لوتیرها شده است: هداستاک (سردسته).

هداستاک گیتار الکتریک، در اشکال و طراحی‌های مختلف و با رویکردهای گوناگون ساخته می‌شود؛ اما به‌طور کلی، می‌توان این بخش از گیتار را به دو دسته تقسیم کرد: هداستاک‌هایی با شش تیونر در یک ردیف همچون محصولات فندر (Fender) و نمونه‌هایی با سه تیونر در هر سمت خود، همچون هداستاک گیتارهای گیبسون (Gibson).

اگر یک گیتاریست باشید، احتمالاً همین الان هم می‌دانید که کدام‌یک از طراحی‌های هداستاک را از لحاظ ظاهری بیشتر می‌پسندید. شاید فکر کنید که این امر چندان اهمیتی ندارد؛ اما به هر حال، بسیاری از ما به‌طور کامل نمی‌دانیم که هر یک از طراحی‌های هداستاک از لحاظ مکانیکی چه تأثیری بر عملکرد ساز دارد. دانستن برخی از ویژگی‌های این طراحی‌ها و تأثیر هر یک از عناصر تشکیل‌دهنده آنها بر گیتار الکتریک، می‌تواند به شما کمک کند تا بدانید چرا یکی از این طراحی‌های هداستاک را نسبت به دیگری ترجیح می‌دهید و شاید دلیل این ترجیح، تنها موارد سلیقه و ظاهری نباشد.

زاویه هداستاک

در یک مدل عادی از گیتارهای الکتریک ساخت گیبسون، هداستاک نسبت به فرت‌بورد ساز، زاویه‌ای کمی متمایل به عقب دارد. در مقابل، در سردسته یک گیتار استرتوکستر (Stratocaster) یا تلکستر (Telecaster) که از تولیدات فندر هستند، چنین زاویه‌ای وجود ندارد. همین تفاوت، تأثیراتی مشهود در گیتار و به دنبال آن، استحکام ساختاری و هندسه کلی سیم‌های آن دارد. برخی از افراد حتی بر این اعتقادند که این تفاوت، حتی بر تن گیتار نیز تأثیر دارد.

در دنیای گیتار، کلمه «بهتر» برای طراحی‌های مختلف بیش‌ازحد استفاده می‌شود؛ اما ما چندان طرفدار این کلمه نیستیم و به نظرمان، طراحی‌های مختلف در بخش‌های گوناگون ساز، تنها با یکدیگر متفاوت هستند. با این حال، اشراف بر ویژگی‌های فیزیکی و مکانیکی هر طراحی متفاوت در گیتار، می‌تواند به شما کمک کند که مناسب‌ترین شکل از آن را برای خود انتخاب کنید.

پس از این‌که سیم گیتار از نات عبور می‌کند و به سمت تیونر می‌رود، زاویه‌ای رو به پایین می‌گیرد تا وارد تیونر شود. این زاویه، «زاویه شکست» نامیده می‌شود. هرچه زاویه شکست تندتر باشد، فشار رو به پایین بیشتری به شیارهای نات که سیم در آنها قرار می‌گیرد وارد می‌شود؛ امری که در تئوری، قرارگیری سیم‌ها در نات را بهبود می‌دهد و از بروز «فرت باز» یا صدای «گز» در زمان نواخته شدن سیم‌ها به‌صورت دست‌باز جلوگیری می‌کند.

نکته مهمی که بسیاری از افراد نمی‌دانند، این است که برای شکل‌گیری یک زاویه شکست قابل‌قبول، نیازی به یک هداستاک متمایل به عقب نیست؛ بلکه سیم تنها باید پس از عبور از نات، در سطحی پایین‌تر از آن قرار بگیرد. این زاویه می‌تواند یا با استفاده از هندسه و طراحی قطعات چوبی ساز حاصل شود یا به‌کمک قطعات فلزی و به‌شکل ثانویه از ساختار اصلی ساز. این امر، تفاوت اصلی میان رویکرد دو کمپانی فندر و گیبسون در بحث طراحی هداستاک است و از دهه پنجاه میلادی تا به امروز نیز بدون تغییر باقی مانده است.

هداستاک گیتارهای کدام شرکت بهتر است؛ فندر یا گیبسون؟

طراحی هداستاک گیتارهای فندر

رویکرد لئو فندر (Leo Fender) در طراحی گیتار، ساخت تمامی بخش‌های آن به ساده‌ترین حالت ممکن بود تا بتوان هر یک از قطعات گیتار را به‌آسانی بازسازی و تعمیر کرد. احتمالاً به همین دلیل است که هداستاک گیتارهای فندر، همگی کاملاً تخت هستند و هیچ زاویه‌ای ندارند. در دسته گیتارهای الکتریک فندر، بخش رویی هداستاک با فرت‌بورد ساز کاملاً هم‌سطح است و هیچ زاویه رو به عقبی در آن وجود ندارد. به همین دلیل، زاویه شکست سیم در این سازها به‌وسیله تفاوت ارتفاع میان شیارهای نات و ورودی‌های تیونرها حاصل شده است. در واقع، ورودی تیونرها در این ساز، ارتفاعی کمتر از نات آن دارند و به این شکل، سیم با حرکت از نات به سمت تیونرها، زاویه‌ای رو به پایین به خود می‌گیرد.

در سیم‌های بیس ساز، همین زاویه شکست جزئی معمولاً برای پایداری ساز کافی‌ست؛ اما سیم‌های تربل برای این‌که به‌شکل کامل در شیار نات محکم شوند، نیاز به زاویه و فشار بیشتری در این محدوده دارند. قرارگیری خطی تیونرها روی هداستاک، باعث می‌شود که سیم‌های B و E بدون یک وسیله کمکی نتوانند فشار رو به پایین کافی را از نات به تیونر دریافت کنند. به همین دلیل، فندر قطعه‌ای کوچک از جنس فلز، موسوم به استرینگ تری (string tree) را روی هداستاک سازهای خود نصب کرده است که در واقع، راهنماهای کوچکی برای این سیم‌ها هستند و آنها را پیش از رسیدن به تیونرها، روی هداستاک رو به پایین می‌فشارند تا زاویه شکستی بهینه در آنها حاصل شود. این قطعه ساده، یک راه‌حل سخت‌افزاری برای یک مشکل هندسی در سردسته این گیتارهاست.

زاویه شکست سیم در یک گیتار تلکستر یا استرتوکستر، حدود شش درجه از نات به تیونر است. میزان دقیق این زاویه البته به چندین مؤلفه بستگی دارد و می‌تواند در هر سازی کمی متفاوت از دیگری باشد. اما زاویه شش درجه، رایج‌ترین زاویه شکستی است که ما در گیتارهای فندر دیده‌ایم.

مزایای ساختاری رویکرد فندر در ساخت هداستاک فراوان هستند و آن‌طور که باید مورد توجه قرار نگرفته‌اند. برای مثال، از آنجا که هداستاک گیتارهای فندر زاویه رو به پایین ندارد، بافت چوب در آن به‌شکل یکدست‌تری از دسته به هداستاک می‌رسد. در واقع، هیچ نقطه شکست تیزی در چوب این دسته‌ها وجود ندارد و هیچ الیاف کوتاهی در نقاط پرتنش دسته تحت فشار قرار نمی‌گیرد. به‌طور خلاصه، این موارد به این معناست که هداستاک در گیتارهای فندر، به‌صورت ساختاری می‌تواند دوامی بیشتر از هداستاک‌های متمایل به عقب در گیتارهای گیبسون داشته باشد.

اگر یک گیتار استرتوکستر با هداستاک به زمین سقوط کند، احتمالاً در بدترین حالت تنها یک تیونر آن آسیب می‌بیند و ساختار کلی ساز سالم باقی می‌ماند؛ اما اگر همین اتفاق برای یک گیتار لس پال بیفتد، ممکن است با صحنه دردناک شکستن هداستاک ساز خود روبرو شوید و نیاز به صرف هزینه‌ای هنگفت برای تعمیر آن داشته باشید. معاون بخش محصولات کمپانی گیبسون اخیراً گفته است که ادعاهای ذکرشده در طی چند سال اخیر درباره ضعف هداستاک گیتارهای گیبسون نادرست هستند؛ اما این‌که تعمیر هداستاک شکسته گیتارهای گیبسون به‌حدی عادی شده است که این روزها تقریباً هر تعمیرکار گیتار می‌تواند چنین آسیبی را به بهترین شکل برطرف کند، گویای چیز دیگری است!

اتصال پیچی دسته به بدنه نیز یکی دیگر از مزیت‌های گیتارهای فندر است و باید در اینجا به آن اشاره کنیم. به‌لطف این مکانیزم اتصال دسته به بدنه، اگر دسته ساز دچار مشکل شود، می‌توانید آن را به‌آسانی از ساز جدا کنید و با یک نمونه دیگر جایگزین کنید. کل مراحل تعمیر گیتارهای فندر، از جمله تعمیرات دسته آن، پروسه‌ای ماژولار و غیرتهاجمی دارد و همگامی کاملی با فلسفه هداستاک تخت این سازها دارد.

می‌توان گفت که رویکرد تولید گیتارهای فندر، منطبق با رویکرد تولید در سال‌های میانی قرن بیستم است؛ ساده‌سازی، استانداردسازی و در اولویت قرار دادن قابلیت تعمیر و سرویس. لئو فندر خود یک گیتاریست نبود؛ او یک فرد متخصص در زمینه الکترونیک بود که به سازها نیز نگاهی همچون دستگاه‌های حرفه‌ای داشت. این نگاه خاص فندر، در تمامی جزئیات ساختاری گیتارهای تلکستر و استرتوکستر دیده می‌شود.

هداستاک گیتارهای کدام شرکت بهتر است؛ فندر یا گیبسون؟

طراحی هداستاک گیتارهای گیبسون

رویکرد گیبسون در طراحی و ساخت هداستاک گیتارهایش، تقریباً در نقطه مقابل فندر است. هداستاک در گیتارهای گیبسون زاویه‌ای رو به عقب دارد که در اکثر مدل‌های این شرکت، معادل با ۱۷ درجه است؛ اما در برخی از تولیدات این کمپانی از اواخر دهه شصت میلادی تا اوایل دهه ۲۰۰۰، تا ۱۴ درجه نیز کاهش یافته است.

تمایل هداستاک رو به عقب در گیتارهای گیبسون، باعث شده است که ساختار چوبی گیتار بتواند زاویه شکست بهینه‌ای را برای سیم‌های گیتار فراهم کند و نیاز به قطعات سخت‌افزاری دیگر برای شکل‌گیری این زاویه نباشد. در این طراحی، هر شش سیم گیتار فشار رو به پایین کافی و یکدستی را بدون نیاز به قطعات اضافی دریافت می‌کنند. همچنین مسیر سیم نیز در این طراحی از لحاظ هندسی تمیزتر است. بدون شک حل کردن یک مشکل هندسی در مرحله ساخت اولیه و در خود ساختار محصول به‌جای استفاده از قطعات ثانویه، ظاهری زیباتر و تمیزتر را برای آن حاصل می‌کند.

گیبسون هنوز هم دسته سازهای خود را از یک تکه واحد از چوب می‌سازد و با وجود این‌که این شکل از تولید دسته، هزینه‌ای بسیار بیشتر از اتصال چند تکه چوب با اتصال اریب (scarf joint)، همچون رویکرد فندر در ساخت دسته دارد، گیبسون کماکان از آن صرف‌نظر نکرده است؛ زیرا طراحان این کمپانی بر این باورند که این ساختار تأثیری مستقیم بر طنین صدای گیتار دارد. اینکه این ادعا حقیقت دارد و این طراحی واقعاً بر صدای گیتار تأثیر دارد یا خیر، جای بحث دارد!

اما چیزی که نمی‌توان انکار کرد، این است که یک اتصال اریب اگر به‌شکل صحیح اجرا شود، ساختاری مستحکم‌تر را نسبت به یک چوب یک‌تکه برای هداستاکی که زاویه‌ای رو به عقب دارد، رقم می‌زند؛ زیرا می‌توان این اتصال را به‌گونه‌ای اجرا کرد که با جهت الیاف چوب هم‌راستا باشد. بسیاری از سازندگان گیتار نیز به همین دلیل هداستاک گیتارهای طرح لس پال خود را به این روش به دسته متصل می‌کنند. علاقه گیبسون به ساخت یک‌تکه دسته گیتارهایش، بیشتر به دلیل سنت‌های این شرکت و هویت برند آن است و از نظر ما، دلیل مهندسی و طراحی در پس آن نهفته نیست؛ اما حتی همین دلایل نیز ارزشمند هستند و نمی‌توان آنها را بهانه‌هایی بی‌معنا از سوی این کمپانی دانست.

خوب است در همین‌جا، شکایاتی که درباره عدم پایداری کوک در گیتارهای مجهز به هداستاک طرح گیبسون مطرح می‌شود را نیز مورد بررسی قرار دهیم؛ مشکلی که معمولاً علت آن به‌اشتباه به زاویه هداستاک نسبت داده می‌شود. زاویه هداستاک در گیتارهای گیبسون و نمونه‌های مشابه آن، به‌خودی‌خود باعث کاهش پایداری کوک نمی‌شود؛ بلکه مشکل بزرگ در این طراحی، کشش جانبی سیم‌هاست. در چینش تیونرها به‌صورت سه عدد در هر سمت از سردسته، سیم‌ها به میزانی قابل‌توجه به بیرون متمایل می‌شوند تا به ورودی تیونر مربوط به خود برسند و همین امر نیز اصطکاکی جانبی در شیار نات ایجاد می‌کند.

اگر نات به‌خوبی تراشیده شده باشد و داخل شیارهای آن نیز روان‌سازی شده باشد، چنین مشکلی در ساز پیش نمی‌آید؛ اما رخ دادن چنین مشکلی در سازهایی که مدتی است به آنها رسیدگی نشده است، چندان بعید نیست. در طول زمان، شرکت‌های مختلف راه‌حل‌هایی را برای این مشکل ابداع کرده‌اند که مشهورترین آنها، استرینگ باتلر (String Butler) است. این قطعات با مستقیم کردن راه سیم‌ها، کشش جانبی آنها را کاهش می‌دهند و در بهبود پایداری کوک در گیتارهای گیبسون بسیار مؤثر هستند؛ اما استفاده از چنین قطعه‌ای در گیتاری که به‌شکل کامل و اصولی ستاپ شده است، غیرالزامی است.

به‌طور خلاصه، تفاوت‌های اصلی میان رویکرد فندر و گیبسون در طراحی هداستاک را می‌توان در جدول زیر مشاهده کرد:

ویژگی فندر گیبسون
طراحی هداستاک تخت و بدون زاویه متمایل به عقب
زاویه هداستاک بدون زاویه معمولاً ۱۷ درجه
نحوه ایجاد زاویه شکست سیم تفاوت ارتفاع شیارهای نات و ورودی تیونرها زاویه خود هداستاک
استحکام مقاومت بیشتر در برابر شکستن هداستاک آسیب‌پذیری بیشتر هداستاک
تعمیر و سرویس ساده‌تر و ماژولار دشوارتر
رویکرد طراحی ساده‌سازی و استانداردسازی طراحی یکپارچه‌تر و سنتی‌تر

کدام هداستاک تأثیر بهتری بر صدا دارد؟

در نهایت، به مهم‌ترین و بزرگ‌ترین سؤال در مقایسه هداستاک‌های فندر و گیبسون می‌رسیم: کدام‌یک از این دو طراحی هداستاک، صدای بهتری را برای گیتار رقم می‌زند؟ این سؤال، پاسخ درست و غلطی ندارد و برای رسیدن به جواب آن، خودتان باید به صدای هر دو گیتار گوش کنید. بسیاری از طرفداران گیبسون احتمالاً به شما می‌گویند که هداستاک گیتارهای این شرکت نه‌تنها زیباتر هستند و توازن بهتری را برای ساز به ارمغان می‌آورند، بلکه به چوب گیتار نیز امکان می‌دهند که بهتر طنین‌انداز شود. فارغ از این ادعاها، بدیهی است که متمایل کردن ساختار چوبی هداستاک رو به عقب، روشی جذاب‌تر برای حل مشکل زاویه شکست سیم‌ها و فشار آنها رو به پایین نسبت به افزودن یک تکه فلز تیز به هداستاک برای نگه داشتن سیم‌ها رو به پایین است!

البته راه‌هایی نیز برای حذف استرینگ تری از هداستاک گیتارهای فندر وجود دارد که ساختاری تمیزتر را برای آن رقم می‌زند. برخی برای حذف این قطعه، هداستاک را از ابتدا با زاویه‌ای جزئی طراحی می‌کنند و برخی دیگر، تیونرهایی با پایه‌هایی با ارتفاع متفاوت را روی ساز خود نصب می‌کنند. کمپانی فندر نیز در سری سازهای گران‌قیمت American Ultra خود، از راه‌حل دوم برای حذف استرینگ تری بهره گرفته است.

به‌شخصه، رویکرد فندر در ساخت هداستاک را به دلیل استحکام و سادگی بیشتر آن نسبت به طراحی گیبسون در این بخش ترجیح می‌دهیم؛ اما در مقابل، نمی‌توان طراحی تمیزتر و ظرافت بیشتر طراحی هداستاک گیبسون را نیز نادیده گرفت. در نتیجه، بحث طراحی هداستاک نیز همچون بسیاری دیگر از مباحث مربوط به گیتار الکتریک، امری کاملاً سلیقه‌ای است و نمونه بهتر، همیشه گزینه‌ای است که برای شما جذاب‌تر است!

سخن آخر

امیدواریم که از مطالعه این مطلب لذت برده باشید و نکاتی جدید را در رابطه با ساختار هداستاک گیتارهای مشهور و روش ساخت آنها آموخته باشید.

حال، باید از شما بپرسیم که کدام‌یک از طراحی‌های هداستاک برایتان جذاب‌تر است و چرا این طراحی را نسبت به انواع دیگر هداستاک ترجیح می‌دهید؟ آیا تاکنون متوجه تفاوت عملکرد صوتی دو گیتار تنها به دلیل طراحی هداستاک‌شان شده‌اید؟ در این صورت، کدام طراحی هداستاک صدایی بهتر را برای گیتار رقم می‌زده است؟ از شما دعوت می‌کنیم که پاسخ خود به این سؤالات را در بخش نظرات همین مطلب، با ما و مخاطبان گیتار ایران به اشتراک بگذارید.

البته فندر و گیبسون تنها برندهایی نیستند که طراحی‌های متفاوتی برای هداستاک گیتارهای الکتریک ارائه کرده‌اند. برای آشنایی بیشتر با برخی از برندهای مشهور و تأثیرگذار دیگر، پیشنهاد می‌کنیم ویدیوی زیر را تماشا کنید:

منبع: Guitar.com
نویسنده: Justin Beckner
مترجم: امیر تولی

دیدگاهتان را بنویسید