چرا باید بداهه‌نوازی‌های خود را همیشه ضبط کنید

چرا باید بداهه‌نوازی‌های گیتار خود را همیشه ضبط کنید

در میان مقالات پُرشماری که درباره تاکنون نوشته‌ام، یک موضوع مهم را از قلم انداخته‌ام: اهمیت ضبط بداهه‌نوازی‌ها، تمرین‌ها، آزمون‌وخطاهای موسیقایی و البته اجراهای زنده!

اکنون که به کوتاهی خود پی برده‌ام، تصمیم گرفته‌ام به این مبحث بپردازم و با ادای احترام به یکی از بهترین اساتید گیتار، درباره اهمیت و لذت ضبط تمام چیزهایی که می‌نوازید و ثبت فرایند خلاقه، با همه فراز و فرودهایش، صحبت کنم. نگران نقص‌ها و اشتباهات نباشید؛ زیرا در نهایت متوجه خواهید شد که همین اشتباهات نیز بخشی اساسی از مسیر رشد شما هستند.

لحظه‌های جادویی فقط یک‌بار اتفاق می‌افتند!

در مراحل اولیه خلق ریف‌ها و آهنگ‌ها، یعنی زمانی که در حال آزمون‌وخطا و ایده‌پردازی هستید، گاهی ناگهان جمله‌ای جادویی و گوش‌نواز می‌نوازید؛ بی‌آنکه از پیش برای آن برنامه‌ای داشته باشید یا حتی تلاشی آگاهانه کرده باشید. در این لحظات گذرا، گویی ذهن تحلیل‌گر شما برای چند لحظه کنار می‌رود و به شهود و خلاقیت درونی‌تان اجازه می‌دهد تا زمام کار را به دست گیرد! اما این وضعیت چندان دوام نمی‌آورد؛ زیرا ذهن تحلیل‌گر دوباره کنترل را به دست می‌گیرد و آن لحظه ناب به پایان می‌رسد.

در این لحظات، ناگهان با خود می‌گویید: «این دیگر چه بود؟!» و افسوس می‌خورید که چرا آن جمله موسیقایی استثنایی را ضبط نکرده‌اید! اما دیگر دیر شده است؛ زیرا حالا باید به حافظه خود تکیه کنید تا آن جمله را دوباره بنوازید و متأسفانه در بیشتر مواقع، حاصل کار چیزی نیست جز نسخه‌ای ضعیف‌تر و کم‌مایه‌تر از آنچه در لحظه نخست شکل گرفته بود!

بیایید یک موقعیت محتمل دیگر را بررسی کنیم. فرض کنید در حال ساخت ملودی و ریتم یک آهنگ هستید و در این حین، چندین ایده درخشان را تنها به این دلیل نادیده می‌گیرید که با حال‌وهوای قطعه هماهنگ نیستند. اگر روند آزمون‌وخطا و ایده‌پردازی خود را در همان لحظه ضبط نکنید، این ایده‌های ارزشمند به‌کلی به دست فراموشی سپرده می‌شوند.

هر دو موقعیت از همان فضای خلاقانه‌ای سرچشمه می‌گیرند که در آن به خودمان اجازه می‌دهیم تا ایده‌های جدیدی را بیازماییم و از چارچوب‌های نهادینه و همیشگی خود در آهنگسازی و نوازندگی فاصله بگیریم.

در این لحظات، ناگهان با خود می‌گویید: «این دیگر چه بود؟!» و افسوس می‌خورید که چرا آن جمله موسیقایی استثنایی را ضبط نکرده‌اید.

درسی از جو دیوریو

سال‌ها این سعادت را داشتم که در محضر جو دیوریو (Joe Diorio)، یکی از بزرگ‌ترین اساتید گیتار و موسیقی جز، آموزش ببینم. برای من، دیوریو، مرجع و اسطوره گیتار جز بود؛ کسی که با مهارت، خلاقیت و بداهه‌نوازی‌های عرفانی خود، بر گیتاریست‌های متعددی تأثیر گذاشت.

یکی از کارهایی که ما همواره در طول جلسات آموزشی انجام می‌دادیم، تمرینی بود که دیوریو آن را «نوازندگی بر پایه الگوی کلی موسیقی» می‌نامید. بدین ترتیب که قطعه‌ای را پخش می‌کردیم که پیش از آن هرگز نشنیده بودیم و سپس تلاش می‌کردیم ملودی و ریتم کلی آن را روی گیتار پیاده کنیم. اغلب نیز به‌جای موسیقی جز، از آثار موسیقی ملل و سبک‌های دیگر بهره می‌گرفتیم.

هدف کلی ما این بود که یک اثر سمفونیک مانند آیین بهار از ایگور استراوینسکی یا سمفونی شماره یک از ویتولد لوتوسوافسکی را به‌نحوی خلاصه و فشرده کنیم که با یک گیتار قابل اجرا باشد. در این تمرین، به دنبال بازآفرینی یک‌به‌یک نت‌ها روی گیتار نبودیم؛ بلکه مشابهت الگوی کلی موسیقی و احساسات نهفته در آن برای ما اهمیت داشت. در این مسیر، ما ناخواسته چیزهایی می‌نواختیم که از پیش برنامه‌ریزی نشده بودند و همین امر، خلاقیت ما را شعله‌ور می‌کرد. حاصل کار، الماس‌های خامی بود که گه‌گاه از دل بداهه‌نوازی‌های ما سر بر می‌آوردند و ما باید به‌دقت آن‌ها را تراش می‌دادیم تا به جواهری درخشان بدل شوند.

همیشه لحظاتی پیش می‌آمد که می‌گفتیم: «عجب جمله‌ای! این دیگر چه بود؟!» و از آنجا که همیشه کل کلاس را ضبط می‌کردیم، می‌توانستیم فایل ضبط‌شده را به عقب برگردانیم، لیک موردنظر را دوباره پخش کنیم و مورد بررسی دقیق قرار دهیم. حاصل این رویه، خلق لیک‌هایی دیگر بود و مدتی بعد می‌دیدیم که مجموعه‌ای بزرگ از ایده‌های موسیقایی را گردآوری کرده‌ایم که همگی ریشه در همان تمرین «نوازندگی بر پایه الگوی کلی موسیقی» داشتند.

چنین تمرین‌هایی به‌تدریج باعث می‌شوند بداهه‌نوازی شما از چارچوب‌های همیشگی فاصله بگیرد و ایده‌هایی کاملاً تازه و غیرمنتظره شکل بگیرند. به همین دلیل، پیشنهاد می‌کنم از این پس، در تمام جلسات تمرین و بداهه‌نوازی خود، این روش را امتحان کنید. خوشبختانه امروزه به‌لطف افزایش فضای ذخیره‌سازی کامپیوترها، دیگر دلیلی وجود ندارد که ایده‌های خود را ضبط نکنید. بیایید این روش را از همین امروز به کار بگیریم!

چگونه این روش را در تمرین‌های خود اجرا کنیم؟

  1. نرم‌افزار آهنگسازی (DAW) را باز کنید و یک ریتم درام پخش کنید.
  2. یک ترک جدید برای گیتار ایجاد کنید و بدون هیچ محدودیت زمانی، آزادانه شروع به نوازندگی کنید.
  3. پس از اتمام بداهه‌نوازی گیتار، به فایل ضبط‌شده گوش دهید.
  4. لحظاتی که به نظرتان جذاب و گیرا هستند را انتخاب کنید.
  5. این لحظات را در یک ترک جدید کنار هم قرار دهید و با ویرایش و ترکیب آن‌ها، عبارت‌های موسیقایی تازه‌ای بسازید.
  6. به حاصل کار گوش کنید.

سخن آخر

این شیوه از آزمون‌وخطا، شما را به قلمروهای تازه‌ای از موسیقی هدایت می‌کند و به‌تدریج می‌توانید با افزودن ایده‌های هارمونیک و لایه‌های موسیقایی، ایده‌های اولیه خود را پرداخت و تکمیل کنید.

در پایان، اگر به بداهه‌نوازی گیتار علاقه‌مندید و نمی‌دانید این مسیر را باید از کجا آغاز کنید، پیشنهاد می‌کنیم ویدئوی آموزشی زیر را تماشا کنید:

منبع: Premier Guitar
نویسنده: Bryan Clark

دیدگاهتان را بنویسید