تفاوت صدای سر و صدای سینه چیست؟

تفاوت صدای سر و صدای سینه

اولین آشنایی من با آموزش آواز در سال ۱۹۸۸ بود. یک آموزگار آواز به من گفت که صدای من در محدوده باس است؛ زیرا هنگامی که سعی کردم نت‌های بالاتر از می اکتاو ۴ (E4) را بخوانم، توانایی اجرای درست نت‌ها را نداشتم. او سپس گفت که نت می ۴، «نقطه شکست» صدای من است و باید صدایی که با آن زاده شده‌ام را بپذیرم و هرگز نت‌های بالاتر از نقطه شکست صدایم را نخوانم؛ مگر آنکه از صدای سر استفاده کنم.

این اصطلاح برای من عجیب بود و پیش‌تر هرگز آن را نشنیده بودم. از این رو، او درباره این دو نوع صدا به من توضیح داد:

صدای سینه، صدای واقعی ماست که برای مکالمات روزمره از آن استفاده می‌کنیم.

صدای سر یا صدای فالستو (falsetto)، صدایی است که هنگام تقلید صدای شخصیت‌های کارتونی مانند میکی ماوس از آن استفاده می‌کنیم.

اما یک جای کار توضیحات او می‌لنگید. من خوانندگان راک بسیاری را می‌شناختم که صدای بمی داشتند، اما به‌راحتی نت‌های بالا را اجرا می‌کردند. حتی خود من هم هنگام اجرا در کلاب محلی می‌توانستم نت‌های بالاتری را بخوانم. می‌دانستم که او اشتباه می‌کند. خواننده‌های گروه‌های ماتلی کرو، گانز ان روزز و دف لپارد، در رجیسترهای بالا اجرا می‌کردند و من هم با وجود اینکه اجرای برخی از نت‌های آنها از عمق سینه برایم دشوار بود، می‌دانستم که با مرور زمان راه حل این مشکل را خواهم یافت.

صدای سر و صدای سینه، در اصل مناطقی از دامنه صدای ما هستند و برخلاف گفته معلم آوازم، ربطی به جنس صدا ندارند. اگرچه من به کلماتی که معلمان قدیمی از آنها استفاده می‌کردند احترام می‌گذارم، اما خودم از این کلمات استفاده نمی‌کنم. به نظر من اگر به هنرجوها بگوییم فقط یک صدا دارند که به نرمی از پایین‌ترین نت‌ها تا بالاترین نت‌ها امتداد می‌یابد، می‌توانیم سدهای ذهنی که مانع اجرای نت‌های بالاتر می‌شوند را از سر راه برداریم.

با این وجود، تعریف صدای سر و سینه یک نکته مثبت دارد و آن نکته، تعریف یک نت به‌عنوان نقطه شکست است. این امر خواننده را آگاه می‌کند که پایین‌تر و بالاتر از این نت، اتفاقات به‌خصوصی رخ خواهد داد. برای درک بهتر این مسئله، آن را به رانندگی با ماشین دنده‌ای تشبیه می‌کنیم؛ نقطه شکست جایی است که باید ماشین را در دنده‌ی سبک‌تر قرار دهیم.

در حقیقت، این تغییر دنده، تغییر توازن نیرو بین گروه‌های مختلف عضلانی است که به ما اجازه می‌دهند نت‌های بالاتر یا پایین‌تری را اجرا کنیم. یک گروه عضلانی همیشه به گروه دیگر غالب خواهد آمد؛ ولی زمانی که تغییر توازن نیرو بین گروه‌های مختلف عضلانی به‌درستی صورت نگیرد، به اصطلاح مجبور می‌شویم صدای سینه خود را بیش از حد کش بیاوریم. این همان اتفاقی است که باعث می‌شود خواننده برای اجرای نت‌های بالاتر، بیشتر و بیشتر فریاد بزند و صورت او قرمزتر و قرمزتر شود؛ تا جایی که اتفاقی بسیار بدتر از گرفتگی صدا برای او رخ دهد و به تارهای صوتی‌اش صدمه وارد شود.

(برای طرفداران جدی آواز: نام این گروه‌های مختلف عضلانی عبارت است از تیروآریتنوئید (Thyroarytenoid)، کریکوتیروئید (Cricothyroid) و کریکوآریتنوئید خلفی (Posterior Cricoarytenoid). اما دانستن نام این گروه‌های عضلانی کمکی به تعویض دنده نرم‌تر نمی‌کند.)

حالا می‌دانید که صدای سینه عبارت است از تمام نت‌هایی که پایین‌تر از نقطه شکست صدای شما هستند و صدای سر عبارت است از نت‌هایی که بالای این نقطه شکست قرار می‌گیرند. در توضیح بیشتر این مسئله باید بگویم که راه‌های مختلفی برای رنگ‌آمیزی جنس صدا وجود دارد. اگر از کلمات سر و سینه صرف‌نظر کنیم، همچنان صدای اصلی و صدای فالستو را داریم. صدای اصلی صدایی است که به‌طور روزمره با آن صحبت می‌کنید. صدای فالستو نوعی صدای مازاد است. شما می‌توانید با هر دو جنس صدای کامل و فالستو، پایین‌تر و بالاتر از نقطه شکست صدای خود آواز بخوانید. این یعنی شما می‌توانید با جنس صدای کامل در محدوده صدای سر بخوانید و حرف بزنید و همچنین با جنس صدای فالستو در محدوده صدای سینه بخوانید یا حرف بزنید.

این تفکر قدیمی که صدای سینه مترادف است با صدای روزمره و صدای سر مترادف است با فالستو، باعث شده که بسیاری از خواننده‌ها یک صدای واحد را در تمام دامنه آوازی خود گسترش ندهند.

چطور باید از صدای کامل به فالستو برویم؟

برای درک چگونگی تغییر این دو صدا به یکدیگر باید به مجرای نای توجه کنیم. مجرای نای، فضایی است که بین تارهای صوتی قرار می‌گیرد. تارهای صوتی برای ایجاد صدا باید به لرزش درآیند. اگر دو صفحه تارهای صوتی به یکدیگر نزدیک باشند، صدایی غنی و کامل خواهیم داشت. اگر فاصله بین این دو صفحه در هنگام لرزیدن بیشتر باشد، صدای فالستو تولید می‌شود. همچنین می‌توانیم با باز و بسته کردن این مجرا در اندازه‌های مختلف، ترکیبی از این دو صدا را ایجاد کنیم. تمرین‌هایی برای این کار وجود دارند که قدرت و توازن عضلات اطراف تارهای صوتی را بالاتر می‌برند.

مخلص کلام: درگیر الفاظ و لغت‌های تخصصی نشوید. آواز بخوانید و از این کار لذت ببرید. تنها این نکته است که اهمیت دارد. چه اهمیتی دارد که با صدای کامل می‌خوانید یا فالستو؟ چه اهمیتی دارد اگر کسی ادعا کند که شما صدای سینه خود را بیش‌ازحد کشیده‌اید؟ اگر آواز شما دلنشین باشد و به تارهای صوتی شما آسیبی نرسد، وظیفه خود را انجام داده‌اید. استیو پری، نت‌های بالا را با صدای کامل خود به‌خوبی اجرا می‌کرد و پرینس همان نت‌ها را در فالستو می‌خواند و هر دو آنها نیز از خوانندگان محبوب من هستند.

نتیجه‌گیری

صدای سینه و سر شما دامنه‌های آوازی هستند که توسط نقطه شکست صدای شما تعیین می‌شوند؛ در حالی که صدای کامل و فالستو انواع جنس صدا هستند. پس هرگز و از هیچ آموزگاری نپذیرید که تنها یک دامنه صدا دارید و آن دامنه توسط نقطه شکست صدایتان به شما تحمیل می‌شود. کافیست یاد بگیرید که به نرمی دنده را عوض کنید.

منبع: Sweetwater
نویسنده: Jaime Vendera
مترجم: کیان ایرجی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *