«طبق باور بسیاری از افراد، بداههنوازی مهارتی ذاتی است و نمیتوان آن را یاد گرفت. اما گیتاریستهایی که در این زمینه تبحر دارند، میدانند که این مهارت کاملاً اکتسابی و حسابشده است و دستیابی به آن، نیازمند تمرین، آگاهی و انضباط بسیار است.»
جولین لاژ (Julian Lage)، نوازنده مشهور گیتار آکوستیک و الکتریک، درباره بداههنوازی چنین باوری دارد. این موزیسین خلاق، طی مصاحبه با مجله موسیقی Guitar Player، نکات و روشهایی بسیار کاربردی را ذکر کرده است که با بهرهگیری از آنها، میتوان در زمینه بداههنوازی گیتار پیشرفت کرد. در این مطلب، قصد داریم این موارد را با شما به اشتراک بگذاریم.
۱- سیاستگذاری پیش از عمل!
«بهعنوان بداههنواز باید بدانید که اجازه دارید یک استراتژی و چارچوب را در نوازندگی برای خود تعیین کنید. این امر به این معنا نیست که پیش از شروع نواختن سولو، به این فکر کنید که باید چه چیزی بنوازید. گری برتون (Gary Burton)(ویبرافونیست و آهنگساز مشهور سبک جز) در این مورد نکته جالبی گفته است: اگر کسی به شما بگوید که سولو بنواز، شما اجازه دارید درباره نحوه نواختن این سولو تصمیمگیری کنید. برای مثال، شما میتوانید پیش از شروع، تصمیم بگیرید که میخواهید در طول چند کورس به نوازندگی بپردازید.»
«در واقع، قرار نیست آنقدر به نوازندگی سولو ادامه دهید تا اتفاقی ناخوشایند رخ دهد و مجبور شوید فرار کنید (میخندد)! اگر پیش از آغاز سولو، با خود بگویید که میخواهم یک کورس بنوازم و همانجا کار را تمام کنم، قدم اول برای تبدیل شدن به یک بداههنواز ماهر را برداشتهاید؛ زیرا در این حالت، شما یک چارچوب زمانی را برای خود تعیین کردهاید و میدانید باید چه زمانی نوازندگی را آغاز کنید و چه زمانی آن را تمام کنید.»
«پس از این مرحله، میتوانید به سراغ این بروید که اصلاً میخواهید در سولوی خود چه بنوازید! در غیر این صورت، درست است که میتوانید سولویی با نتهای مورد نظر خود بنوازید، اما نمیدانید که قرار است چه زمانی آن را تمام کنید! این کار (ندانستن زمان شروع و پایان بداههنوازی) مثل این است که از کسی بخواهید پشت فرمان یک اتومبیل بنشیند و به او بگویید: رانندگی کن. خودت میدانی کی باید بایستی!»
۲- بداههنوازی حتی در سکوت
«بداههنوازی با ایدهپردازی در لحظه مترادف نیست. من فکر میکنم اکثر افراد بر این اعتقادند که نواختن سولو تماماً به معنای ساخت محتوای جدید است. اما به هیچ وجه اینطور نیست! شما میتوانید در طول بداههنوازی، چنین کاری نیز انجام دهید و محتوایی جدید تولید کنید و این نیز بخشی از این هنر است. اما شاید برخی از اوقات با خود بگویید میخواهم در بداههنوازی، ملودی اصلی قطعه را بنوازم و تنها چیزی که در بداههنوازی تغییر میدهم، حذف چند نت از همان ملودی است. در این حالت، بداههنوازی شما در واقع همان بخشهایی است که نمینوازید!»
«این رویکرد، در واقع روشی کمینهگرایانه برای بداههنوازی است و سولوهای مشهور بیشماری در دنیا وجود دارد که با همین رویکرد نواخته شدهاند و بسیار زیبا نیز هستند. کسانی همچون دوک الینگتون (Duke Ellington) و بن وبستر (Ben Webster)، از اساتید این رویکرد کمینهگرایانه در نوازندگی سولو به شمار میروند.»
۳- گوش دادن به صدای سازهای دیگر
«با هر بداههنواز ماهری که همنوازی کردهام، متوجه یک نکته برجسته در نوازندگی آنها شدهام. این افراد وقتی شروع به بداههنوازی میکنند، همزمان به چیزی که من مینوازم نیز گوش میدهند؛ هر چیزی!»
«با این اوصاف، میتوان گفت که اساس بداههنوازی، تا حد زیادی این است که به سایر اعضای گروه موسیقی وابسته باشید. در واقع، یک بداههنواز خوب میگوید من به نوازندگی همگروهیهایم با دقت گوش میدهم، تمامی ایدههای نوازندگیام را از آنها میگیرم و ارتباط ذهنی کامل با آنها برقرار میکنم. این رویکرد، میتواند برای خود نوازنده نیز بسیار جذاب باشد؛ زیرا میتواند با بهرهگیری از آن، بدون هیچ فشار و استرسی در اجرا حاضر شود و تنها با استفاده از ساز خود، پرسشهایی صحیح و بهجا را از سایر نوازندگان حاضر در اجرا بپرسد!»
۴- بداههنوازی، نوازندگی بدون فکر و برنامه نیست!
«اگر میخواهید بداههنوازی کنید، باید بدانید که برخی اوقات، اصلاً این شکل از نوازندگی از شما خواسته نشده است. برای مثال، اگر در حال نوازندگی در یک گروه راک هستید و از شما میخواهند یک سولوی شگفتانگیز بنوازید، لحظهای مکث کنید و به این فکر کنید که در حقیقت از شما خواسته شده است بهجای بداههنوازی، نقش یک آهنگساز را ایفا کنید.»
«من فکر میکنم که جورج هریسون (George Harrison) چنین آدمی بوده است. بدیهی است که گروه بیتلز، از چند موزیسین بسیار خلاق تشکیل شده است؛ اما میتوان گفت که جورج هریسون بهشکل فردی، با سولوهای فوقالعادهای که خلق میکرد، علاوه بر یک بداههنواز عالی، یک آهنگساز، تنظیمکننده و رهبر ارکستر بینظیر نیز بود!»
«طبق تجربه من، موزیسینهایی که خود را یک فرد خلاق در نوازندگی و یک بداههنواز میدانند، بهجای اینکه به ساز خود همچون یک موزیسین عادی نگاه کنند، رویکرد و زاویه دیدی مشابه با یک آهنگساز یا پرودوسر به آن دارند. این افراد، عشقی بسیار به نوازندگی دارند و به پارامترهای محدودکننده که باعث خلاقیت بیشتر آنها میشود، وابسته هستند. میتوانم بگویم که بداههنوازی، یک کنکاش فوقالعاده در موسیقی است.»
سخن آخر
همانطور که در این مقاله خواندید، بداههنوازی گیتار، اصول و قاعده مشخصی ندارد و هر نوازندهای میتواند مسیر منحصربهفرد خود را در این جهان بیانتها جستجو کند. اما توجه به نکاتی که گیتاریستهای خبرهای چون جولیان لاژ بیان میکنند، میتواند روند جستجوی شما را کوتاهتر کند.
اگر هنوز در ابتدای این مسیر هستید و نمیدانید چگونه باید بداههنوازی گیتار را آغاز کنید، تماشای ویدیوی آموزشی زیر میتواند برای شما سودمند باشد:
منبع: GuitarPlayer
نویسنده: Richard Bienstock

