ساستین یا دیرند صدای گیتار الکتریک یکی از موضوعات پُربحث و جذاب در دنیای گیتاریستها به شمار میآید و در کنار واژههایی چون «تُن» و «حس»، مکرراً در جمع این افراد شنیده میشود. شرکتهای سازنده گیتار نیز بهخوبی از اهمیت این شاخصه در نزد نوازندگان گیتار الکتریک خبر دارند و در تبلیغات محصولات خود روی توانایی گیتارهایشان در حفظ دیرند نتها برای مدتزمان طولانی، تأکید زیادی میکنند. اما واقعاً چه عواملی بر ساستین صدای گیتار الکتریک تأثیر میگذارند و آیا این شاخصه آنقدر که به نظر میرسد، مهم است؟
همانطور که اشاره شد، اصطلاح ساستین یا دیرند به مدتزمان طنیناندازی یک نت پس از نواخته شدن اشاره دارد. برای اینکه بتوانیم به نتیجهای روشنتر دست پیدا کنیم، بحث خود را به سازهای الکتریک محدود میکنیم و سازهای آکوستیک را از این بحث کنار میگذاریم. البته این امر بدین معنا نیست که نوازندگان گیتار آکوستیک و کلاسیک به ساستین صدای ساز اهمیتی نمیدهند؛ اما اگر کمی در جهان گیتاریستها وقت بگذرانید، میدانید که اهمیت این شاخصه صوتی برای نوازندگان گیتار الکتریک بسیار بیشتر است و شاید حتی بتوان گفت که روی آن وسواس ذهنی دارند!
با ذکر این مقدمه، بیایید نگاهی بیندازیم به اصلیترین عوامل دخیل در ساستین صدای گیتار الکتریک و سپس درباره هر یک از آنها صحبت کنیم:
- پیکاپ
- گیج (ضخامت) سیم
- ارتفاع سیم نسبت به فینگربورد و پیکاپ (اکشن سیم)
- عمر سیم
- طراحی و جنس بریج
- زاویه سردسته (هداستاک)
- نوع چوب مورداستفاده در ساختار ساز
۱- پیکاپ گیتار الکتریک
به چشم گیتاریستها، پیکاپهای مغناطیسی موجود در گیتار الکتریک، سرچشمه تمام شاخصههای صوتی ساز هستند و این امر چندان هم دور از حقیقت نیست. پیکاپها حقیقتاً میتوانند میزان ساستین صدای گیتار را افزایش یا کاهش دهند. یک پیکاپ حساس با خروجی قدرتمند، امواج دریافتی را بیشتر تقویت میکند و احتمال دارد که ساستینی بیشتر را برای ساز رقم میزند.
اما مسئله به این سادگیها نیست و باید به یک نکته مهم دیگر نیز توجه کرد: خروجی تقویتشده این قبیل پیکاپها معمولاً از آهنرباها و خاصیت مغناطیسی قدرتمندتر آنها ناشی میشود و همین خاصیت مغناطیسی بر سیمهای فلزی گیتار نیز تأثیر میگذارد و جلوی لرزش آزادانه و طنیناندازی آنها را میگیرد.
۲- گیج سیم گیتار
در این زمینه نیز دو نظر کاملاً متفاوت و متضاد وجود دارد. برخی از گیتاریستها بر این اعتقادند که سیمهای ضخیمتر بهدلیل خروجی قدرتمندتر، ساستین بهتری ارائه میکنند و برخی دیگر با این نظر کاملاً مخالف هستند. بالاخره همانطور که در بالا اشاره کردم، در این زمینه نیز نباید اهمیت خاصیت مغناطیسی پیکاپها را نادیده گرفت و هرچه ضخامت سیم گیتار بیشتر باشد، احتمالاً بیشتر تحت تأثیر آهنرباهای موجود در پیکاپها قرار میگیرد.
اما با اینکه شواهد و مدارک علمی برای ساستین طولانیتر سیمهای ضخیم وجود ندارد، اگر گشتی در اینترنت بزنید، با ادعاهای متعددی در این زمینه مواجه خواهید شد. برخی از این افراد بر این باورند که جرم بیشتر سیم بهمعنای تکانه (مومنتوم) بیشتر آن است و این امر بر ساستین تأثیر میگذارد. نمیدانم نیوتن هم اهل گیتار بوده یا نه!
البته باید بدانید که همین میزان از تعصب در بین طرفداران سیمهای نازکتر نیز به چشم میخورد!
۳- ارتفاع سیم از پیکاپها
تغییر ارتفاع سیم گیتار نیز میتواند بر میزان دیرند نتها تأثیر بگذارد. اگر اکشن یا همان ارتفاع سیمها نسبت به فینگربورد و پیکاپها را افزایش دهید، این موضوع ممکن است بر ساستین اثر بگذارد و حتی تُن را نیز تغییر دهد؛ مگر آنکه ارتفاع پیکاپها را هم دقیقاً به همین اندازه افزایش دهید تا فاصله میان پیکاپها و سیم کاملاً مشابه قبل باشد.
حال اگر اکشن را بیشازحد کاهش دهیم، چه خواهد شد؟ در این صورت، سیمها با فرتها برخورد خواهند کرد و بخشی از انرژی آنها توسط فرتها جذب خواهد شد؛ در نتیجه، ساستین کاهش خواهد یافت.
۴- عمر سیمهای گیتار
در این زمینه نیز اختلاف نظر وجود دارد. برخی از گیتاریستها ترجیح میدهند سیم گیتار الکتریک خود را زودبهزود عوض کنند تا صدایی شفاف و سرزنده از ساز دریافت کنند. به عقیده این افراد، روشنی بیشتر صدای سیم نو باعث میشود که اُورتُنها را بهتر و برای مدتزمانی طولانیتر بشنوید. اما شاید هم فقط از سر ذوقزدگیِ داشتن سیمهای نو، اینطور به نظرشان میرسد!
اعضای گروه مقابل، این مسئله را رد میکنند و ادعا میکنند که فقط یک ست سیم کهنه و سالخورده میتواند ماهیت صوتی واقعی گیتار را نمایان کند. به نظر من، این افراد، ملایم و نرم بودن صدای ساز را با ساستین آن اشتباه میگیرند. با این حال، شما اصلاً نباید به نظر من بهعنوان یک فرد بیطرف تکیه کنید؛ زیرا من تا زمانی که سیم گیتارم پاره نشود، آن را عوض نمیکنم!
۵- طراحی و جنس بریج
در دهه هفتاد میلادی، بریجهای برنجی طرفداران بسیاری داشتند و چند شرکت سازنده قطعات جانبی نیز روی این موج سوار شدند و با تولید بریج، نات یا هر چیز دیگری که بتوان از فلز برنج ساخت و روی گیتار الکتریک صب کرد، پول کلانی به جیب زدند. طرفداران این بریجها بر این باور بودند که قطعات برنجی، زنگ صدای بیهمتایی دارند.
یک بار که در حال گفتگو با یکی از تولیدکنندگان قطعات گیتار بودم، آن فرد به من گفت که استفاده از برنج در بخشهای انتهایی سیم گیتار، باعث بازگشت مجدد انرژی به درون سیم و در نتیجه، افزایش ساستین میشود. نمیدانم این ادعا تا چه حد صحت دارد؛ اما گیتاریستهای زیادی این قبیل ادعاها را باور میکنند.
بهشخصه، ترجیح میدهم بریج گیتارم از مادهای سبکوزن ساخته شده باشد؛ زیرا معمولاً وقتی چنین بریجهایی با بدنههای دارای ساختار متخلخل و کندهکاریشده (chambered) ترکیب میشود، صدایی گوشنواز با ساستین رضایتبخش به دست میآید.
۶- زاویه سردسته (هداستاک)
درباره زاویه سردسته نیز برخی از گیتاریستها نظریهای جالب دارند. طبق ادعای این افراد، چنانچه زاویه شکست سیمها روی نات زیاد باشد، نیروی رو به پایین قدرتمندتری به آنها وارد میشود و در نتیجه، سیمها پس از نقطه شکست (پس از گذر از نات و در سمت سردسته)، دچار افت لرزش کمتری میشوند. بسیاری از طرفداران گیتارهای Les Paul جزو حامیان این نظریه هستند.
همچنین، برخی از گیتاریستها بر این باورند که سازهایی با سردسته بزرگ و گوشیهای کوک سنگینوزن، ساستین صدای بهتری دارند. حتی در بازار، پلاکهای فلزی وجود دارد که طبق ادعای شرکت سازنده، با نصب آنها در پشت سردسته، «ساستین، اُورتُنها و توازن صدای بهتری» از گیتار دریافت خواهید کرد. مجدداً خبری از شواعد علمی نیست؛ اما امتحان کردن این موارد نیز ضرری ندارد!
۷- نوع چوب استفادهشده در گیتار الکتریک
گفته میشود که دلیل بهکارگیری صفحه رویی از جنس چوب افرا (maple) در ساختار گیتار Gibson Les Paul، تلاش برای بهبود صدادهی و ساستین آن بوده است. اما بهشخصه، از میان صدها لس پالی که تا کنون نواختهام، خوشصداترین (و پرطنینترین) آنها یک مدل Goldtop ساخت سال ۱۹۵۷ بود که بدنه آن تماماً از چوب ماهون (mahogany) ساخته شده بود و بهکلی فاقد صفحه رویی ساختهشده از چوب افرا بود!
خلاصه کلام آنکه نوع چوب استفادهشده در ساختار گیتار الکتریک میتواند بر ساستین تأثیر بگذارد؛ اما شش مورد قبلی نیز میتوانند به همان اندازه مؤثر باشند!
Guys like Jimmy Reed, John Lee Hooker, and Lightnin’ Hopkins were completely badass with guitars that had as much sustain as a shingle. (Shawn Hammond)
افرادی چون جیمی رید، جان لی هوکر و لایتنین هاپکینز با گیتارهایی که تقریباً هیچ ساستینی نداشتند، غوغا میکردند! (شان هموند)
نتیجهگیری
شاید ساستین برای بسیاری از گیتاریستها عاملی تعیینکننده در سنجش کیفیت یک گیتار الکتریک داشته باشد؛ اما برای برخی از نوازندگان نیز اهمیت چندانی ندارد.
در دهه هشتاد میلادی، زمانی که به نمایشگاه NAMM رفته بودم، با گیتاری مواجه شدم که به یک سیستم نوآورانه به نام Sustainiac مجهز شده بود. احتمالاً گیتاریستهای امروزی با این سیستم آشنایی کامل دارند. Sustainiac در واقع یک سیمپیچ الکترومغناطیسی است که با باتری تغذیه میشود و سیمها را برای مدتزمانی بیپایان به لرزش وامیدارد. حتی در آن زمان هم این سیستم بهشکلی بینقص عمل میکرد و به شما امکان میداد که تداوم صدای یک نت را برای مدتزمانی طولانی حفظ کنید. در جریان نمایشگاه NAMM، من از یک گیتاریست مشهور خواستم که آن ساز را امتحان کند. او لحظاتی را با آن گیتار و سیستم Sustainiac گذراند و سپس گفت: «فکر نکنم به درد من بخورد!».
به نظر من، نوازندگی با گیتاری که ساستینی عالی دارد، مثل رانندگی با خودرویی است که ۷۰۰ اسب بخار قدرت دارد؛ شاید این قدرت هیچوقت به کارتان نیاید، اما دانستن اینکه در صورت نیاز میتوانید از آن استفاده کنید، خوشایند و دلگرمکننده است!
در پایان، پیشنهاد میکنیم ویدیوی جذاب زیر را نیز تماشا کنید و با ده باور بحثبرانگیز درباره گیتار و امپلیفایر آشنا شوید که شاید بسیاری از گیتاریستها با آنها مخالف باشند، اما در عمل صحت دارند:
منبع: Premier Guitar
نویسنده: Jol Dantzig

