سینستزیا (synesthesia) یا حسآمیزی، یک پدیده عصبشناسی است که در آن، تحریک یکی از حواس فرد، موجب ایجاد تجربههایی غیرارادی در یکی دیگر از حواس او میشود. کسانی که دارای وضعیت سینستزیا هستند، ممکن است حین گوش دادن به موسیقی، تحریکهای بصری مختلفی نظیر دیدن رنگها و اشکال مختلف را تجربه کنند. این ترکیب جالب و عجیب حواس، خلاقیت فرد را بهشکلی عمیق درگیر میکند و پنجرهای نو رو به دنیا میگشاید که کمتر کسی از آن بهرهمند است و میتوان از طریق آن، هنر را بهشکلی منحصربهفرد تجربه و خلق کرد.
اما سینستزیا دقیقاً چیست و چگونه باید از آن در ساخت موسیقی بهره گرفت؟ در این مطلب، قصد داریم پدیده حسآمیزی یا سینستزیا را مورد بررسی قرار دهیم و به تأثیر آن در دنیای موسیقی و فرایند هنری ساخت آن نیز نگاهی بیندازیم.
درک پدیده سینستزیا
کلمه سینستزیا، ترکیبی از کلمات یونانی سین (syn) به معنای «با هم» و استسیس (aesthesis) به معنای «حس» است. افرادی که دارای وضعیت سینستزیا هستند، حواس خود را بهصورت ترکیبی تجربه میکنند؛ به این معنا که تحریک یکی از حواسشان، موجب ادراک حس دیگر نیز میشود. این وضعیت یک بیماری به شمار نمیرود و نوعی متفاوت از پردازش حسی در مغز است که حدود یک نفر از هر دو هزار نفر، آن را تجربه کردهاند. شایعترین انواع سینستزیا را میتوان دیدن رنگها در پاسخ مغز به شنیدن صداها و مرتبط ساختن مزههایی خاص با کلماتی مشخص دانست.
افراد دسته اول که وضعیتشان کرومستزیا (chromesthesia) نامیده میشود، با شنیدن نتهای موسیقی، صدای سازها یا آهنگهایی در سبکهایی مشخص، بهطور غیرارادی رنگهایی خاص یا الگوهایی بصری را در ذهن خود متصور میشوند. این پدیده به افرادی که دچار آن هستند، امکان میدهد که موسیقی را بهشکلی چندحسی تجربه کنند و با ترکیب اطلاعات سمعی و بصری، درک خود از صدا را به غنیترین حالت ممکن برسانند.
سینستزیا و موسیقی: تجربهای عمیق و بیبدیل
در زمینه موسیقی، سینستزیا شکلی متفاوت و عمیق از تجربه صدا را برای افراد رقم میزند. برای مثال، فردی که دارای سینستزیا است، ممکن است با شنیدن یک آکورد خاص، رنگ آبی روشن را بهصورت غیرارادی در ذهن خود متصور شود یا با شنیدن یک ملودی، الگوهای بصری متغیری را با چشم ذهن خود ببیند. این پدیده میتواند تأثیر ادراکی و احساسی بسیار عمیقتری را برای افراد رقم بزند.
واسیلی کاندینسکی (Wassily Kandinsky)، نقاش مشهور سبک آبستره (abstract)، یکی از شناختهشدهترین افرادی است که دچار پدیده سینستزیا بوده است. کاندینسکی چندین بار گفته است که در زمان شنیدن موسیقی، رنگهایی را در ذهن خود میبیند و این همپوشانی حسی، تأثیری ژرف بر آثار هنری او گذاشته است. کاندینسکی معمولاً تجربه چندحسی خود در گوش دادن به موسیقی را با رنگهایی تند و فرمهایی انتزاعی به تصویر میکشید و نشان میداد که درکش از موسیقی چگونه به یک هنر بصری تبدیل شده است.
تأثیر سینستزیا بر خلاقیت
سینستزیا میتواند تأثیری عمیق بر خلاقیت داشته باشد و در رویکرد افراد به ساخت آثار هنری بسیار مؤثر است. برای افرادی که پدیده سینستزیا را تجربه میکنند، ترکیب حواس بعضاً به شکلگیری روشهایی نوآورانه و متفاوت از اعمال هنری و خلاقانه منتهی میشود.
در زیر، دلایلی که سینستزیا میتواند به افزایش خلاقیت منجر شود را ذکر میکنیم:
۱. توانایی تجسم مفاهیم انتزاعی
افرادی که دچار پدیده سینستزیا هستند، معمولاً توانایی بیشتری در تصور مفاهیم انتزاعی دارند. این امر بدین معناست که یک موزیسین با این وضعیت، ممکن است موسیقی را با رویکردی خلاقیتمحورتر و تخیلیتر خلق یا اجرا کند و رنگها، اشکال و بافتها را نیز بهشکلی جالبتوجه در پروسه هنری ساخت موسیقی به کار بگیرد. این توانایی در تجسم مفاهیم انتزاعی میتواند در نهایت باعث پدید آمدن آثاری نوآورانهتر شود.
۲. الهام از تجربههای حسی
ترکیب حواس میتواند باعث شکلگیری خلاقیت چندرسانهای شود. برای مثال، موزیسینی که رنگهایی مختلف را با هر نت تجربه میکند، ممکن است مشتاق شود آثار بصری را خلق کند که این رنگها را منعکس میکنند. این تجربه چندحسی بعضاً باعث خلق آثار هنری منحصربهفردی میشود که در آنها، موسیقی با هنرهای بصری، رقص یا فرمهای هنری دیگر ترکیب شده است.
۳. تجربه احساسات عمیقتر و ابراز بهتر آنها
سینستزیا میتواند باعث ابراز عمیقتر احساسات در آثار هنری شود. برای مثال، آهنگسازی که دارای سینستزیا است، با برخورداری از قابلیت دیدن رنگها در پاسخ به شنیدن صدای موسیقی، احتمالاً احساسات خود را بهشکلی غنیتر و دقیقتر در آثارش به نمایش میگذارد. این ابراز احساسات عمیق میتواند بهشکلی زیبا با مخاطب اثر ارتباط برقرار کند و تجربه مؤثرتر و گیراتری را از گوش دادن به موسیقی برای او به ارمغان بیاورد.
۴. ابداع تکنیکهای موسیقایی نوآورانه
برخی از موزیسینهایی که دارای سینستزیا هستند، با بهرهگیری از تجربیات حسی متفاوت خود، تکنیکهایی منحصربهفرد را برای ساخت موسیقی یا نواختن یک ساز ابداع میکنند. برای مثال، چنین فردی ممکن است بتواند آهنگی بسازد که بهطور آگاهانه، پاسخهای احساسی و بصری متفاوتی را در مغز شنونده ایجاد کند. چنین رویکرد نوآورانهای حتی شاید باعث شکلگیری سبکها و اشکال جدیدی از موسیقی نیز بشود. در واقع، یک آهنگساز با وضعیت سینستزیا ممکن است آسانتر چارچوبهای متداول ساخت و اجرای موسیقی را بشکند و به روشهایی نوین در حوزه موسیقی فعالیت کند.

۳ موزیسین مشهور دارای سینستزیا
همانطور که گفته شد، سینستزیا میتواند خلاقیت بیشتری را برای موزیسینها و در کل، هنرمندان به ارمغان بیاورد. تا به امروز آهنگسازان و موزیسینهای برجسته متعددی ادعای تجربه علائمی همچون سینستزیا را کردهاند و آثار بسیاری از آنها نیز مثالی بارز برای تأثیرات این پدیده در فرایند خلق هنر است.
در لیست زیر، نام تعدادی از موزیسینهای شناختهشدهای را میبینید که پدیده سینستزیا را تجربه میکنند. در ادامه، با برخی از آنها و تأثیر این پدیده بر آثارشان بیشتر آشنا میشویم:
- الیویه مسیان (Olivier Messiaen)
- فرل ویلیامز (Pharrell Williams)
- رامین جوادی (Ramin Djawadi)
- لرد (Lorde)
- بیلی جوئل (Billy Joel)
- فینیس اوکانل (FINNEAS)
- بیلی آیلیش (Billie Eilish)
- اولیویا رودریگو (Olivia Rodrigo)
- دوک الینگتون (Duke Ellington)
- استیوی واندر (Stevie Wonder)
۱. الیویه مسیان
الیویه مسیان (Olivier Messiaen)، آهنگساز و ارگانیست (نوازنده ارگان) فرانسوی، جزو موزیسینهایی است که از سینستزیا در فرایند خلق موسیقی بهره گرفته است. او آکوردهایی خاص را به رنگهایی مشخص ارتباط داده و آثار موسیقی خود را با توجه به این ارتباطها خلق کرده است. آثار مسیان معمولاً ساختارهای هارمونیک پیچیده و تنظیمهایی خوشرنگولعاب دارند که ادراک حسی متفاوت او را بهزیبایی برای شنونده روایت میکنند.
۲. دوک الینگتون
موزیسین افسانهای سبک جز، دوک الینگتون (Duke Ellington)، یکی دیگر از شخصیتهای برجسته در حوزه موسیقی است که وجود علائم پدیده سینستزیا را در خود توصیف کرده است. الینگتون چندین بار گفته است که بسته به شنیدن صدای یک ساز مشخص یا اثری در یک سبک، رنگهایی خاص را در ذهن خود متصور میشود. این تجربه حسی دوک، نقشی اساسی در رویکرد نوآورانه او در ساخت و تنظیم موسیقی جز داشته است و به وی امکان داده است که مناظر موسیقایی بسیار غنی و جذابی را خلق کند.
۳. فرل ویلیامز
هنرمند مشهور سبک پاپ و آراندبی مدرن، فرل ویلیامز (Pharrell Williams)، جزو موزیسینهایی است که به تجربه پدیده سینستزیا اذعان کرده است. طبق گفته ویلیامز، او در زمان گوش دادن به موسیقی، رنگهایی مختلف را در ذهن خود میبیند و همین رنگها بر پروسههای آهنگسازی و ترانهسرایی او تأثیری قابلتوجه میگذارند. این همپوشانی حسی، به فرل امکان داده است که آثار موسیقی جذابی را با صدایی بسیار خوشرنگولعاب و ویژه تولید کند. شاید همین امر نیز باعث شده که فرل ویلیامز امروز به یکی از موفقترین و مشهورترین هنرمندان در سبک موسیقی خود تبدیل شود.
It’s the only way that I can identify what something sounds like. I know when something is in key because it either matches the same color or it doesn’t. (Pharrell Williams)
این تنها راهی است که میتوانم صداها را تشخیص بدهم. وقتی صدایی با گام آهنگ هماهنگ باشد، رنگ آن با رنگی که انتظار دارم مطابقت دارد و اگر اینطور نباشد، رنگ متفاوتی دارد. (فرل ویلیامز)
نگاهی علمی به پدیده سینستزیا
تحقیقات علمی درباره پدیده سینستزیا، یافتههای ارزشمندی را در بحث تأثیر آن بر ادراک و خلاقیت افراد حاصل کرده است. مطالعاتی که با بهرهگیری از تکنیکهای تصویربرداری عصبی انجام شده است، نشان دادهاند که در پدیده سینستزیا، چند بخش حسی مغز بهصورت همزمان فعال میشوند. برای مثال، افرادی که دارای حالت کرومستزیا هستند، اتصال قویتری را میان بخشهای پردازش بصری و سمعی مغز خود به نمایش گذاشتهاند.
همچنین برخی تحقیقات به این نتیجه رسیدهاند که سینستزیا ممکن است با خلاقیت و تفکرات چندشاخهای در ارتباط باشد و آنها را تقویت کند. قابلیت تجربه همپوشانی حسی و ایجاد ارتباطاتی بدیع میان حواس مختلف میتواند مهارتهای حل مسئله و بیان هنری در فرد را نسبت به افرادی که از این قابلیت برخوردار نیستند، بهبود دهد. این پدیده، در واقع یک پروسه شناختی ویژه و متفاوت است که به افراد برخوردار از آن، امکان میدهد که به هنر از زاویهای متفاوت نگاه کنند و در نتیجه، آثاری منحصربهفرد را خلق کنند.
اهمیت هنری و فرهنگی سینستزیا
تأثیر سینستزیا در جهان، بسیار فراتر از خلاقیت شخصی افراد است. در واقع، این پدیده توانسته است جنبشهای فرهنگی و هنری مختلفی را تحت تأثیر قرار دهد. ترکیب تجربیات حسی چه بهشکل سینستزیا و چه بهصورت ارادی، در بسیاری از شکلهای هنر، از نقاشی انتزاعی تا چیدمانهای هنری چندرسانهای، الهامبخش واقع شده است. در واقع، بسیاری از هنرمندان و موزیسینهایی که پدیده سینستزیا را تجربه کردهاند، در جریانهایی از هنر همچون اکسپرسیونیسم انتزاعی و موسیقی آوانگارد فعالیت داشتهاند و به این شکل، نقطه تلاقی صدا، رنگ و فرم را کشف کردهاند.
پدیده سینستزیا در فیلمها، کتابها و هنر بصری فرهنگ عامیانه نیز مورد اشاره قرار گرفته است و به دنبال آن، در سالهای اخیر، کنجکاوی و اشتیاق عموم برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با این پدیده جالب دوچندان شده است. آثار هنری که به سینستزیا میپردازند، با روشن کردن بسیاری از ابعاد این پدیده، کمک میکنند تا بتوانیم از تأثیر ادراک حسی بر پروسه آثار هنری درکی عمیقتر پیدا کنیم.
سخن آخر
سینستزیا دریچهای شگفتانگیز به پیوند میان ادراک حسی و خلاقیت میگشاید. افرادی که این پدیده را تجربه میکنند، ممکن است صداها را بهصورت رنگها ببینند یا رنگها را به شکل صدا تجربه کنند و از این طریق، موسیقی و هنر را به شیوهای منحصربهفرد تجربه کنند. بهطور خلاصه، این پدیده نهتنها خلاقیت فردی افراد برخوردار از آن را افزایش میدهد، بلکه نقشی اساسی در دنیای هنر و فرهنگ نیز دارد.
با بررسی نقش سینستزیا در موسیقی و خلاقیت، بهتر درمییابیم که تجربههای حسی چگونه به شکلگیری آثار هنری گوناگون کمک میکنند. ترکیب شدن حواس انسان در پدیده سینستزیا، مرزهای رایج و قدیمی در دنیای هنر را به چالش میکشد و قابلیتهایی بیسابقه را برای نوآوری و تحریک احساساتی عمیق در هنر فراهم میسازد. با ادامه مطالعه روی این پدیده و درک عمیقتر آن، میتوانیم سرشت غنی خلاقیت انسان را بهشکلی کاملتر احساس کنیم.
امیدواریم که از مطالعه این مطلب لذت برده باشید.
آیا شما تابهحال علائمی مشابه با پدیده سینستزیا را در خود تجربه کردهاید یا فردی در اطراف خود دارید که چنین تجربیاتی داشته باشد؟ در این صورت، این تجربیات به چه شکل بودهاند و آیا تأثیری بر پروسه اجرا یا ساخت موسیقی شما داشتهاند؟ از شما دعوت میکنیم که پاسخ خود به این سؤالات را در بخش نظرات همین مطلب، با ما و مخاطبان گیتار ایران در میان بگذارید.
منبع: Illustrate Magazine

