هر گیتاریستی که بهصورت جدی مسیر یادگیری را دنبال کند، روزی دچار این حس میشود که نوازندگیاش به اندازه کافی ماهیتی خاص و ویژه ندارد. گیتاریستها سالها زمان را صرف یادگیری لیکها و تحلیل سولوها میکنند و با تماشای دقیق نوازندگی گیتاریستهای موردعلاقهشان و کاهش سرعت ویدیوهای آنها، سعی میکنند نوازندگی آنها را شبیهسازی کنند؛ اما اگر چنین رویکردی داشته باشید، یک روز به خود میآیید و میبینید هرچه بیشتر تلاش کنید نوازندگیتان را شبیه یک گیتاریست دیگر کنید، از دستیابی به صدای منحصربهفرد خود دورتر خواهید شد.
زمانی که گیتاریستها متوجه شوند باید تقلید از نوازندگان موردعلاقه خود را کنار بگذارند و بهسراغ پرورش و یادگیری تکنیکها و سبک نوازندگی مختص خود بروند، جزو مهمترین لحظات در زندگی آنهاست و میتواند رویکردشان در موسیقی و شاید حتی در زندگی را دگرگون کند.
اما ما بهعنوان گیتاریست، چگونه میتوانیم از مرحله تقلید عبور کنیم و به یک سبک منحصربهفرد در نوازندگی دست یابیم؟ در این مطلب، قصد داریم داستانی شخصی از مارتی فریدمن (Marty Friedman) در رابطه با همین چرخش در رویکرد او در نوازندگی را با شما در میان بگذاریم تا شاید شما نیز با مطالعه آن، مسیری روشن را برای گذر از این مراحل پیدا کنید.
فلسفهای که فریدمن برای عبور از مرحله تقلید در نوازندگی خود پیش گرفته است، همواره یک راهنمای قدرتمند برای او بوده است و او را به یک گیتاریست بزرگ تبدیل کرده است.
داستان مارتی فریدمن برای عبور از مرحله تقلید در نوازندگی گیتار
داستانی که مارتی برای عبور از مرحله تقلید در نوازندگی برای ما روایت کرده است، داستانی بسیار صادقانه و خالص است که میتواند الهامبخش هر گیتاریستی برای پرورش یک سبک بدیع در نوازندگی باشد.
مارتی فریدمن نیز همچون تقریباً هر گیتاریست دیگری، در شروع مسیر یادگیری خود، تلاش میکرد شبیه به گیتاریستهایی نوازندگی کند که در طول کودکی و نوجوانی خود، محو آثار و اجراهای آنها بوده است. این گیتاریستها، ظاهراً اولی جان راث (Uli Jon Roth)، فرانک مارینو (Frank Marino) و استیو لوکاتر (Steve Lukather) بودهاند.
او برای اینکه بتواند همانند این گیتاریستها ساز بزند، مدتها به تمرین، کار و حتی کارهایی چون نتخوانی پرداخت؛ اما به گفته مارتی، نتیجه تمامی این تلاشها، همواره تجربه صدایی بیروح، شبیه به یک کپی ضعیف از نوازندگی این گیتاریستها بود.
سرانجام، فریدمن در نقطهای خاص از تمرینات خود، به نتیجهای رسید که رویکرد و نگرش او به گیتار را برای همیشه تغییر داد: او متوجه شد که ساخت موسیقی را بیش از تلاشهای بینتیجه برای تبدیل شدن به یک کپی بینقص از گیتاریستهای دیگر دوست دارد و همین امر باعث شد که دیگر به سراغ تقلید از سایر گیتاریستها نرود و سعی کند سبکی خاص را برای نوازندگی خود خلق کند.
چرا نباید از سایر گیتاریستها تقلید کنیم؟
مشکلی که مارتی فریدمن در خود کشف کرده است، مسئلهای است که بسیاری از گیتاریستهای جدی و تلاشگر نیز دچار آن هستند و آن را در خود حس میکنند. در واقع، اگر شما یک گیتاریست نسبتاً باتجربه باشید، احتمالاً با خواندن این مطلب تا به اینجا، تا حدی با فریدمن همذاتپنداری کردهاید. احتمالاً شما نیز میتوانید نتهای نواختهشده را بهخوبی تحلیل کنید، لیک موردنظر خود را بهطور کامل نتخوانی کنید و حتی با استفاده از دقیقاً همان گیتار، همان نتها را در گامی یکسان بنوازید. اما نتیجه، هیچگاه شبیه به نوازندگی فرد موردنظرتان نمیشود! در این نقطه، باید بدانید آنچه در نوازندگی هنرمند محبوبتان وجود دارد و شما دلباخته آن شدهاید، در دستهای او، جملهبندیهای او، فاصلهگذاریهای بین نتهای او و بهنوعی، رابطه او با ساز نهفته است و تقلید آن به صورت کامل، تقریباً غیرممکن است.
این میتواند برای هر گیتاریستی که ساعتها وقت خود را صرف کپی یکی از سولوهای موردعلاقه خود کرده است، حقیقتی تلخ باشد. اما خبر خوب این است که این ساعتها به هیچ وجه تلف نشدهاند؛ زیرا در طول آنها، گوش موسیقایی شما پرورش یافته، انگشتان شما برای نواختن آکوردهای مختلف بر روی فرتبورد آماده شدهاند، درک شما از جملهبندی عمیقتر شده است و بهطور کلی، به نوازندهای مسلطتر تبدیل شدهاید. حال، این مهارتها، یک پایه مستحکم برای یادگیری نوازندگی با رویکردی سالمتر ایجاد کردهاند و میتوانید در قدم بعدی، با استفاده از همین مهارتها، به کشف سبکوسیاق خود بپردازید و شکلی بدیع به نوازندگی خود ببخشید.
هرچه بیشتر تلاش کنید نوازندگیتان را شبیه یک گیتاریست دیگر کنید، از دستیابی به صدای منحصربهفرد خود دورتر خواهید شد.
چگونه سبکی منحصربهفرد برای نوازندگی بسازیم؟
برای پرورش سبکی انحصاری در نوازندگی گیتار، باید نگاهی صادقانه به تواناییهای خود بیندازید! از خود بپرسید چه شکلی از نوازندگی حسی طبیعی و راحتی بالایی را در دستان و انگشتان شما ایجاد میکند؟ وقتی در خلوت خود ساز میزنید، معمولاً چه ریتمهایی را انتخاب میکنید؟ وقتی گیتار را کنار میگذارید و کارهای روزمره خود را انجام میدهید، معمولاً چه ملودیهایی را زیر لب زمزمه میکنید؟ همین موارد میتوانند نقش یک بذر را برای رشد و شکلگیری سبک انحصاری شما در نوازندگی ایفا کنند. برخی از گیتاریستها بهقدری زمان و توجه خود را صرف تقلید از دیگر گیتاریستها میکنند که هیچگاه نمیتوانند به این غرایز زمان و فضای کافی را برای رشد بدهند.
مثال مارتی فریدمن میتواند برای تمامی گیتاریستهایی که در این سطح از نوازندگی قرار دارند، سازنده باشد. او در جوانی به سبک پانک راک و گروههایی همچون کیس (Kiss)، رامونز (The Ramones) و دد بویز (The Dead Boys) علاقهمند بود و بیشتر با تکنیک داون پیکینگ نوازندگی میکرد. اما پس از مدتی تلاش برای تقلید از گیتاریستهای این گروهها، مارتی دیگر تلاش نکرد که نوازندگی اولی جان راث را به پایه مهارتی نوازندگی خود بیفزاید و تصمیم گرفت که بهجای این کار، تکنیکهای انحصاری خود را پرورش دهد. پس از این، او گستره موسیقایی و تکنیکی خود را با گوش دادن به موسیقیهایی بسیار متنوع، توسعه داد! نتیجه این رویکرد چند دهه پس از شروع آن، شکلگیری ماهیت صوتی خاصی است که با شنیدن تنها چند نت از آن، متوجه میشوید که در حال گوش دادن به یک اجرا از مارتی فریدمن هستید.
با توجه به تجربه فریدمن، میتوان گفت که شکلگیری یک سبک منحصربهفرد در نوازندگی، از شناخت ویژگیهای شخصی، گسترش منابع الهام و تبدیل آموختهها به بیان فردی آغاز میشود:
| راهکار | توضیح |
|---|---|
| نگاه صادقانه به تواناییهای خود | بررسی اینکه چه نوعی از نوازندگی، حسی طبیعی و راحت در دستان و انگشتان ایجاد میکند |
| توجه به ریتمها و ملودیهای شخصی | توجه به ریتمهایی که معمولاً انتخاب میکنید و ملودیهایی که در خلوت خود زمزمه میکنید |
| گوش دادن به موسیقیهای متنوع | توسعه سلیقه موسیقایی با گوش دادن به سبکهایی خارج از موسیقی گیتارمحور |
| ساخت نسخه شخصی از تکنیکها | تحلیل تکنیکهای موردعلاقه و بهکارگیری آنها طبق سلیقه، تکنیک و احساسات ویژه خود |
توصیه جالب مارتی فریدمن برای یافتن یک صدای انحصاری در نوازندگی گیتار
این توصیه از مارتی فریدمن شاید عجیبترین و غیرمنطقیترین توصیهای به نظر برسد که میتوان در راستای پرورش سبکی انحصاری برای نوازندگی گیتار به کسی ارائه داد؛ اما با رعایت همین نکته، شما میتوانید حس آزادی زیبایی را در مسیر یادگیری تجربه کنید.
اگر به یک تکنیک خاص در نوازندگی یک گیتاریست علاقهای بیشتر دارید، باید آن را بهخوبی تحلیل کنید و شکلی منحصر به خود از آن را در تمرینات و اجراهای خود به کار بگیرید. در واقع، در این مرحله کار شما این است که نسخههایی مختص به خود از همین تکنیک را ابداع کنید، آن را با تکنیکها، دستها و احساسات ویژه خود در نوازندگی اجرا کنید و بکوشید که اجرای آن، ماهیتی شبیه به نوازندگی خودتان داشته باشد. قرض گرفتن تکنیکهای مختلف از گیتاریستهای گوناگون، روشی عالی و بسیار مفید برای پرورش تکنیک نوازندگی است و میتوان گفت که تقریباً هر گیتاریست مهمی در دنیا، با همین روش توانسته است به هویتی متمایز در نوازندگی خود دست یابد.
این روش بسیار ساده به نظر میرسد و در عمل نیز اینگونه است. اما بخش دشوار این کار، اراده لازم برای توقف تقلید از گیتاریست موردنظر و آغاز پروسه تبدیل تکنیکهای او به تکنیکهایی شخصی است. برای اینکه بتوانید بهشکلی هدفمند و عمیقتر، تکنیکهای موردعلاقه خود از نوازندگان بزرگ را بیابید و از آن خود کنید، پیشنهاد میکنیم ویدیوهایی که در یوتیوب درباره همین روش یادگیری منتشر شده است را تماشا کنید یا اگر در کلاسهای گیتار شرکت میکنید، با استاد خود در این مورد مشورت کنید.
خلاقیت در نوازندگی گیتار فراتر از مباحث فنی
یکی از جالبترین بخشهای سابقه موسیقایی مارتی فریدمن، گستره وسیع موسیقیهایی است که او گوش میدهد. او پس از اینکه تقریباً تمامی آثار پانک و هارد راک تأثیرگذار را بهشکلی دقیق گوش داد، سعی کرد به سراغ آهنگها و سبکهایی برود که گیتار در ساخت آنها بهکار نرفته است. او در این دوران، به آثاری با محوریت ویولن و موسیقی آفریقا، چین، ژاپن و حتی ایران گوش داد تا گستره ذهنی خود در موسیقی را وسعت ببخشد. ملودیهای موجود در این سبکهای موسیقی، به هیچ وجه درون چارچوبهای موسیقی گیتارمحور راک قرار نمیگیرند و همین ویژگی نیز باعث شده است که نوازندگی مارتی شکلی ویژه و متفاوت از هر گیتاریست راک دیگری داشته باشد.
گوش دادن به آثاری که ساختار آن از چارچوبها و الگوهای سبک موسیقی اصلی شما خارج است، باعث پرورش گوش شما میشود و به شما کمک میکند که رویکردهایی خلاقانهتر را در نوازندگی پیش بگیرید.
وقتی شما به ملودیهایی جدید گوش دهید، خلاقیتتان در نوازندگی سریعتر توسعه مییابد. اگر شکل نوازندگیتان حوصلهسربر و قابلپیشبینی شده است، پیشنهاد میکنیم یک هفته را صرف گوش دادن به سبکهایی کنید که تا به حال به اکتشاف آنها نپرداخته بودید. سپس، گیتار خود را در دست بگیرید و سعی کنید ملودیهایی از آثاری که در هفته گذشته گوش دادهاید و بیش از همه در سرتان گیر کردهاند را اجرا کنید. این ملودیها از فیلتری خاص، یعنی دستان شما و شکل ویژه نوازندگیتان عبور میکنند و همین امر نیز سبکی کاملاً انحصاری را برای اجرای این ملودیها و در نتیجه، کل نوازندگیتان رقم میزند.
چگونگی بداههنوازی با هویتی انحصاری
دانستن چگونگی بداههنوازی با هویتی متمایز و انحصاری، مهارتی کاملاً متفاوت از توانایی نوازندگی لیکها بهشکلی روان و کامل است. توانایی اجرای روان لیکها یک ابزار برای شماست و ماهیت انحصاری شما در نوازندگی، کاری است که شما با استفاده از آن ابزار، قادر به انجام آن هستید.
مسیر مارتی بهسوی یافتن یک روش انحصاری در نوازندگی، با صرف زمان در ساخت موسیقی و سولونوازی بهشکل فیالبداهه آغاز شد. او ساعاتی که سایر گیتاریستها در آن به نتخوانی قدمبهقدم و نواختن آثار سایر گیتاریستها میپرداختند را صرف ساخت موسیقی و انجام سایر کارهای خلاقانه در این زمینه کرده است.
یک تمرین کاربردی برای پرورش تواناییهای بداههنوازی با هویتی متمایز، به شرح زیر است:
یک بکینگ ترک یا توالی آکوردی را انتخاب کنید، سپس ده دقیقه زمان بگیرید و در این زمان، سعی کنید در طول این توالی آکوردی هر طوری که میتوانید بداههنوازی کنید. ممکن است این کار در دقایق اولیه، به تولید صدایی ناخوشایند منجر شود؛ اما دلسرد نشوید و به مسیر خود ادامه دهید تا در نهایت، به نتایجی جذاب در این زمینه دست یابید. در این ده دقیقه، به هیچ وجه به سراغ نواختن لیکهای موردعلاقهتان نروید و سعی کنید وقتی که از یک بخش خاص از نوازندگی خودتان خوشتان آمد، آن را چندین بار مجدداً بنوازید و ایراداتش را برطرف کنید.
با طی همین مراحل، شما میتوانید یک مجموعه شخصی از ملودیها و جملات ملودیک را برای خود بسازید که بهطور کاملاً خاص، از دستان و ذهن شما سرچشمه گرفتهاند و در ساخت آنها بهصورت مستقیم از هیچ نوازنده دیگری الگوبرداری نشده است. با صرف این زمان در جلسات تمرینیتان، این مجموعه در طول ماهها گسترش مییابد و به بذری برای ساخت گنجینهای از ایدههای ملودیک در نوازندگیتان تبدیل میشود.
برنامه هفتگی برای جلوگیری از تقلید لیکهای نوازندگان دیگر
در ادامه، یک برنامه یا آزمایش هفتگی را شرح میدهیم که با استفاده از آن، میتوانید عادت خود در تقلید از گیتاریستهای دیگر را ترک کنید:
روز اول: آهنگی که در حال نتخوانی و یادگیری بهصورت نتبهنت بودهاید را بهعنوان الگوی کلی در نظر بگیرید و یادگیری آن را برای یک هفته بهطور کامل کنار بگذارید.
روز دوم: به مدت ده دقیقه بر روی همان توالی آکورد به بداههنوازی بپردازید. در این مدت، از آهنگ اصلی بهعنوان مرجع استفاده نکنید و حتماً نوازندگی خود را نیز ضبط کنید.
روز سوم: به نوازندگی خود در روز قبل با دقت گوش دهید، سه بخش از آن را که به نظرتان زیباتر از بخشهای دیگر بوده است را انتخاب کنید و سعی کنید دلیل جذابیت آنها را بیابید و یادداشت کنید.
روز چهارم: به مدت یک ساعت به آثاری در سبکی کاملاً خارج از علایق عادی خود گوش کنید. ترجیح این است که در این سبک هیچگونه گیتار (یا حداقل لید گیتار) استفاده نشده باشد. به اینکه کدامیک از ملودیها در این آثار نظر شما را بیشتر به خود جلب میکنند، توجه کنید.
روز پنجم: بر روی همان توالی آکوردی قبلی شروع به بداههنوازی کنید و بکوشید برخی از چیزهایی که روز قبل شنیدهاید را در این جلسه استفاده کنید. این ملودیها از فیلتر دستان شما در نوازندگی عبور میکنند و ماهیتی منحصربهفرد به خود میگیرند.
روز ششم: یکی از ویژگیهای جذاب نوازندگی گیتاریست موردعلاقهتان را انتخاب کنید و آن را بیشرمانه بدزدید و در نوازندگی خود به کار بگیرید! سپس، سعی کنید همین تکنیک را با هشت روش مختلف اجرا کنید. هر یک از این روشها باید انحصاری و متعلق به خودتان باشد.
روز هفتم: به مدت ده دقیقه بدون توقف به بداههنوازی بپردازید و اجرای خود را ضبط کنید. حال، عملکرد خود را با بداههنوازی روز دوم مقایسه کنید و ببینید چه چیزهایی در آن تغییر کرده است.
سخن آخر
یادگیری اینکه بتوانید از تقلید از سایر گیتاریستها دست بردارید و به سراغ توسعه یک ماهیت انحصاری در نوازندگی خود بروید، یکی از مهمترین لحظات در زندگی هر گیتاریست حرفهای به شمار میرود. مسیری که بهسوی دستیابی به این هویت در پیش دارید، با گوش دادن به نوازندگی خود بدون تعصب، در اختیار داشتن بازهای بسیار وسیع از منابع الهام و نظم بالا در جلسات تمرینی برای ساخت محتوایی بدیع، هموارتر خواهد شد. ممکن است در شروع این مسیر، حس عدم اطمینان داشته باشید یا ندانید که باید دقیقاً چه کارهایی انجام دهید؛ اما با صرف کمی زمان و انجام تمریناتی ساختارمند، مطمئناً نتیجهای بسیار خوشایند را تجربه خواهید کرد.
امیدواریم که از مطالعه این مطلب لذت برده باشید و با بهرهگیری از نکات آن، بتوانید مسیری درخشان و لذتبخش را در یادگیری و تبدیل شدن به یک گیتاریست حرفهای تجربه کنید.
اگر شما نیز یک گیتاریست هستید، آیا تاکنون حس کردهاید که نوازندگیتان بیشازحد به گیتاریستهای موردعلاقهتان شبیه شده است؟ در این صورت، آیا برای حل این مشکل کاری انجام دادهاید؟ این کار چه بوده است؟ از نظر شما، آیا روشهای ذکرشده در این مطلب میتوانند در دستیابی به هویتی منحصربهفرد در نوازندگی مفید واقع شوند؟ از شما دعوت میکنیم که پاسخ خود به این پرسشها را در بخش نظرات همین مطلب، با ما و مخاطبان گیتار ایران در میان بگذارید.
در پایان، اگر یک نوازنده مبتدی هستید، پیشنهاد میکنیم برای پیشرفت در زمینه بداههنوازی، ویدیوی آموزشی زیر را نیز تماشا کنید:
منبع: TrueFire



