به انتها رساندن یک ترک یا پروژه موسیقی بهطور کامل، خصوصاً در مراحل آخر آن همچون چند میزان آخر یا جزئیات نهایی، برای بسیاری از آهنگسازان دشوار و چالشبرانگیز است. این پدیده با نام بحران خلاقیت یا ایست فکری (به انگلیسی: writer’s block) شناخته میشود و آهنگسازان بیشماری در دنیا، از افراد مبتدی تا پرودوسرهای نامی، دچار آن هستند. این افراد، معمولاً بایگانی وسیعی از ترکها و پروژههای نیمهتمام دارند که نمیدانند برای تکمیل آنها باید چه کاری انجام دهند! بدتر آنکه این مشکل ارتباط چندانی هم با فضای استودیو، کیفیت تجهیزات استودیویی چون کارت صدا، اسپیکرها و غیره ندارد و باید راهحل آن را در روند آهنگسازی و ذهن خود جستجو کرد.
اینکه در زمان ساخت یک ترک، چه زمانی باید آن را به پایان رساند، مسئلهای است که از زمان پیدایش آهنگسازی بهشکل امروزی، پرودوسرهایی از هر قشر با هر مهارت و در هر سبکی از موسیقی را به چالش کشیده است. برای حل این معما، آهنگسازان به روشهایی شخصی متوسل شدهاند و بسیاری از آنها توانستهاند با موفقیت از این چالش عبور کنند و تصمیمی صحیح را برای پایانبندی آثار خود اتخاذ کنند.
از آنجایی که این گره کلافهکننده در خلاقیت موزیسینها، پدیدهای همهگیر در دنیاست و احتمالاً برخی از خوانندگان مجله گیتار ایران نیز تابهحال با آن مواجه شدهاند، تصمیم گرفتهایم که رهنمودها و نکاتی مفید را در این زمینه از زبان چندی از آهنگسازان و موزیسینهای برجسته نقل کنیم تا بدین نحو، به شما در تمام کردن آثارتان یاری برسانیم و شما را حداقل یک قدم به بازکردن گره خلاقیتتان در تولید موسیقی نزدیک کنیم.
Anthony Naples
«فور تت (Four Tet) در یکی از مصاحبههای خود گفته آنچه او را به یک آهنگساز تبدیل میکند، این است که او میتواند تصمیم بگیرد چه زمانی برای اتمام اثرش مناسب است و در واقع، ترک او کجا بهواقع تمام میشود. من این مصاحبه را در سالهای اولیه آهنگسازی خود خواندم و به همین دلیل، این نگرش مفید فور تت در من نهادینه شد.»
«شاید با خود فکر کنید که موسیقیتان بیشازحد ساده است یا ظاهر آن در نرمافزار آهنگسازی (DAW)، شبیه به پروژه آهنگسازان دیگر نیست و به همین دلیل، سعی در ادامه بیهوده آن داشته باشید. اما در اینجا، باید از خود بپرسید آیا آهنگی که ساختهاید، آنطور که میخواهید هست و آیا میتوان آن را موسیقی دانست یا خیر! در صورتی که پاسختان به این دو پرسش، مثبت است، پس میتوانید آهنگ خود را با خیال راحت تمام کنید! نیازی نیست که بیش از این فکر کنید و مسئله را برای خود پیچیده کنید!»
Kelly Lee Owens
«من معمولاً در بخش پایانی آهنگهایم، بهشکلی گسترده از آتومیشنها بهره میگیرم و با استفاده از آنها، صداهای مختلف موسیقی را بهشکلی پویا تغییر میدهم. اما با این وجود، همواره میدانم که هدفم در پایانبندی چیست و راه خود را گم نمیکنم. من میدانم که دقیقاً چه زمانی پایان کار پروژهام فرا رسیده است و آن زمان، وقتی است که موسیقیام جریان و حالوهوایی مطابق با آنچه میخواهم دارد و میتوانم بدون اینکه بخواهم هیچیک از بخشهای آن را تغییر دهم، از اول تا آخر به آن گوش دهم. از نظر من، چنین حسی از اعتمادبهنفس سرچشمه میگیرد و برای تجربه آن، باید به کار خود مطمئن باشید.»
Hermitude
«اگر به آهنگی که ساختهاید گوش میکنید و هیچ جزئیات و ایدهای به ذهنتان نمیرسد که به آن اضافه کنید، میتوان گفت که آهنگ شما پایان یافته است. در واقع، اگر در گوش دادن به موسیقیتان هیچ عنصر جدیدی در ذهنتان نقش نمیبندد، پس زمان آن رسیده است که ترک خود را رها کنید و آن را پایان دهید. تمام کردن یک آهنگ معمولاً دشوارترین مرحله در پروسه ساخت آن است؛ اما خوب است که سعی کنید در اولین موقعیت ممکن، آهنگ خود را تمام کنید و در ساخت آن زیادهروی نکنید. برخی اوقات، یک اثر موسیقی کمی نیمهتمام، زیبایی و جذابیتی بیش از یک آهنگ بسیار کامل و بینقص دارد؛ زیرا شنوندگان دوست دارند که حسی انسانی را از اثر شما دریافت کنند و برخی از نقصها، این ماهیت را در یک آهنگ تقویت میکند.»
Christian Smith
«آهنگسازان معمولاً با ساخت چندین آهنگ بهصورت نیمهکاره و تکمیل نکردن هیچیک از آنها، وقت خود را تلف میکنند. اما چیزی که این افراد باید به آن توجه کنند، این است که در نهایت، یک آهنگ کاملشده بهتر از صد آهنگ نیمهتمام است که هیچگاه کامپیوتر شما را ترک نمیکنند. برای خود من نیز پیش آمده است که بعضاً ده ساعت به یک لوپ واحد گوش کنم و ندانم که باید با این آهنگ چهکار کنم!»
«یکی از روشهایی که میتوانم با استفاده از آن، مانع بروز چنین چالشی شوم، این است که کل ایده اصلی آهنگ را در یک نشست و بدون توقف بسازم و روز بعد، میکس آن را انجام دهم. در این روش، اگر آهنگی که ساختهام توانست از آزمایش «روز بعد» سربلند خارج شود و هنوز هم از نظرم یک اثر خوب بود، معمولاً به این معناست که در ساخت آن خوب عمل کردهام و میتوانم آن را تمامشده بدانم. همچنین یکی دیگر از مزایای این روش این است که روز بعد، گوشهای شما از ترکی که ساختهاید خالی شده است و میتوانید با دقتی بالا، به میکس آن بپردازید.»
Lone
«از نظر من، زمانی یک آهنگ تمام شده است که بتوانم آن را از اول تا آخر گوش کنم، بدون اینکه بخواهم هیچ جزئیاتی از آن را تغییر دهم. من برخی از اوقات در این تله میافتم که یک آهنگ را به اتمام میرسانم و به خیال اینکه کاملاً تکمیل شده است، حتی آن را اکسپورت میکنم؛ اما روز بعد به آن گوش میدهم و متوجه میشوم نیاز است تغییراتی جزئی یا حتی کلی را در آن اعمال کنم! گمان کنم من آدمی کمصبر هستم؛ زیرا همیشه میخواهم ترک خود را بهسرعت تمام کنم و به سراغ پروژهای جدید بروم. تکمیل سریع یک ایده و حرکت به سراغ ایده بعدی، همواره کاری جذاب برای من بوده و به اتمام موفق ترکهایم نیز کمکی شایان کرده است.»
Mafro
«من زمانی ترک خود را تمامشده میدانم که بتوانم بدون اینکه حوصلهام سر برود، به آن گوش دهم! از نظر من، تعدادی مشخص از انواع تنظیم موسیقی در دنیا وجود دارد که میتوانند برای آهنگسازان و شنوندگان آثار آنها جذاب باشند؛ از این رو، اگر از آهنگی که ساختهاید اطمینان ندارید، میتوانید یک آهنگ موردعلاقه خود را بهعنوان مرجع قرار دهید و با توجه به آن، به تنظیم موسیقی خود بپردازید. همچنین، اگر به خود آمدید و دیدید در حال افزودن عناصری به موسیقی هستید که یا به زحمت شنیده میشوند یا باعث بدتر شدن آهنگ میشوند، احتمالاً آن نقطه، پایان آهنگ شماست و باید از افزودن هر چیز دیگری به آن خودداری کنید.»
Haider
«اینکه میگویند یک اثر هنری هیچگاه تکمیل نمیشود و پدیدآورنده تنها آن را ترک میکند، از نظر من نگاهی کاملاً صحیح به دنیای هنر است. این عقیده خصوصاً در عصر آهنگسازی کامپیوتری که میتوان در آن بهشکلی نامحدود به ویرایش و تغییر یک آهنگ پرداخت، بسیار منطقی است. در گذشته، پیدا کردن نقطه پایان آهنگی که ساختهام برایم بسیار دشوار بود و آنقدر به افزودن عناصر جدید به موسیقی ادامه میدادم که یک ترک تکمیلشده را بهکلی نابود میکردم! به همین دلیل اکنون آهنگهایی که میسازم را با افرادی که به آنها در زمینه موسیقی اعتماد دارم به اشتراک میگذارم تا آنها به من بگویند که از نظرشان آنچه ساختهام، به پایان رسیده است یا نه!»
Mason Maynard
«من هیچگاه نمیتوانم با اطمینان بگویم آهنگی که ساختهام، تکمیل شده است یا نه؛ زیرا همواره سعی در گسترش و بهبود آن به روشهای مختلف دارم. اما زمانی که در حال آهنگسازی هستم، نقطهای وجود دارد که در آن حس میکنم آهنگ سعی دارد از دستم فرار کند و از کامپیوتر خارج شود! در این نقطه، آهنگی که ساختهام را با اطرافیان خود به اشتراک میگذارم و اگر بازخوردی مثبت را از آنها دریافت کنم، میتوانم به انتشار آن ترک رضایت دهم!»
Claude Vonstroke
«برای من، یک ترک زمانی تکمیل شده است که حس کنم در حال افزودن عناصری به آن هستم که هیچ تأثیری در ایده کلی و کیفیت آن ندارند. در این نقطه، معمولاً کمی به عقب میروم و چندی از لاینهایی که ساختهام را میوت میکنم تا ببینم که موسیقی بدون آنها نیز کامل است یا خیر. تمرین کاستن از موسیقی نیز به اندازه تمرین ساخت عناصر جدید، میتواند برای یک آهنگساز مفید واقع شود. در طول آهنگسازی، از خود بپرسید که چه عناصری واقعاً باید در این آهنگ حضور داشته باشند و چه عناصری الزامی نیستند.»
Noga Erez
«شاید بزرگترین پرسش نیز برای خودم همین باشد! نقطه تکمیل یک موسیقی برای من، ضربالاجلی است که برای به اتمام رساندن ساخت آن تعیین کردهام! ما طبق طبیعت خود، سعی داریم اثری که پدید آوردهایم را بهشکلی بیانتها بهبود دهیم و شاید اگر مانعی برایمان وجود نداشته باشد، هیچگاه این پروسه را متوقف نکنیم. از نظر من، به اتمام رساندن یک اثر خلاقانه، نیازمند قطع کردن پروسه ساخت آن به هر شکل ممکن است.»
«شاید فکر کنیم که میتوانیم اثری که ساختهایم را بهبود دهیم؛ اما واقعیت این است که از یک نقطه به بعد، تنها در حال تغییر دادن آن هستیم. از این رو، حتی اگر کسی وجود ندارد که برای ساخت یک ترک برای شما ضربالاجل خاصی تعیین کند، پیشنهاد میکنم خودتان یک زمان مشخص را برای تمام کردن پروژه در نظر بگیرید و طبق آن عمل کنید. این کار پروسه ساخت موسیقی را نیز بهبود میدهد؛ زیرا اگر بدانیم یک چیز نقطه پایانی مشخص دارد، آن را از زاویهای منطقیتر و بالغانهتر نگاه میکنیم.»
Objekt
«من پس از اینکه ساختار اولیه آهنگ خود را طراحی کردم و ایدههای موردنظرم را به آن افزودم، معمولاً از آن یک خروجی میگیرم و در یک پلیر همچون آیتونز (iTunes) به آن گوش میدهم تا هر چیزی که نیاز به تغییر دارد را با زمان رخ دادن آن در آهنگ، یادداشت کنم. این تغییرات میتوانند از مواردی کلی همچون حذف یک بخش کامل موسیقی یا افزودن یک بیسلاین جدید تا اصلاحاتی جزئی همچون کاهش شدت یک فرکانس خاص در اسنر، وسعت داشته باشد.»
«وقتی نیمی از صفحه دفترچهام با یادداشتهایی درباره تغییرات آهنگم پر میشود، به پروژه موسیقی در DAW میروم و بهشکلی جدی، فقط هرآنچه یادداشت کردهام را در موسیقی اعمال میکنم. پس از اینکه این مرحله را نیز انجام دادم، بار دیگر پروژه را اکسپورت میکنم و همین فرایند را دوباره و دوباره بر روی آن انجام میدهم تا به نسخهای نهایی از قطعه موسیقی دست یابم. زمانی که متوجه شوم یادداشتهایم دیگر به مواردی قابل لمس در موسیقی اشاره ندارند، متوجه میشوم که آهنگم بالاخره تکمیل شده است.»
Morcheeba
«نقطهای که در آن حس میکنم باید مواردی فراتر از اختیار خود را به موسیقی بیفزایم، برای من نقطه تکمیل یک آهنگ است. خوب است که هیچگاه در ساخت آثار موسیقی، رویکردی افراطی نداشته باشیم و بیشازحد روی یک اثر کار نکنیم. در واقع، باید بدانیم که یک موسیقی ساختهشده، یا خوب است و یا نیست و کار بر روی یک ایده نهچندان خوب، اتلاف وقت است.»
سخن آخر
امیدواریم که از مطالعه این مطلب لذت برده باشید و با توجه به نکات ذکرشده در آن، بتوانید بهشکلی مفیدتر به آهنگسازی بپردازید.
اگر شما نیز آهنگساز هستید، آیا تابهحال با گره خلاقیت در حین آهنگسازی مواجه شدهاید؟ در این صورت، چگونه این مشکل را حل کردهاید؟ اکنون چند پروژه نیمهتمام در کامپیوتر خود دارید که منتظر تکمیل شدن هستند؟! از شما دعوت میکنیم پاسخ خود به این پرسشها را در بخش نظرات همین مطلب، با ما و مخاطبان گیتارایران در میان بگذارید.
در پایان، پیشنهاد میکنیم ویدیوی جذاب «۶۹ ترفند تولید موسیقی در ۴۲۰ ثانیه» را نیز تماشا کنید. شاید برخی از ترفندهای اشارهشده در آن، به پیشرفت پروژههای نیمهتمام شما کمک کند:
منبع: MusicRadar













