در نگاه اول، گیتار کلاسیک و گیتار فلامنکو، بسیار به یکدیگر شبیه هستند. هر دو دارای سیمهایی از جنس نایلون هستند، شکل بدنه آنها مشابه است و در سنت گیتارسازی اسپانیا ریشه دارند. اما اگر آنها را در دست بگیرید، کمی با آنها نوازندگی کنید و به صدای آنها گوش دهید، متوجه میشوید که کاربرد موسیقایی آنها کاملاً متفاوت از یکدیگر است.
در این مقاله، تمامی وجوه افتراق این دو نوع گیتار، از ساختار، صدادهی و حس نوازندگی گرفته تا کاربرد آنها را بررسی خواهیم کرد. پس اگر قصد دارید از میان گیتار کلاسیک و گیتار فلامنکو یک گزینه را برای خود انتخاب کنید یا تنها میخواهید از تفاوتهای آنها آگاه شوید، این مطلب را تا انتها مطالعه کنید.
تاریخچه کوتاه
شکل کنونی و مدرن گیتار کلاسیک در اواسط قرن نوزدهم میلادی و عمدتاً در نتیجه تلاشهای یک لوتیر اسپانیایی برجسته به نام آنتونیو د تورس (Antonio de Torres) پدید آمد. گیتار کلاسیک ساختهشده توسط تورس به الگوی سایر لوتیرها برای تعیین جزئیات بنیادین ساختاری، ابعاد بدنه و بهکارگیریِ بریسینگ بادبزنی (تیغههای تقویتکننده داخل بدنه گیتار که شبیه به یک بادبزن در کنار هم چیده شدهاند) بدل شد. گیتار کلاسیک از اساس برای سالن کنسرت طراحی شد و به همین دلیل، میتواند صدایی غنی و قدرتمند با ساستین عالی تولید کند که در محیطهای بزرگ بهخوبی شنیده میشود.
اما داستان شکلگیری گیتار فلامنکو کمی متفاوت است. این ساز همزمان با تحولات هنر فلامنکو در اندلس (جنوب اسپانیا) پا به عرصه نهاد. هنر فلامنکو ترکیبی احساسبرانگیز از آواز (کانته)، رقص (بایله) و گیتارنوازی (تُکه) را به شنونده ارائه میکند. در طراحی گیتار فلامنکو سه عامل کلیدی وجود داشت:
- باید بر صدای بلند حرکات پای رقصندگان، کف زدنها و آواز غلبه میکرد و بهخوبی شنیده میشد.
- به نوازنده امکان میداد که تکنیکهای سریع موردنیاز برای نواختن این نوع از موسیقی را اجرا کند.
- قیمت گیتار فلامنکو باید در سطحی تعیین میشد که موزیسینهای معمولی طبقه کارگر نیز بتوانند آن را خریداری کنند.
این سه عامل به خلق گیتاری منجر شد که امروزه در سراسر جهان توسط گیتاریستهای فلامنکو مورد استفاده قرار میگیرد و با وجود شباهت ظاهری به گیتار کلاسیک، سازی متفاوت به شمار میآید.
ساختار و چوبهای بدنه
مهمترین تفاوت گیتار کلاسیک و گیتار فلامنکو به ساختار بدنه آنها برمیگردد؛ بهطور دقیقتر، به چوبهای مورداستفاده در بخشهای پشتی و کناری و ضخامت بدنه.
برای ساخت بخشهای کناری و پشتی گیتار کلاسیک، اغلب از چوب رُزوود (هندی، برزیلی یا دیگر انواع این چوب) و بعضاً از چوب افرا (maple)، گردو (walnut) یا سایر چوبهای سخت استفاده میشود. رُزوود چوبی متراکم با بازتاب صوتی بالاست که صدایی گرم و پیچیده با اُورتُنهای غنی و ساستین طولانی ارائه میکند.
تاپ یا همان صفحه رویی گیتار کلاسیک نیز معمولاً از چوب اسپروس (spruce) یا سدر (cedar) ساخته میشود؛ چوبهایی که به دلیل طنین مطلوب و بهتر شدن ویژگیهای صوتیشان با گذر زمان انتخاب میشوند.
برای ساخت بخشهای کناری و پشتی گیتار فلامنکو، از دیرباز از چوب سرو اسپانیایی (Spanish cypress) بهره گرفته میشود که نسبت به رُزوود، وزن و تراکم کمتری دارد. چوب سرو از لحاظ بازتاب صوتی نیز با چوب رُزوود متفاوت است و بخشی از انرژی صوتی را جذب خود میکند؛ در نتیجه، صدایی روشنتر و کوبهایتر با ساستین کوتاهتر ارائه میکند. شاید به نظر برسد که این شاخصههای صوتی چندان مطلوب نیستند، اما اینها دقیقاً همان ویژگیهایی هستند که برای نواختن موسیقی فلامنکو نیاز است؛ یعنی اَتَک و دیکِی سریع و صدایی که میتواند بدون تأثیرگذاری منفی بر ریتم موسیقی، خود را بهخوبی به گوش شنونده برساند.
A classical guitar is built to sing. A flamenco guitar is built to speak—quickly, percussively, and with rhythmic precision.
گیتار کلاسیک صدایی آوازگونه دارد، اما گیتار فلامنکو گویی سخن میگوید؛ سریع، ضربی و با دقتی ریتمیک.
بهطور کلی، گیتار فلامنکو وزن کمتری دارد. صفحه رویی آن نازکتر است، بریسینگ (ساختار تقویتکننده داخل بدنه) سبکتری دارد و ممکن است بدنه آن نیز کمعمقتر باشد. این ساختار سبکتر موجب میشود که گیتار به لمس و ضربات نوازنده پاسخدهی بالاتری داشته باشد؛ بهعبارت دیگر، بهمحض اینکه شروع به نواختن گیتار فلامنکو کنید، شروع به سخن گفتن میکند! اما در عوض، ساستین و بلندی صدای آن از گیتار کلاسیک کمتر است.
انواع گیتار فلامنکو: بلانکا و نِگرا
گیتارهای فلامنکو بلانکا (بهمعنای فلامنکوی سفید) را میتوان نوع سنتی گیتار فلامنکو دانست که با صدایی روشن و کوبهای، برای همراهی با رقص و کانته (آواز) طراحی شدهاند. در بخشهای کناری و پشتی این ساز از چوب سرو (cypress) یا چنار (sycamore) استفاده میشود که رنگی روشن دارند.
در مقابل، برای ساخت بخشهای کناری و پشتی گیتارهای فلامنکو نِگرا (بهمعنای فلامنکوی سیاه)، همانند گیتارهای کلاسیک، از چوب رُزوود بهره گرفته میشود، اما سایر وجوه ساختاری ساز همانند یک گیتار فلامنکوی عادی است؛ یعنی اکشن پایین، تاپ نازک و صفحه محافظ (گلپیدور).
صدای گیتارهای فلامنکو نِگرا معمولاً گرمتر از گیتارهای فلامنکو بلانکا است و ساستین نتهای آنها نیز طولانیتر است؛ اما کماکان همان پاسخدهی که از یک گیتار فلامنکو انتظار دارید را به شما ارائه میکنند. به همین دلایل نیز بسیاری از نوازندگان مدرن، نگراها را برای اجراهای انفرادی ترجیح میدهند.
اکشن و حس نوازندگی
یکی از تفاوتهای بنیادین گیتارهای فلامنکو و کلاسیک، اکشن یا همان ارتفاع سیمها از صفحه انگشتگذاری (فرتبورد) است.
معمولاً اکشن گیتارهای کلاسیک متوسط است؛ یعنی بهاندازهای که حتی در زمان نوازندگی شدید نیز سیمها بتوانند بدون برخورد با فرتها و ایجاد صدای گزگز، آزادانه به ارتعاش درآیند. چنین اکشنی برای دستیابی به صدای کشیده و آوازگونهای که نوازندگان گیتار کلاسیک میپسندند، مناسب است و فضای کافی برای اجرای تکنیکهایی مانند ویبراتو را در اختیار آنها میگذارد.
در مقابل، اکشن گیتارهای فلامنکو معمولاً پایینتر است و سیمها فاصله کمتری با صفحه انگشتگذاری دارند. نتیجه این امر، صدای گزگزی است که حاصل برخورد سیمها به فرتهاست و برای اغلب شنوندگان و نوازندگان موسیقی فلامنکو خوشایند و مطلوب است. زمانی که یک گیتاریست فلامنکو با تکنیک راسگوادو (ضربات سریع و پیاپی انگشتان دست راست به سیمها) به نوازندگی میپردازد، گزگز خفیف سیمها به افزایش حسوحال کوبهای موسیقی کمک میکند. بهعبارت دیگر، آنچه میتواند در گیتار کلاسیک یک نقص به شمار آید، در گیتار فلامنکو یک مزیت محسوب میشود.
همچنین، اکشن پایینتر به اجرای آسانتر برخی از تکنیکها کمک شایانی میکند. پاساژهای سریع و تکنیکهای لگاتو و پیکادو، همگی با سیمهایی که برای تولید نتهای شفاف به فشار زیادی از سوی انگشتان نیاز ندارند، راحتتر اجرا میشوند.
اما اکشن پایینتر گیتار یک پیامد دیگر نیز دارد و آن هم این است که سیمها فضای کمتری برای به ارتعاش درآمدن در اختیار دارند و در نتیجه، ساستین نتها کوتاهتر میشود. برای نواختن آثار کلاسیک که در آنها نتهای کشیده نقشی محوری دارند، این امر میتواند مشکلساز شود؛ اما برای نواختن فلامنکو که اغلب نتها برای تقویت حسوحال ریتمیک موسیقی کوتاه و مقطع هستند، این ساستین کوتاهتر کاملاً ایدهآل است.

گلپیدور
اگر به ظاهر یک گیتار فلامنکو دقت کنید، بهسرعت متوجه عنصری میشوید که در گیتار کلاسیک وجود ندارد: صفحهای نازک از جنس پلاستیک یا چوب به نام گلپیدور که روی ساندبورد (صفحه رویی ساز) نصب شده است. ضربات کوبهای یا همان گلپ (بهعبارت صحیحتر، گلپه) جزئی مهم از نوازندگی گیتاریستهای فلامنکو هستند و گلپیدور از صفحه رویی گیتار در برابر این ضربات محافظت میکند.
معمولاً نوازندگان از انگشت حلقه یا دیگر انگشتان خود برای اجرای این ضربات روی صفحه رویی ساز استفاده میکنند و وجهی کوبهای به اجرای خود میافزایند. بدون وجود گلپیدور، این ضربات بهمرور به چوب نرم اسپروس و سدر آسیب میزنند.
از آنجا که نوازندگان گیتار کلاسیک معمولاً از چنین تکنیکهایی در نوازندگی استفاده نمیکنند، طبیعتاً نیازی هم به نصب گلپیدور روی ساز خود ندارند.
برخی از گیتاریستهای فلامنکو نگران این هستند که نصب گلپیدور باعث تغییر صدای ساز شود؛ اما از آنجا که گلپیدور ضخامت بسیار کمی دارد و تنها بخشی کوچک از صفحه رویی گیتار را میپوشاند، تأثیر مشهودی در لرزش آزادانه چوب نخواهد گذاشت.
صدا
توصیف تفاوتهای صوتی میان گیتار فلامنکو و کلاسیک تقریباً شبیه توصیف تفاوتهای صوتی میان ویولنسل و ویولن است؛ بدین معنا که سازهایی نزدیک به هم هستند، اما برای کاربردهای موسیقایی متفاوتی طراحی و بهینهسازی شدهاند.
صدای گیتار کلاسیک گرم و غنی با ساستین طولانی است. نتها بهآرامی شکوفا میشوند و بهتدریج محو میشوند. صدای سیمهای بیس عمیق و طنینانداز است و سیمهای تربل، صدایی شیرین و آوازگون دارند. هارمونیکهای غنی این ساز، رنگوبویی چوبی به صدای آن میبخشند. گیتار کلاسیک به ظرافت نوازندگی پاسخ میدهد؛ بهگونهای که حتی تغییرات جزئی در تکنیک دست راست نیز میتواند رنگ صوتی و داینامیک اجرا را بهطرز محسوسی تغییر دهد.
صدای گیتار فلامنکو روشن و کوبهای است. نتها بلافاصله به صدا درمیآیند و بهسرعت محو میشوند. صدای برخورد سیم با فرتها بهوضوح شنیده میشود. صدای سیمهای بیس محکمتر و کوبندهتر است و سیمهای تربل، صدایی نافذ و شفاف دارند. در گیتار فلامنکو، پیچیدگی صوتی اهمیت کمتری دارد و در مقابل، وضوح ریتم و قدرت صدا در اولویت قرار میگیرد.
در جدول زیر، برخی از تفاوتهای بنیادین گیتار فلامنکو و کلاسیک را بهطور خلاصه بیان کردهایم:
| شاخصه | گیتار کلاسیک | گیتار فلامنکو |
| جنس چوب بخشهای کناری و پشتی | معمولاً رُزوود | سرو (بلانکا) یا رُزوود (نگرا) |
| وزن بدنه | سنگینتر | سبکتر |
| اکشن | متوسط | پایین |
| ساستین | طولانی | کوتاه |
| اَتَک | تدریجی | سریع و کوبهای |
| تُن | گرم و پیچیده | روشن و بیواسطه |
| گلپیدور | ندارد | دارد |
| کاربرد معمول | تکنوازی و موسیقی مجلسی (chamber) | همراهی و تکنوازی در موسیقی فلامنکو |
تکنیک نوازندگی
با اینکه گیتار کلاسیک و فلامنکو از نظر تکنیک نوازندگی وجوه مشترک زیادی دارند، اما هر یک از آنها در بستر و سبکهایی متفاوت بهکار گرفته میشوند و در نتیجه، با توجه به ماهیت و شاخصههای منحصربهفرد آنها، تکنیکهایی خاص برای نواختنشان پدید آمده است.
در نوازندگی گیتار کلاسیک، تأکید بر تولید صدایی مطلوب، هدایت خطوط ملودیک و کنترل داینامیک است. در دست راست، معمولاً از ترکیبی از دو تکنیک تیراندو (tirando) و آپویاندو (apoyando) استفاده میشود. ناخنهای دست راست نیز با دقت شکل داده میشوند تا صدایی شفاف و گرم به دست آید. در دست چپ، تمرکز بر اجرای بینقص نتها و ویبراتو است. رپرتوار گیتار کلاسیک، از آثار دوره رنسانس گرفته تا قطعات معاصر را در بر میگیرد و به همین دلیل، نوازنده باید توانایی خلق طیف متنوعی از صداها را داشته باشد و ملودیها را بهصورت پیوسته و روان اجرا کند.
در نوازندگی گیتار فلامنکو، تکنیکهای کوبهای و ریتمیک نقش پررنگی دارند. تکنیکهایی مانند راسگوادو (الگوهای سریع ضربه زدن به سیمها با استفاده از چند انگشت)، گلپ (ضربه زدن به صفحه رویی ساز)، آلزاپوا (تکنیک شست که ملودی و ریتم را با یکدیگر ترکیب میکند) و پیکادو (اجرای سریع نتهای منفرد) از ارکان اصلی این سبک به شمار میروند. دست راست نیز معمولاً نزدیکتر به بریج سیمها را مینوازد تا صدایی روشنتر و نافذتر تولید شود. دقت ریتمیک در فلامنکو از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا این موسیقی بر الگوهای ریتمیک پیچیدهای به نام کمپاس (compás) تکیه دارد و گیتاریست باید هماهنگی کاملی با خواننده و رقصندهها داشته باشد.
شاید این پرسش برای شما مطرح شود که آیا میتوان با گیتار کلاسیک موسیقی فلامنکو نواخت یا با گیتار فلامنکو قطعات کلاسیک را اجرا کرد؟ از نظر فنی، پاسخ هر دو پرسش مثبت است؛ اما در این حالت، بهجای اینکه ساز در خدمت شما باشد، باید با محدودیتهای آن دستوپنجه نرم کنید. ساسـتین طولانی گیتار کلاسیک باعث میشود راسگوادوها وضوح خود را از دست بدهند. در مقابل، دیکِی سریع صدای نتها در گیتار فلامنکو ممکن است باعث شود آثار باخ از طنین و غنای کافی برخوردار نباشند. هر یک از این سازها ابزاری تخصصی برای کاربردی مشخص هستند.
کدام گیتار برای شما مناسبتر است؟
انتخاب از میان این دو ساز، بیش از هر چیز به سلیقه شما و سبکی که قصد دارید در آن فعالیت کنید، بستگی دارد. در ادامه، معیارهایی را بررسی میکنیم که میتوانند در برگزیدن یکی از این دو نوع گیتار به شما کمک کنند:
گیتار کلاسیک را انتخاب کنید اگر:
- قصد دارید آثار موسیقی کلاسیک از آهنگسازانی چون باخ، سور، تارگا، ویا لوبوس و براور را اجرا کنید.
- دوست دارید گیتار شما صدای گرم، آوازگون و عمیق با ساستین طولانی داشته باشد.
- به دنبال سازی هستید که برای تکنوازی یا موسیقی مجلسی مناسب باشد.
- شما نزد یک استاد گیتار کلاسیک آموزش میبینید یا در یک دوره آموزشی کنسرواتوار شرکت میکنید.
گیتار فلامنکو را انتخاب کنید اگر:
- به موسیقی فلامنکو علاقه زیادی دارید و میخواهید تکنیکهای نوازندگی آن را یاد بگیرید.
- به نوازندگی ریتمیک و کوبهای با گیتار علاقهمند هستید.
- دوست دارید در کنار خوانندگان و رقصندگان فلامنکو به اجرای موسیقی بپردازید.
- به سازی نیاز دارید که ظرایف نوازندگی را بیدرنگ منعکس کند و در اجرای گروهی، صدایش بهخوبی شنیده شود.
گیتار فلامنکو نگرا را انتخاب کنید اگر:
- میخواهید برخی از ویژگیهای گیتار فلامنکو، مانند پاسخدهی بالا، اکشن پایین و گلپیدور را داشته باشید، اما درعینحال قصد اجرای بخشی از رپرتوار کلاسیک یا سبکهای دیگر را نیز دارید.
- گیتار فلامنکو نگرا به دلیل بهرهمندی از صفحات پشتی و کناری ساختهشده از چوب رُزوود، نسبت به فلامنکو بلانکای سنتی، صدای گرمتر و ساستین بیشتری تولید میکند و درعینحال، همان حس آشنای نوازندگی با گیتارهای فلامنکو را به شما ارائه میدهد.
Many serious guitarists eventually own both. They’re different instruments for different musical worlds—and exploring both traditions only deepens your appreciation of each.
بسیاری از گیتاریستهای حرفهای در نهایت هر دو ساز را تهیه میکنند. هر یک از آنها به دنیایی متفاوت از موسیقی تعلق دارد و تجربه هر دو، درک عمیقتری از ارزشها و ویژگیهای منحصربهفردشان به شما میبخشد.
آیا یک گیتار میتواند هر دو نقش را ایفا کند؟
اگر بهتازگی یادگیری گیتار را آغاز کردهاید و هنوز نمیدانید در آینده به کدام سمتوسو خواهید رفت، گیتار کلاسیک معمولاً انتخاب مطمئنتری است. این ساز از انعطافپذیری بیشتری برخوردار است و برای اجرای طیف گستردهتری از سبکهای موسیقی مناسب است. اگر بعدها به موسیقی فلامنکو علاقهمند شدید، میتوانید یک گیتار فلامنکو نیز به مجموعه سازهای خود اضافه کنید.
در مقابل، اگر یادگیری را با یک گیتار فلامنکو آغاز کنید و بعدها بخواهید به سراغ رپرتوار کلاسیک بروید، با محدودیتهای بیشتری روبهرو خواهید شد. ساستین کوتاه و صدای روشن این ساز، با ویژگیهای موسیقی کلاسیک همخوانی چندانی ندارد. اکشن پایین آن نیز با وجود اینکه برای نوازندگی فلامنکو ایدهآل است، دست نوازنده را برای اجرای ظرافتها و پویایی موردنیاز در موسیقی کلاسیک تا حدی میبندد.
با این همه، اگر مطمئن هستید که میخواهید فلامنکو بنوازید، از همان ابتدا به سراغ گیتار فلامنکو بروید. شروع یادگیری با این گیتار به شما کمک میکند تا تکنیکهای موسیقی فلامنکو را بهدرستی فرا بگیرید و دیگر نیازی نخواهید داشت عادتهای نادرستی که با یک ساز نامتناسب شکل گرفتهاند را در آینده اصلاح کنید.
نتیجهگیری
گیتارهای کلاسیک و فلامنکو خواهر و برادر هستند، نه دوقلو! این دو ساز ریشهها و وجوه ساختاری مشابهی دارند، اما در گذر زمان، برای پاسخگویی به نیازهای متفاوت دو سنت موسیقایی مختلف تکامل یافتهاند. شناخت تفاوتهای این گیتارها به شما کمک میکند تا گزینه مناسب را برگزینید و قدر هنر و مهارتی که در ساخت این سازها بهکار میرود را بهتر بدانید.
چه جذب صدای گوشنواز گیتار کلاسیک شده باشید و چه عاشق شور و انرژی گیتاریستهای فلامنکو، این سازها جهانی از امکانات موسیقایی را به شما عرضه میکنند؛ پس هر چه زودتر یکی از آنها را برگزینید و سفر خود را آغاز کنید.
در پایان، اگر نوازنده گیتار کلاسیک هستید یا قصد دارید قدم در راه یادگیری این ساز بگذارید، پیشنهاد میکنیم ویدیوی جذاب زیر را نیز تماشا کنید:
منبع: XGuitars



