احتمالاً میدانید که هر تکه چوب، همچون اثر انگشت انسان، الگویی کاملاً منحصربهفرد از خطوط و رگهها دارد و هر وسیلهای که با استفاده از یک تکه چوب طبیعی ساخته میشود، ظاهری کمی متفاوت از یک نمونه دیگر از همان وسیله دارد. از این رو، چوب مورد استفاده در ساخت یک گیتار، علاوه بر اینکه نقشی اساسی در استحکام و کیفیت صدای آن ایفا میکند، میتواند ظاهری زیبا و منحصربهفرد نیز به آن ببخشد و با بافتهای ویژه خود، یک ساز ساده را به یک اثر هنری نفیس تبدیل کند.
گیتارها بسته به نوع خود، معمولاً از چند نوع مشخص از چوب ساخته میشوند که هر یک از آنها، ظاهر و ویژگیهای فیزیکی متفاوتی از دیگری دارد. اما یکی از محبوبترین چوبهای مورد استفاده در ساخت بدنه انواع گیتار، خصوصاً گیتار آکوستیک، ماهون (mahogany) است که بهلطف استحکام بالا، ماهیت صوتی دلچسب و ظاهر جذاب خود، بنیانی برای ساخت چندی از زیباترین سازهای تاریخ شده است. اما نوعی خاص از این چوب که منشاء آن یک درخت مشخص است، شاید مشهورترین و گرانقیمتترین چوب دنیا برای ساخت ساز باشد و بهواسطه ظاهر و کیفیت بیهمتای خود، سالهاست بهشکل قطرهچکانی و با قیمتهایی نجومی در دنیا به فروش میرسد. این چوب به چوب «درخت» یا «The Tree» مشهور است.
گیتارهای ساختهشده از چوب «درخت»، در سادهترین نمونههای خود با قیمتهایی بین سی الی چهل هزار دلار به فروش میرسند و از جذابترین سازها برای کلکسیونرها به شمار میروند.
این چوب در طی دهههای گذشته توسط چندی از موزیسینهای مشهور خریداری شده است تا در ساخت سازهایی انحصاری برای آنها مورد استفاده قرار بگیرد. همچنین تا به امروز، لوتیرهایی نامی همچون رابرت تیلور (Robert Taylor)، مایکل گرینفیلد (Michael Greenfield)، ریچارد هوور (Richard Hoover)، دانا بورژوا (Dana Bourgeois) و اروین سوموگی (Ervin Somogyi) از این تُنوود برای ساخت برخی از نفیسترین گیتارهای خود بهره گرفتهاند.
اما تُنوود «درخت» دقیقاً چیست و چه چیزی آن را تا این حد مشهور و خاص ساخته است؟ منشاء این چوب کجاست و اکنون چه مقدار از آن در دنیا باقی مانده است؟ در این مطلب، قصد داریم جذابترین چوبی که تاکنون در ساخت گیتار مورد استفاده قرار گرفته است را به شما معرفی کنیم و داستان شگفتانگیز آن را نیز برای شما روایت کنیم.
چوب «درخت» دقیقاً چیست؟
داستان «درخت» در سال ۱۹۶۵ شروع شد؛ زمانی که کشور بلیز (Belize) هنوز بخشی از هندوراس بریتانیا بود.
در این سال، چند هیزمشکن در عمق جنگل بارانی چیکیبول (Chiquibul) به یک درخت ماهون عظیم برخوردند که قدی بیش از سی متر و قطری در حدود سه متر داشت. طبق تخمینهای متخصصین، این درخت عظیمالجثه در آن زمان سنی نزدیک به پانصد سال داشت.
بریدن یک درخت با عرضی بیش از عرض یک اتوبوس بزرگ، یا نیازمند شجاعتی بیهمتاست یا کمی جنون! اما برای انجام چنین کاری بدون استفاده از هیچ ابزار پیشرفتهای، شاید هم به شجاعت بسیار نیاز باشد و هم جنون!
خلاصه آنکه هیزمشکنان داستان ما، با اراده و شاید دیوانگی تمام، تصمیم گرفتند که این درخت را بریده و بر زمین بیندازند! آنها بدون هیچ ابزاری و فقط با استفاده از تبرهای خود، شروع به تبر زدن به این درخت ماهون کردند و آن را تکهتکه و وجب به وجب شکستند. اطلاعات مستندی از مدتزمان صرفشده برای بریدن این درخت وجود ندارد؛ اما با توجه به ابزارهای هیزمشکنان در آن زمان و آبوهوای بسیار مرطوب چیکیبول، احتمالاً این افراد هفتهها برای انداختن این درخت تلاش کردهاند.
پس از تلاش بسیار هیزمشکنان، این درخت بالاخره برای سقوط آماده شد و این افراد کهنهکار، برای این لحظه آمادگی کامل داشتند. هیزمشکنان همه چیز را برای سقوط «درخت» آماده کرده بودند؛ اما در لحظه موعود، «درخت» حرکتی کاملاً خارج از پیشبینی هیزمشکنان انجام داد و بهجای اینکه در نقطه موردنظر آنها فرود بیاید، دقیقاً در جهت معکوس شروع به افتادن کرد و در درهای تنگ و عمیق افتاد. در آن زمان، هیزمشکنان تجهیزات کافی در اختیار نداشتند و پس از هفتهها زحمت، آخر هم نتوانستند از درختی که قطع کردند، بهره بگیرند.
اما هرچه این اتفاق برای آن هیزمشکنان ناخوشایند بود، سرنوشت «درخت» را از مسیری نامعلوم به سمت شهرت جهانی کشاند. سقوط «درخت» در دره باعث شد که حمل آن به بخش صنعتی هندوراس بریتانیا با تأخیری طولانی مواجه شود و سالها بعد، این درخت استثنایی بهشکلی بسیار باشکوهتر به دنیا معرفی شود.
اما تا ده سال پس از این ماجرا، «درخت» بیجان و تنها بر کف جنگل افتاده بود.
کشف دوباره «درخت»
یک دهه پس از قطع «درخت» توسط هیزمشکنان و در دهه هفتاد میلادی، الن مانی (Alan Mauney) که صاحب یک کارخانه چوببری بود، زمانی که در جنگل چیکیبول به دنبال چوب میگشت، ناگهان با «درخت» مواجه شد. الن پس از مشاهده این درخت خاص و کشف نوع چوب آن، بلافاصله رابرت نواک (Robert Novak)، یک آمریکایی متخصص در واردات چوبهای خاص را خبر کرد.
این اتفاق، ترکیبی از چند رویداد کاملاً تصادفی بود که سرنوشتی باورنکردنی را برای «درخت» رقم زد. هنگامی که الن مانی بهطور کاملاً اتفاقی این درخت را یافت، رابرت نواک بهطور اتفاقی در آن منطقه بود و اگر او در آن زمان در آنجا حضور نداشت، احتمالاً این درخت زیبا نیز هیچگاه از این کشور خارج نمیشد. در واقع، با رخ ندادن این زنجیره از اتفاقات، «درخت» تا مدتها بعد نیز در آن دره باقی میماند و احتمالاً زیبایی مسحورکننده و قابلیتهای فوقالعادهاش در پروسه آرام و بیرحم تجزیه از بین میرفت و هیچگاه توسط انسانها دیده نمیشد.
اما خوشبختانه، «درخت» سرنوشتی بسیار خوشایندتر از اینها داشت!
با وجود اینکه سیل باعث شد الن و رابرت تا یک ماه نتوانند به سراغ «درخت» بروند، اما رابرت میگوید در همان نگاه اول متوجه شد که با یک درخت بسیار خاص مواجه است. تجربه بسیار او باعث شد که بهسرعت متوجه خاص بودن این چوب شود؛ با این وجود، او در آن لحظه هنوز ارزش واقعی «درخت» را درک نکرده بود.
نواک بهسرعت «درخت» را از مانی خرید و برنامهای برای خارج کردن آن از درون دره تدارک دید. خاک سست جنگل، وزن بسیار بالای «درخت» و آبوهوای مرطوب آن روزها، تنها چندی از موانعی بودند که نواک برای خارج کردن این درخت استثنایی از دره با آن مواجه بود.
او تصمیم گرفت که «درخت» را در همان جایی که هست، به چهار قسمت تقسیم کند و سپس، چهار قسمت بریدهشده را نیز از وسط نصف کند. این کار، خارج کردن «درخت» از دره را به کاری بسیار آسانتر تبدیل میکرد.
پس از این کار، تیم نواک درخت را تکهتکه و بهوسیله تراکتور از دره خارج کردند و آن را بار تریلی کردند. در این زمان، این درخت به سه بخش بسیار سنگینوزن تقسیم شده بود و پس از قرارگیری بر روی تریلی، باید مسافتی معادل با ۱۶۰ کیلومتر که تماماً از جادههایی خطرناک تشکیل شده بود را طی میکرد تا از جنگل خارج شود و به سمت رودخانه چیکیبول برود.
پس از اینکه الوارها به رودخانه رسیدند، باید مسافتی در حدود ۱۱۰ کیلومتر را بهصورت شناور در جریان رودخانه حرکت میکردند تا به یک کارگاه چوببری قدیمی که تماماً با بخار کار میکرد، میرسیدند.
بعد از رسیدن الوارها به کارگاه، نواک نیز در آنجا حضور داشت و با نظارت بر کل پروسه آمادهسازی، ارزش فوقالعاده «درخت» را بهتر درک کرد. در این مرحله، دیگر کاملاً روشن بود که «درخت» یک درخت ماهون عادی نبود. هسته این چوب، پُر بود از رنگهایی بسیار زنده و رگههایی غنی که تا به امروز نیز در هیچ تکه چوب ماهونی دیده نشده است. همچنین لایههای تشکیلدهنده این درخت نیز فشردگی بیبدیلی داشتند که یکی از نشانههای سن بسیار بالای آن بود.
نواک کماکان بر این باور است که چوب «درخت» یکی از زیباترین چوبهایی است که در کل عمر دیده است. اما او تنها کسی نیست که به این امر اعتقاد دارد و موزیسینها، چوبشناسان و لوتیرهایی بیشمار در دنیا وجود دارند که میگویند تابهحال چوبی زیباتر از چوب این درخت منحصربهفرد ندیدهاند.
پروسه آمادهسازی الوارهای «درخت»، حدود دو هفته به طول انجامید و محصول آن، چیزی در حدود ۳۶۶۰ متر تخته چوب بسیار زیبا و مرغوب بود. پس از این، تختههای آمادهشده به کشور آمریکا ارسال شدند و در آنجا بهمدت سی روز در کوره تحت پروسه خشکسازی قرار گرفتند.
اما این چوب منحصربهفرد، ده الی پانزده سال پس از این اتفاقات در جامعه گیتار به شهرت رسید و به «درخت» مشهور شد.
تبدیل شدن به یک اسطوره
در دهه هفتاد و هشتاد میلادی، نوازندگان و تولیدکنندگان گیتار بر این باور بودند که چوب ماهون در مقایسه با چوب رزوود، تنی ضعیفتر و کمجانتر تولید میکند و به دنبال همین امر نیز رزوود از محبوبیتی بسیار بیشتر از ماهون برخوردار بود. اما این باور در میان سازندگان گیتار آرامآرام و با گذر زمان تغییر کرد و شاید یکی از مهمترین دلایل آن را نیز بتوان ورود «درخت» به جهان گیتار دانست.
در سالهای اولیه فروش چوب «درخت»، بخش قابلتوجهی از آن توسط تولیدکنندگان مبلمان و سایر لوازم مشابه خریداری شد و این افراد، تختههای نفیس آن را به میزهای کنفرانس بزرگ، کابینتهای گرانقیمت و وسایلی از این دست تبدیل کردند. گفته میشود که جورج لوکاس (George Lucas)، سازنده مجموعه فیلمهای جنگ ستارگان (Star Wars)، در همان سالها تختههایی از «درخت» را برای پوشاندن دیوارهای استودیوی خود استفاده کرده است.
از این اتفاقات، سالها گذشت و در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود میلادی بود که «درخت» بهشکلی جدی و مستند در ساخت گیتار مورد استفاده قرار گرفت. این امر نیز بهلطف لوتیرهایی پیشرو و نوآور همچون تام ریبک (Tom Ribbecke) و ریچارد هوور (Richard Hoover) رخ داد و میتوان گفت که این افراد در کنار چندی دیگر از لوتیرهای برجسته در آن زمان، نقشی اساسی در محبوبیت «درخت» در جامعه تولیدکنندگان و نوازندگان گیتار داشتند. در این نقطه از تاریخ، «درخت» تازه در حال تبدیل شدن از یک درخت معمولی، به یک افسانه بود!
تام ریبک درباره چوب «درخت» گفته است: «اولین بار که تختههایی از این چوب را دیدم، از زیبایی بیبدیل آن شگفتزده شدم! صدای این چوب بسیار گرم و زیباست و بیس در آن طنینی باورنکردنی دارد.»
یکی دیگر از افراد فعال در صنعت گیتار که بهواقع دلباخته «درخت» شد، طراح اینلی و سازنده گیتار مشهور، هاروی لیچ (Harvey Leach) است؛ فردی که بهطور معمول، علاقه چندانی به چوب ماهون بهعنوان یک تنوود نداشته است.
لیچ درباره این درخت گفته است: «بلافاصله پس از اینکه «درخت» را دیدم، دلباخته آن شدم. این چوب صدایی جادویی نیز داشت. در واقع، میتوان گفت که صدای چوب «درخت»، شباهتی به چوب ماهون نداشت و بیشتر شبیه به بهترین نمونههای رزوود برزیلی در دنیا بود. شفافیت و بیس شگفتانگیز این چوب را تنها میتوان با بهترین نمونههای رزوود در جهان مقایسه کرد.»
لیچ افزوده است: «به خاطر دارم که در آن زمان، دو گیتار از نوع OM را بهصورت همزمان ساختم. در یکی از آنها از چوب «درخت» و در دیگری از چوب رزوود برزیلی استفاده کردم. صدادهی و عملکرد این دو ساز بسیار مشابه بود و میتوان گفت که صدایی شبیه به یکدیگر داشتند. اما نکته جالب اینجاست که گیتار ساختهشده از چوب «درخت»، ویژگیهای صوتی شبیهتری به یک گیتار ساختهشده از رزوود برزیلی نسبت به گیتاری که از خود این چوب ساخته شده است، داشت!»
هاروی لیچ تا به امروز شانزده گیتار با استفاده از چوب «درخت» تولید کرده است و تختههایی از این چوب را نیز برای تولید چند گیتار دیگر در انبار خود کنار گذاشته است.
ویژگیهای استثنایی «درخت»
طبق اعتقاد برخی از متخصصین، شکل رگههای «درخت» که یادآور لاک لاکپشت است و پیچ و تابی بسیار دارد، احتمالاً به دلیل یک مشکل ژنتیکی در آن حاصل شده است. با این حال، دلیل اصلی این ظاهر منحصربهفرد، هنوز هم یک معما باقی مانده است. دلیل زیبایی مسحورکننده این چوب هر چه باشد، شکی در زیبایی آن نیست و تمامی افراد دنیا بر سر آن اتفاق نظر دارند!
ظاهر «درخت» خیرهکننده است و عمق بیبدیل رنگ آن در ترکیب با الگوهای بزرگ و بیسابقه از رگههای نقاشیمانند، باعث میشوند که با نگاه کردن به آن، ضربان قلبتان بالا برود!
در ادامه، گفتههای ادم پرلموتر (Adam Perlmutter) را درباره رگههای ویژه «درخت» میخوانید: «اشکال و رگههای منحصربهفرد درخت را میتوان به سه گروه کلی تقسیم کرد. یکی از طرحهای چوب در این درخت، شبیه به لاک لاکپشت است و اشکالی مثلثی در خود دارد که خطوط بیرونی آن، تیره و بسیار برجسته هستند. یکی دیگر از بافتها و طرحهای این چوب به رگههای سوسیسی معروف است؛ به این دلیل که رگههای عریض افقی آن، کمی یادآور شکل سوسیس هستند. در این رگهها، خطوط عمودی پیچ وا پیچی نیز وجود دارند که شبیه پیچکهای بلند یک گیاه هستند. رگههای گروه سوم، فراز و نشیبی بسیار دارند و با دیدن آن فکر میکنید با سطحی سهبعدی روبرو شدهاید. این نوع را میتوان عجیبترین نوع از چوب «درخت» دانست. در حالی که هر سه نوع از این چوب بهنوبه خود فوقالعاده و خیرهکننده هستند، اما نوع اول بیشترین محبوبیت و تقاضا را دارد.»
تن چوب «درخت» با هر چوب دیگری متفاوت است. فشردگی بافت این چوب، پاسخدهی و طنینی به صدای گیتارهای ساختهشده از آن میبخشد که تنها رقیب آن، رزوود برزیلی است. همچنین گیتارهای ساختهشده از این چوب از همان لحظه اول، صدایی بسیار آزاد و زنگدار تولید میکنند و تمایز خود را از هر چوب دیگری به نوازنده نشان میدهند.
تا به امروز، هیچ درخت دیگری در دنیا کشف نشده است که چه در زیبایی بصری و چه در کیفیت صدا در ساخت گیتار، با «درخت» قابلمقایسه باشد؛ بنابراین، میتوان گفت که این چوب، یک چوب بیبدیل در دنیاست.
اکنون چه مقدار از این چوب باقی مانده است؟
تختههای چوب «درخت» معمولاً بهصورت عمومی به فروش نمیرسند و سالهاست که عرضه این چوب بهصورت تجاری متوقف شده است. کمیاب بودن چوب «درخت» و تقاضای موجود برای آن در بازار، باعث میشود که لوتیرهایی که نمونههایی از آن را در اختیار دارند، به هیچ وجه حاضر به فروش آن نشوند. بهعبارت دیگر، امروز خرید یک نمونه از این چوب، خصوصاً برای ساخت گیتار، بسیار دشوار و تقریباً غیرممکن است. طبق تخمینهای ما، اکنون احتمالاً تنها حدود ۱۰۰ الی ۲۰۰ تخته آماده از چوب «درخت» برای ساخت گیتار در دنیا باقی مانده است.
اما خبر خوب این است که اگر به بازارهای خارجی دسترسی داشته باشید و بودجه و صبر کافی نیز داشته باشید، میتوانید با جستجوی کافی، آخرین نمونههای باقیمانده از این چوب را خریداری کنید. اخیراً وبسایت استومک (StewMac) که یک فروشگاه تخصصی قطعات گیتار است، تعدادی بسیار محدود از این چوب را بهصورت آنلاین به نمایش گذاشته که همگی آنها نیز شاید از زیباترین نمونههای این چوب باشند! اما اگر نتوانید این مجموعه محدود از چوبهای «درخت» را خریداری کنید، احتمالاً دیگر هیچگاه نخواهید توانست این چوب را در اختیار داشته باشید. البته که گیتارهای ساختهشده از «درخت» با وجود کمیاب بودن، آنقدرها هم نایاب نیستند و اگر بودجهای کافی داشته باشید و نگران قیمت گیتار آکوستیک رؤیاهای خود نباشید، میتوانید یک نمونه دستدوم از آنها را پیدا و خریداری کنید!
در نهایت، «درخت» زیباترین چوبی است که تابهحال کشف شده و بهشکل صنعتی در ساخت وسایل روزمره و موسیقی مورد استفاده قرار گرفته است و از این رو، وسایل ساختهشده از آن نیز تقریباً گرانقیمتترین محصولات در دستهبندی خود هستند. ما نیز با مطالعه درباره این چوب، دلمان خواست که حداقل یک نمونه گیتار ساختهشده از آن را از نزدیک مشاهده کنیم و صدای آن را بشنویم. احتمالاً شما نیز با خواندن این مطلب، اکنون برای دیدن وسایل ساختهشده از این چوب هیجان دارید!
منبع: StewMac







عالی بود ✌👍