اگر گیتاریست باشید، میدانید هیچ چیز بدتر از این نیست که بر روی استیج حاضر شوید، ساز خود را با دقت کوک کنید، سپس یک کاپو روی دسته آن قرار دهید و با نواختن اولین آکورد متوجه شوید که تمامی سیمها مجدداً از کوک خارج شدهاند! کاهش پایداری کوک در زمان استفاده از کاپو، پدیدهای رایج در گیتار است و بسیاری از نوازندگان، آن را تجربه کردهاند. پس نگران نباشید؛ زیرا شما در تجربه این پدیده تنها نیستید!
اما دلیل رخ دادن چنین اتفاقی چیست و چگونه میتوان این مشکل را حل کرد یا حداقل بهبود داد؟ چند دلیل برای رخ دادن چنین پدیدهای وجود دارد که در این مطلب، قصد داریم به تمامی آنها بپردازیم و برای همگی آنها نیز راهحل ارائه کنیم.
۱- مشکلات اینتونیشن
اگر زمانی که کاپو را بر روی گیتار نصب میکنید سیمها بلافاصله از کوک خارج میشوند، اولین چیزی که باید در ساز خود بازبینی کنید، اینتونیشن آن است.
اگر بخواهیم اینتونیشن را به زبان ساده توضیح دهیم، میتوان گفت یک گیتار باید زمانی که سیمهایش بهشکل صحیح کوک شدهاند، در تمامی فرتهای خود نتی دقیق تولید کند. در گیتاری با اینتونیشن صحیح، نت E دستباز در سیم ششم باید صدایی دقیقاً مشابه با نت E فرت پنجم سیم پنجم تولید کند. همچنین نت تولیدشده در هر سیم در فرت دوازدهم، باید دقیقاً یک اکتاو بالاتر از نت دستباز آن سیم باشد.
در صورتی که گیتار شما اینتونیشنی صحیح نداشته باشد، سیمهای آن بهشکل دستباز کاملاً کوک هستند، اما با حرکت به سمت فرتهای بالاتر، صدایی ناکوک و ناکوکتر را خواهید شنید. چنین مسئلهای باعث میشود که گیتار شما همیشه صدایی نسبتاً عجیب تولید کند و هرچه سیمهای آن را کوک کنید نیز کماکان این مشکل ادامه داشته باشد. در این صورت، زمانی که یک کاپو را بر روی دسته گیتار نصب میکنید، این مشکل تشدید میشود و نتهای آن حتی ناکوکتر نیز میشوند؛ زیرا کاپو معمولاً علاوه بر فشردن سیمهای گیتار به فرتبورد، آنها را اندکی از کوک خارج میکند و همین امر نیز باعث انحراف مضاعف کوک تمامی سیمها از کوک صحیح میشود. از این رو، اگر بر روی دسته گیتاری که اینتونیشن صحیحی ندارد، یک کاپو نصب کنید و چند آکورد دستباز بنوازید، احتمالاً صدایی ناخوشایند را تجربه خواهید کرد!
همچنین، کیفیت کاپو نیز نقشی اساسی در رفتار آن با سیمها دارد و در ادامه، این مورد را با جزئیاتی بیشتر بررسی خواهیم کرد.
مشکل اینتونیشن ممکن است در نوازندگی انفرادی چندان مشخص نباشد و شاید تا زمانی که با یک گروه موسیقی به اجرا نپردازید یا حداقل روی یک قطعه موسیقی نوازندگی نکنید، متوجه آن نشوید. از این رو، پیشنهاد میکنیم حتماً این مورد را در گیتار خود با دقت مورد بازبینی قرار دهید تا در زمان اجرای گروهی دچار مشکل نشوید!
نحوه بازبینی و آزمایش اینتونیشن در گیتار
بازبینی صحت اینتونیشن گیتار بسیار ساده است و تنها با صرف چند دقیقه زمان قابل انجام است. اما در مقابل، تنظیم این مؤلفه در گیتار چندان آسان نیست و نیازمند کمی مهارت فنی است. از این رو، اگر با قطعات گیتار و نحوه تنظیم و تعمیر آنها آشنا نیستید، بهتر است که این کار را به یک فرد مجرب بسپارید.
اما پیش از اینکه گیتار را به تعمیرکار تحویل دهید، میتوانید خود بهآسانی اینتونیشن آن را طبق مراحل زیر بازبینی کنید:
- اول از همه، از کوک بودن سیمهای ساز بهصورت دستباز اطمینان حاصل کنید و اگر کوک یکی از سیمها صحیح نیست، آن را کوک کنید.
- سپس، فرت دوازدهم را نگه دارید و ببینید که در این فرت نیز ساز صدایی کاملاً کوک تولید میکند یا خیر. نت تولیدشده در این فرت، باید دقیقاً یک اکتاو بالاتر از نت سیم بهصورت دستباز باشد.
- در آخر، سیم را همزمان با نگه داشتن انگشت خود روی فرت دوازدهم بنوازید و بلافاصله پس از نواختن آن، دست خود را از روی فرت بردارید تا هارمونیک طبیعی آن را بشنوید. اگر در این شرایط نیز سیم نتی با کوک دقیق تولید کرد، اینتونیشن ساز شما صحیح است.
پس از انجام این مراحل، شاید متوجه شوید که ساز شما اینتونیشنی بسیار نزدیک به حالت صحیح دارد، اما بینقص نیست. در این صورت باید بدانید که تنظیم کامل و بینقص اینتونیشن گیتارها، خصوصاً در گیتارهای آکوستیک مجهز به سدلهای یکتکه غیرقابل تنظیم، تقریباً امکانپذیر نیست و قرار نیست هیچگاه حالتی بینقص از این مؤلفه را در آنها تجربه کنید.
با این وجود، اینتونیشن در هر نوعی از گیتار باید حداقل به حالت بینقص نزدیک باشد؛ به این صورت که پس از آزمایش این مؤلفه، اگر نت تولیدشده به گوشتان دقیق است اما در تیونر با تنها چند سنت اختلاف با نت اصلی نمایش داده میشود، نیازی نیست وسواس به خرج دهید و میتوان گفت که اینتونیشن ساز شما صحیح است.
در مقابل، اگر طی بازبینی اینتونیشن ساز، حتی با گوش نیز متوجه اختلاف در کوک نت دستباز و فرت دوازدهم سیمها شُدید، پس گیتار شما به تنظیم و ستاپ نیازمند است.
در نظر داشته باشید که اگر اینتونیشن ساز شما دقیق نباشد، صدای آن در اجراهای گروهی بهوضوح از کوک خارج خواهد بود و باعث گیج شدن نوازندگان دیگر خواهد شد. از این رو، پیشنهاد میکنیم پیش از حضور در یک اجرا، حتماً این مؤلفه را در گیتار خود بازبینی کنید. این امر اگر قصد خوانندگی و نوازندگی همزمان را داشته باشید نیز شدیداً دردسرساز خواهد شد.
روش تنظیم اینتونیشن در گیتار
تنظیم دقیق گیتار میتواند تأثیری مشهود در عملکرد آن داشته باشد. اگر گیتار شما از نوع الکتریک یا آکوستیک با سدلهای قابل تنظیم باشد، خودتان نیز میتوانید با کمی مهارت فنی، اینتونیشن آن را تنظیم کنید. اما اگر مهارت کافی برای انجام این کار را ندارید، ممکن است با انجام آن، وضعیت گیتار خود را بدتر کنید و در آخر نیز مجبور شوید آن را برای ستاپ صحیح به یک تعمیرکار گیتار بسپارید!
بهطور کلی، اگر اینتونیشن گیتار شما دقیق نیست، احتمالاً وضعیت ساز شما در بخشهای دیگر نیز چندان بهینه نیست و خوب است که آن را به یک تعمیرکار خبره تحویل دهید تا سرویس و ستاپی اساسی بر روی آن صورت بگیرد.
یک تکنسین باتجربه برای ستاپ اینتونیشن ساز شما، اکشن آن را با دقت بازبینی میکند، فرتهای آن را مورد بررسی قرار میدهد و در صورت نیاز، سطح آنها را با سوهان تصحیح میکند. همچنین، اگر گیتار شما از نوع آکوستیک باشد، سدل آن را نیز مورد بررسی دقیق قرار میدهد و در صورت نیاز، آن را سوهان میزند. پس از انجام این مراحل، تعمیرکاران معمولاً از یک تیونر بسیار دقیق بهره میگیرند تا از صحت اینتونیشن ساز شما اطمینان حاصل کنند.
۲- نوع کاپوی گیتار
فرض میکنیم اینتونیشن ساز شما هیچ نقصی ندارد و مشکلات کوک آن در زمان استفاده از کاپو اصلاً مربوط به این مؤلفه نیست. در این صورت، خود کاپو و نوع آن، متهم ردیف اول پرونده به شمار میروند! کاپوی گیتار وسیلهای ساده است که امروزه در چندین نوع، با اندازهها، اشکال و قیمتهایی مختلف در بازار قابل خریداری است.
ارزانترین نوع کاپو، شکلِ بندی این وسیله است که همچون یک دستبند به دور دسته گیتار بسته میشود و میتوان آن را بهوسیله یک مکانیزم کشی یا سیستمی همچون بند ساعت، بر روی فرت مورد نظر سفت کرد. این نوع از کاپو به دلیل اندازه کوچک، قیمت مناسب و قابلیت حمل آسان خود، توسط بسیاری از گیتاریستها مورد استفاده قرار میگیرد.
نوع لاستیکی این نوع از کاپو نیز در بازار وجود دارد که مکانیزم نصب و کارکردی مشابه دارد، اما انعطاف آن کمی بیشتر است و از این رو، میتوان آن را آسانتر روی دسته گیتار نصب کرد و از آن جدا ساخت.
مشکل اصلی این قبیل کاپوهای ارزانقیمت و ساده این است که مکانیزم کششی آنها و بازه تنظیم محدودشان، باعث میشود که همزمان با فشردن سیمها بر روی فرتبورد، کمی فشار جانبی نیز به آنها وارد کنند و آنها را به اطراف بکشند. کشش جانبی یا فشار بیشازحد بر سیمها، چه در زمان نوازندگی و چه در زمان استفاده از کاپو، یکی از رایجترین دلایل مشکلات کوک در گیتار است.
بهطور کلی، کاپوهای گیتار ارزانقیمت و نهچندان خوشساخت، چه از نوع بندی و چه از نوع فنری و گیرهای، میتوانند فشاری بیشازحد به سیمهای گیتار وارد کنند و بدین شکل، آنها را از کوک خارج کنند. در این شرایط، احتمالاً متوجه خواهید شد که سیمهای بمتر و ضخیمتر معمولاً بیشتر دچار مشکل میشوند؛ زیرا کاپو فشار بیشتری به آنها وارد میکند.
برای اینکه ببینید آیا مشکل کوک گیتارتان در زمان استفاده از کاپو، مربوط به خود کاپو است یا نه، میتوانید آزمایشی ساده را انجام دهید: زمانی که کاپو بر روی ساز نصب شده است، یک نت بنوازید و بلافاصله سعی کنید آرامآرام فشار کاپو بر روی سیمها را بکاهید. این کار را بهمیزانی انجام دهید که سیمها دچار گز نشوند و در عین حال، فشار وارده بر آنها کاهش یابد. حال ببینید که آیا با انجام این کار، کوک نت تولیدشده تغییر میکند یا خیر. در صورتی که پس از این مراحل، کوک گیتار کمی پایینتر آمد و به حالت دقیق خود بازگشت، پس مشکل قطعاً از کاپوی شماست.
در نظر داشته باشید که این روش تنها با کاپوهای گیرهای یا همان فنری قابل انجام است و نمیتوان از آن برای تست یک کاپوی بندی بهره برد. البته از نظر ما، کاپوهای بندی بهطور کلی محصولاتی چندان حرفهای نیستند و پیشنهاد میکنیم حتیالامکان از آنها استفاده نکنید.
بهترین انواع کاپوی گیتار
همانطور که پیشتر اشاره شد، امروزه کاپو در تنوعی وسیع در بازار وجود دارد و میتوانید بسته به سلیقه، بودجه و نوع ساز خود، یک نمونه از آن را برای خود انتخاب کنید.
اما باید بدانید که تمامی انواع این وسیله، کیفیت مناسبی ندارند و نمیتوانند آنچه به دنبالش هستید را در نوازندگی به شما ارائه کنند. همچنین برخی از برندهای سازنده تجهیزات جانبی موسیقی، بهکلی کاپوی گیتار باکیفیتی در سبد محصولات خود ندارند و بهتر است به سراغ آنها نروید.
در ادامه، فهرست چندی از بهترین برندهای کاپوی گیتار را مشاهده میکنید:
- شاب (Shubb)
- استگ (Stagg)
- فندر (Fender)
- کایزر (Kyser)
- ارنی بال (Ernie Ball)
- دانلوپ (Jim Dunlop)
- داداریو (D’Addario)
برندهای بالا، کاپوهایی باکیفیت از نوع گیرهای و بندی در میان محصولات خود دارند. اما انواعی دیگر از این وسیله نیز در بازار وجود دارد که به مکانیزم فنری وابسته نیستند و از این رو، هیچگاه فشاری بیشازحد را به سیمهای گیتار وارد نمیکنند. یکی از این کاپوها، سری Performance از شرکت G7th است.
این کاپوی نسبتاً گرانقیمت به لطف مکانیزم انحصاری و پیشرفته خود، همواره فشاری کافی و صحیح را به سیمهای ساز وارد میکند و هیچگاه باعث خارج شدن آنها از کوک نمیشود. نصب و جداسازی G7th Performance بسیار آسان است و میتوان این کار را با استفاده از تنها یک دست نیز انجام داد. همچنین اگر این کاپو فشاری بیشازحد به سیمهای ساز وارد کرد نیز تنها کافیست آن را لحظهای جدا کرده و دوباره روی دسته نصب کنید تا فشار وارده آن به سیمها مجدداً بهینهسازی شود.
اما در نهایت، پیشنهاد میکنیم پیش از خرید کاپوی گیتار، چند نوع مختلف از این وسیله را بر روی ساز و در حین نوازندگی مورد آزمایش قرار دهید تا در نهایت، مناسبترین نمونه از آن را بسته به شرایط و سلیقه خود بیابید.
البته اکثر انواع کاپو، بهجز محصولاتی از برندهایی همچون شاب (Shubb)، قیمتی پایین دارند و میتوانید برای آزمایش آنها، چند مدل مختلف را خریداری کنید.
در هنگام انتخاب و خرید کاپو باید بهجز مواردی همچون سلیقه و بودجه خود، آسانی استفاده از کاپو را نیز در نظر بگیرید و فکر کنید که نوازندگی با چه شکلی از کاپو برای شما آسانتر است و آیا قرار است که آن را در حین نوازندگی از ساز جدا کنید یا خیر. اگر قصد دارید چنین کاری انجام دهید، بهتر است به سراغ کاپوهایی با مکانیزم نصب و جداسازی آسان بروید تا بتوانید آنها را با یک دست نیز بر روی دسته ساز قرار داده یا از آن جدا کنید.
۳- اندازه فرتها
یکی دیگر از مواردی که ممکن است باعث به هم ریختن کوک سیم گیتار در زمان استفاده از کاپو شود، اندازه بزرگ فرتهای ساز است. در واقع، هرچه فرتهای ساز بزرگتر باشد، احتمال اینکه نصب کاپو باعث اعمال فشار بیشازحد بر سیمها و بر هم زدن کوک آنها شود، بیشتر خواهد بود.
البته این امر بدین معنا نیست که برای نصب کاپو بر روی گیتارتان، باید فرتهای آن را با نمونهای کوچکتر تعویض کنید! همانطور که میدانید، فرتهای بزرگتر مزایایی متعدد در نوازندگی دارند و عمل انگشتگذاری را برای شما تسهیل میکنند؛ اما در گیتارهایی که به این نوع از فرت مجهز هستند، نصب یک کاپو میتواند باعث به هم خوردن کوک شود.
گیتارهایی با طراحی قدیمیتر که به فرتهای وینتج و کوچک مجهز هستند، همچون نمونههای ساده گیتارهای فندر تلکستر (Telecaster) و استرتوکستر (Stratocaster)، عملکرد بهتری در نصب کاپو دارند و کوک آنها با استفاده از یک نمونه باکیفیت از این وسیله تغییر محسوسی نمیکند. اما در نقطه مقابل، فرتهایی با اندازه جامبو با ارتفاع بیشتر خود، باعث میشوند که سیمهای گیتار با فاصلهای قابل توجه از سطح چوبی فرتبورد قرار بگیرند و به دلیل فشرده شدن با قدرتی زیاد بهوسیله کاپو، دچار تغییر کوک شوند.
۴- قرارگیری اشتباه کاپو یا کهنگی سیم گیتار
ممکن است که شما کاپو را بهصورت اشتباه روی سیمهای ساز خود قرار دهید یا بر اثر عجله، آن را بهشکل کج روی دسته گیتار نصب کنید و به دنبال آن، فشاری نامتوازن توسط این وسیله به سیمهای ساز وارد شود.
برای نصب کاپو بهشکلی صحیح، باید آن را درست در پشت میله فرت و در همان موقعیت بهینه انگشتگذاری روی فرتبورد قرار دهید.
پس از نصب کاپو، از فاصله برابر تمامی سیمها با یکدیگر در محدوده قرارگیری کاپو و موازی بودن آنها اطمینان حاصل کنید.
همچنین کاپو باید با فرتهای ساز نیز کاملاً موازی باشد. شاید این نکات از نظرتان بدیهی باشد؛ اما باید بدانید که غفلت از آن و فشار جانبی به یکی از سیمها توسط کاپو حتی به جزئیترین میزان، نتایجی ناخوشایند را در زمینه کوک آن سیم در پی خواهد داشت.
البته اگر پس از نصب کاپو، متوجه شدید که یک یا چند سیم گیتار کمی خارج از محور خود قرار گرفته است و با سیمهای دیگر موازی نیست، ممکن است این اتفاق به دلیل نصب کاپو رخ نداده باشد و دلیل آن، کهنگی سیم باشد. در واقع، در مواردی نادر، سیمهای گیتار بر اثر استفاده بیشازحد، دچار خمشدگی میشوند و همین امر نیز باعث به هم خوردن کوک آنها در برخی از فرتها میشود. در این صورت، برای دریافت عملکردی بهینه از گیتار خود، باید به فکر تعویض سیمهای آن باشید!
سخن آخر
با اینکه تجربه مشکلات کوک در هنگام استفاده از کاپو در نوازندگی گیتار میتواند بسیار کلافهکننده باشد، اما خبر خوب این است که حل این مشکل معمولاً آسان است و راهحلهایی مشخص برای آن وجود دارد. اگر این مشکل برای شما نیز پیش آمد، با مطالعه این مقاله دیگر با افسوس و از سر ناچاری، دست خود را به سمت تیونرهای ساز نمیبرید و ابتدا به سراغ بازبینی تمامی بخشهای ساز خود و حل مشکل بهصورت اصولی و فکرشده خواهید رفت.
در صورتی که در نوازندگی بهشکل مرتب از کاپو استفاده میکنید، بهتر است کمی بیشتر هزینه کنید و یک نمونه باکیفیت و حرفهای از این وسیله را بخرید تا عملکردی قابل اطمینانتر را از آن دریافت کنید. اما در نظر داشته باشید که حتی بهترین کاپوی گیتار نیز نمیتواند مشکلات ستاپ و اینتونیشن را در ساز حل کند و در نتیجه، اگر مشکل کوک از گیتار شما باشد، هیچ روشی جز تعمیر و ستاپ ساز برای حل آن وجود ندارد.
اگر گیتار شما نیازمند کمی رسیدگی است، توصیه میکنیم که آن را به خبرهترین تعمیرکار گیتاری که میشناسید، بسپارید و از او بخواهید سازتان را بازبینی کند و تمامی مشکلات ستاپ آن را برطرف کند. این کار، میتواند تأثیری بسیار مثبت بر روی عملکرد و حس نوازندگی ساز شما داشته باشد.
امیدواریم که از مطالعه این مطلب لذت برده باشید و بتوانید با بهرهگیری از نکات آن، بهشکلی بهینهتر از کاپو در نوازندگی بهره بگیرید و اجراهای بهتری را از خود به نمایش بگذارید.
در پایان، اگر دوست دارید با کاربردهای کاپو و انواع این وسیله بیشتر آشنا شوید، پیشنهاد میکنیم ویدیوی آموزشی زیر را تماشا کنید:
منبع: Andertons
مترجم: امیر تولی



